×
×

نان، حقوق بشر و دوگانگی آشکار غرب

  • کد نوشته: 54846
  • 03 قوس 1404
  • در گفتمان رسمی غرب، «حقوق زن» یکی از ستون‌های اصلی تمدن، معیار پیشرفت و ابزار سنجش سطح دموکراسی معرفی می‌شود. کشورهایی مانند فرانسه خود را پیشگام آزادی، برابری و مدافع سرسخت کرامت انسانی زنان می‌دانند. اما واقعیت‌های میدانی در این کشورها تصویری متفاوت و نگران‌کننده ارائه می‌کند؛ تصویری که نشان می‌دهد فاصله میان شعار و عمل از همیشه بیشتر است.
    نان، حقوق بشر و دوگانگی آشکار غرب

    در گفتمان رسمی غرب، «حقوق زن» یکی از ستون‌های اصلی تمدن، معیار پیشرفت و ابزار سنجش سطح دموکراسی معرفی می‌شود. کشورهایی مانند فرانسه خود را پیشگام آزادی، برابری و مدافع سرسخت کرامت انسانی زنان می‌دانند. اما واقعیت‌های میدانی در این کشورها تصویری متفاوت و نگران‌کننده ارائه می‌کند؛ تصویری که نشان می‌دهد فاصله میان شعار و عمل از همیشه بیشتر است.

    بر اساس گزارش‌های رسمی، هر هفت ساعت در فرانسه یک زن یا کشته می‌شود یا بر اثر خشونت‌های مستمر به خودکشی سوق داده می‌شود. همچنین هر ۲۳ ثانیه یک زن با آزار جنسی مواجه می‌شود و هر دو دقیقه یک مورد تجاوز جنسی ثبت میشود. آمار قتل زنان در فرانسه تنها در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۱ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است؛ رقمی که حکایت از یک بحران اجتماعی عمیق دارد، نه رخدادهای استثنایی و موردی.

    در کنار این آمار تکان‌دهنده، گزارش‌هایی نیز منتشر شده که حتی شماری از افسران پولیس به سوءاستفاده و تجاوز در بازداشتگاه‌ها متهم شده‌اند. نهادهای مدافع حقوق زنان نیز بارها نسبت به افزایش خشونت جنسی در محیط‌های دانشگاهی هشدار داده‌اند. این یافته‌ها را نمی‌توان به رفتارهای فردی تقلیل داد؛ بلکه نشانه‌ای روشن از یک بحران ساختاری و ناکارآمدی نظام‌هایی است که مدعی دفاع از زن هستند.

    در چنین وضعیتی پرسشی اساسی شکل می‌گیرد:

    آیا جهان، آمار شفافی از تعداد زنانی که روزانه در افغانستان قربانی خشونت، قتل یا فشارهای اجتماعی می‌شوند، در اختیار دارد؟ آیا آمار مستندی از میزان آزار، تجاوز و خشونت جنسی در شهرهای افغانستان ارائه می‌شود؟

    اگر آمار رسمی افغانستان در این زمینه‌ها نزدیک به صفر یا به‌مراتب کمتر از کشورهای مدعی «پیشرفت» باشد، پس چرا همین کشورها افغانستان را همواره به‌نام «نقض حقوق زنان» زیر فشار سیاسی، تبلیغاتی و تحریم‌های بین‌المللی قرار می‌دهند؟

    در اینجاست که مسئله اصلی آشکار می‌شود:

    آیا حقوق زن یک ارزش جهانی و انسانی است، یا ابزاری سیاسی برای فشار، مهندسی افکار عمومی و مشروعیت‌سازی مداخلات خارجی؟

    و پرسشی دیگر: آزادی‌ای که غرب برای زنان خود ترسیم کرده، تا چه اندازه با امنیت، ثبات روانی و کرامت انسانی همراه است؟ اگر این مدل، مدل موفقی است، چرا محصول آن جامعه‌ای با این میزان خشونت، اضطراب و فروپاشی اخلاقی است؟

    حقوق زن زمانی معنا پیدا می‌کند که به امنیت واقعی، احترام انسانی و ثبات اجتماعی منجر شود؛ نه اینکه پشت واژه‌های زیبا و شعارهای رسانه‌ای، واقعیتی تلخ و جامعه‌ای بحران‌زده پنهان گردد.

    نویسنده: رحمت الله فیضان

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *