۲۷ سپتامبر هر سال بهعنوان روز جهانی گردشگری گرامی داشته میشود؛ روزی که برای برجستهساختن نقش گردشگری در اقتصاد، فرهنگ و پیوند میان ملتها نامگذاری شده است. مجمع عمومی سازمان جهانی گردشگری در سال ۱۹۷۹ ایجاد این روز را تصویب کرد و نخستین بار در سال ۱۹۸۰ از آن بزرگداشت به عمل آمد. تاریخ ۲۷ سپتامبر نیز به دلیل همزمانی با تصویب اساسنامه سازمان جهانی گردشگری در سال ۱۹۸۰ انتخاب شد.
گردشگری در جهان دیگر تنها به معنای سفر و تفریح نیست؛ بلکه برای بسیاری از کشورها به یکی از بخشهای مهم اقتصادی تبدیل شده است. این صنعت با هوتلها، رستورانتها، ترانسپورت، صنایع دستی، خدمات محلی و حفاظت از میراث فرهنگی پیوند دارد و میتواند زمینه کار و درآمد را برای شمار زیادی از مردم فراهم کند.
افغانستان نیز از این نگاه، کشوری با ظرفیتهای قابل توجه است. از شهرهای تاریخی هرات و بلخ گرفته تا منار جام، دره بامیان، بند امیر و باغ بابر، مجموعهای از میراثهای تاریخی و طبیعی در کشور وجود دارد که میتواند زمینه جذب گردشگران داخلی و خارجی را فراهم کند.
در حال حاضر دو اثر افغانستان، یعنی «منظر فرهنگی و بقایای باستانشناختی دره بامیان» و «منار و بقایای باستانشناختی جام»، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند. شهر هرات، شهر بلخ، بند امیر و باغ بابر نیز در فهرست موقت این سازمان قرار دارند.
اما داشتن جاذبههای تاریخی و طبیعی بهتنهایی برای ساختن یک صنعت گردشگری کافی نیست. گردشگر زمانی یک مکان را انتخاب میکند که در کنار جاذبههای دیدنی، راه دسترسی مناسب، محل اقامت، خدمات صحی، اطلاعات کافی و امکانات لازم برای سفر نیز در اختیار داشته باشد.
افغانستان برای استفاده از این ظرفیت، نخست به یک برنامه منظم و درازمدت گردشگری نیاز دارد. باید مشخص شود که هر ولایت چه جاذبههایی دارد، چه نوع گردشگری در آن قابل توسعه است و برای آمادهسازی آن منطقه به چه امکاناتی نیاز است. بدون چنین نقشهای، فعالیتهای گردشگری پراکنده باقی خواهد ماند.
یکی از نیازهای اساسی، بهبود راههای مواصلاتی به مکانهای گردشگری است. بسیاری از جاذبههای طبیعی و تاریخی افغانستان در مناطقی قرار دارند که دسترسی به آنها برای مسافران دشوار است. سرمایهگذاری در جادهها، وسایل نقلیه مناسب و خدمات ابتدایی میتواند نخستین گام برای فعالسازی این مناطق باشد.
در کنار راه، ایجاد هوتلها و مهمانخانههای معیاری نیز اهمیت دارد. گردشگر باید بتواند پیش از سفر بداند که در مقصد کجا اقامت خواهد کرد، چه خدماتی دریافت میکند و هزینه سفر چقدر خواهد بود. ایجاد چنین خدماتی، افزون بر جذب گردشگر، زمینه فعالیت برای شرکتهای خصوصی و کسبوکارهای کوچک را نیز فراهم میکند.
حفاظت از میراث تاریخی باید بخش جداییناپذیر این برنامه باشد. گردشگری نباید به قیمت آسیبدیدن آثار تاریخی تمام شود. یونسکو در تازهترین تصمیمهای خود در سال ۲۰۲۶، منار جام و منظر فرهنگی بامیان را همچنان در فهرست میراث جهانی در معرض خطر نگه داشته و بر ادامه اقدامات حفاظتی تأکید کرده است.
از سوی دیگر، معرفی درست جاذبههای افغانستان نیز اهمیت زیادی دارد. داشتن یک مکان زیبا کافی نیست؛ جهان باید از وجود آن آگاه شود. ساخت فلمهای کوتاه، عکسهای حرفهای، نقشههای گردشگری و محتوای چندزبانه در شبکههای اجتماعی میتواند تصویر متفاوتی از ظرفیتهای تاریخی و طبیعی افغانستان به مخاطبان بیرون از کشور معرفی کند.
گردشگری داخلی نیز نباید نادیده گرفته شود. بسیاری از افغانها هنوز از جاذبههای تاریخی و طبیعی کشور دیدن نکردهاند. ایجاد برنامههای منظم سفر، تورهای داخلی با هزینه مناسب و معرفی مسیرهای گردشگری میتواند نخستین بازار برای رشد این صنعت باشد و در عین حال زمینه تجربه و رشد شرکتهای گردشگری داخلی را فراهم کند.
صنایع دستی و تولیدات محلی نیز میتوانند از رشد گردشگری سود ببرند. گردشگری زمانی تأثیر اقتصادی بیشتری دارد که درآمد آن تنها به هوتل و شرکت مسافرتی محدود نشود، بلکه به صنعتگران، فروشندگان، رانندگان، رستورانتها و خانوادههای محلی نیز برسد. از این راه، یک گردشگر میتواند برای چندین بخش اقتصادی در یک منطقه درآمد ایجاد کند.
آموزش نیروی انسانی نیز از نیازهای اساسی این بخش است. راهنمایان گردشگری باید با تاریخ، فرهنگ و جغرافیای کشور آشنا باشند و بتوانند با مسافران داخلی و خارجی به شکل مسلکی برخورد کنند. آموزش زبانهای خارجی، مدیریت هوتل، خدمات گردشگری و مهارتهای ارتباطی میتواند کیفیت این صنعت را بالا ببرد.
افغانستان همچنین میتواند از ظرفیت گردشگری طبیعی استفاده بیشتری کند. بند امیر، که در فهرست موقت میراث جهانی یونسکو قرار دارد، نمونهای از جاذبههایی است که ظرفیت جذب گردشگران را دارد. اما توسعه چنین مناطقی باید همراه با حفاظت از محیط زیست باشد تا افزایش شمار بازدیدکنندگان به طبیعت و منابع آن آسیب وارد نکند.
در این میان، نقش حکومت در ایجاد زمینه و نقش سکتور خصوصی در سرمایهگذاری باید روشن باشد. امارت اسلامی میتواند قوانین، زیرساختها، حفاظت از میراث و چارچوب فعالیت گردشگری را تنظیم کند و بخش خصوصی میتواند در هوتلداری، ترانسپورت، رستورانتها، تورهای گردشگری و خدمات مرتبط سرمایهگذاری کند.
روز جهانی گردشگری برای افغانستان میتواند تنها یک مناسبت تقویمی نباشد؛ بلکه فرصتی برای بازنگری در این پرسش باشد که چگونه میتوان از میراث تاریخی و طبیعت کشور برای ایجاد کار و درآمد استفاده کرد. افغانستان ظرفیتهای زیادی دارد، اما تبدیل این ظرفیتها به یک صنعت واقعی، نیازمند برنامهریزی، سرمایهگذاری، حفاظت از میراث، آموزش نیروی انسانی و معرفی درست کشور است.
اگر این روند از پروژههای کوچک و مشخص آغاز شود، میتوان بهتدریج یک شبکه گردشگری در کشور ایجاد کرد؛ شبکهای که هرات را با میراث تاریخیاش، بامیان را با چشمانداز و آثار باستانیاش، بلخ را با پیشینه تاریخیاش و مناطق طبیعی مانند بند امیر را با جاذبههای طبیعیاش به هم پیوند دهد. در چنین صورتی، گردشگری میتواند از یک ظرفیت کمتر استفادهشده به یکی از بخشهای قابل توجه اقتصاد افغانستان تبدیل شود.
پاکستان و داعش؛ بازی خطرناک در مرزهای افغانستان




دیدگاهتان را بنویسید