وقتی خبر شهادت آیتالله علی خامنهای در حملات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و آمریکا، در ماه حوت سال گذشته، در سراسر منطقه و جهان اسلام منتشر شد، شهرهای گوناگون شاهد واکنشهایی متفاوت اما گسترده بودند. خیابانها مملو از مردمی است که هر یک از زاویهای متفاوت، میراث سیاسی، دینی و تاریخی او را به یاد میآورند. برخی او را نماد مقاومت در برابر فشارهای خارجی میدانند، برخی رهبر فکری جریانهای ضد استکباری، و برخی دیگر سیاستمداری که دههها بر تحولات غرب آسیا اثر گذاشت. حالا پس از گذشت نزدیک به پنج ماه از آن رویداد، مراسم وداع و تشییع صرفاً یک آیین رسمی نیست، بلکه به صحنهای برای بازخوانی دههها سیاست، ایدئولوژی، مقاومت، مناقشه و نفوذ منطقهای تبدیل میشود. میلیونها انسان با انگیزههای متفاوت گرد هم میآیند؛ برخی از سر اعتقاد، برخی از سر احترام به نقش تاریخی، و برخی نیز برای مشاهده رویدادی که بخشی از تاریخ معاصر غرب آسیا را رقم زده است.
تاریخ، شخصیتهای اثرگذار را تنها با جایگاه رسمی آنان تعریف نمیکند، بلکه با میزان تأثیرگذاری بر اندیشهها، جوامع و تحولات سیاسی میسنجد. آیتالله سیدعلی خامنهای، چه از نگاه موافقان و چه از نگاه منتقدان، یکی از چهرههایی است که چندین دهه بر معادلات منطقهای و بینالمللی اثر گذاشت و نام او با بسیاری از رخدادهای مهم غرب آسیا گره خورد.
رسانههای جهان نیز تنها به پوشش مراسم بسنده نمیکنند، بلکه به بررسی میراث او میپردازند؛ میراثی که شامل سیاست داخلی ایران، سیاست خارجی، روابط با جهان اسلام، مسئله فلسطین، محور مقاومت، و جایگاه ایران در نظم منطقهای است. برای بسیاری از حامیان، این مراسم پایان زندگی یک فرد نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه در بازخوانی اندیشههایی است که طی دههها در عرصههای مختلف مطرح شدهاند.
مهمترین ویژگی شهید خامنهای پایبندی به حمایت از ملتهایی بود که آنان را تحت فشار یا اشغال میدانست. فلسطین، لبنان، افغانستان و دیگر مناطق بحرانزده در سخنان او جایگاه ویژهای داشتند و حمایت از آنان بخشی ثابت از گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی به شمار میرفت. روحیه استکبارستیزی مهمترین محور شخصیت سیاسی او بود. او استقلال سیاسی را بر هرگونه مصلحت کوتاهمدت ترجیح میداد و سیاست خارجی ایران را بر اساس مقاومت در برابر فشار قدرتهای بزرگ تنظیم میکرد.
در این نگاه، مسئله فلسطین صرفاً یک موضوع عربی یا منطقهای نبود، بلکه به مسئلهای اخلاقی، انسانی و اسلامی تبدیل شد که فراتر از مرزهای قومی و ملی تعریف میشد. این رویکرد سبب شد که موضوع فلسطین در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی جایگاهی محوری پیدا کند. بخش دیگری از انسانها، او را رهبری میدانستند که تلاش داشت مفهوم امت اسلامی را در برابر شکافهای قومی، زبانی و ملی برجسته سازد.
افغانستان همواره کشوری با تنوع قومی، مذهبی و سیاسی بوده است و نگاه مردم این کشور نسبت به رهبران منطقه نیز یکدست نبوده است. در این میان، بخش اکثریت از جامعه افغانستان نسبت به آیتالله خامنهای احساس نزدیکی اعتقادی، مذهبی یا سیاسی داشتهاند. در میان مردم افغانستان، پیوندهای مذهبی و فرهنگی و در سطح کلان سیاسی مخصوصا در حوزه اسرائیل و آمریکا یکی از مهمترین عوامل این علاقه محسوب میشود.
آنان سخنان او درباره وحدت اسلامی و مقابله با افراطگرایی را مورد توجه قرار میدادند و آن را در چارچوب دغدغههای مشترک جهان اسلام تحلیل میکردند. موضوع مهاجران افغان در ایران نیز برای بسیاری از خانوادهها اهمیت داشت. افغانها خدمات ارائهشده به مهاجران، از جمله دسترسی به آموزش، درمان یا فرصتهای زندگی، در شکلگیری نگاه مثبت بخشی از جامعه افغانستان نقش داشته است؛ مردم افغانستان به خوبی میدانند که سیاست های حمایتی از مهاجرین، ناشی از تاکیدات و دستورات رهبر شهید ایران بوده است.
خبر شهادت او موجب شد که در افغانستان مراسم یادبود برگزار شود و گروههایی از اقشار مختلف درباره نقش تاریخی او گفتوگو کنند. در عین حال، فضای عمومی افغانستان همچنان متکثر باقی میماند و واکنشها نیز متناسب با گرایشهای مختلف سیاسی و اجتماعی متفاوت خواهد بود.
از این منظر، جایگاه آیتالله سیدعلی خامنهای در افغانستان را نمیتوان تنها با یک روایت توضیح داد؛ بلکه مجموعهای از تجربههای تاریخی، باورهای مذهبی، مناسبات فرهنگی و برداشتهای سیاسی در شکلگیری این نگاه نقش داشتهاند.
پایان زندگی آیتالله شهید سیدعلی خامنهای نه پایان یک شخصیت، بلکه آغاز فصلی تازه در تداوم اندیشه و میراث او تلقی میشود. رهبران بزرگ با پایان حیات جسمانی از صحنه تاریخ خارج نمیشوند، بلکه اندیشه، آرمان و مکتب آنان در ذهن و رفتار نسلهای بعدی استمرار مییابد و مسیر آینده را تحت تأثیر قرار میدهد.
پیروان آیتالله خامنهای بر این باورند که میراث او بر پایه استقلال، عزت، مقاومت، حمایت از ملتهای مظلوم، دفاع از آرمان فلسطین، مبارزه با استکبار و تلاش برای تحقق وحدت امت اسلامی استوار بود. آنان معتقدند که او در طول دهههای رهبری خود کوشید جمهوری اسلامی ایران را به کشوری قدرتمند، مستقل و تأثیرگذار در معادلات منطقهای و جهانی تبدیل کند و در برابر فشارهای قدرتهای بزرگ از مواضع خود عقبنشینی نکند.
در نگاه مردم، آیتالله خامنهای تنها رهبر یک کشور نبود، بلکه صدای ملتهایی بود که خود را در برابر اشغال، سلطه یا بیعدالتی میدیدند. از همین رو، پیامها و مواضع او فراتر از مرزهای ایران شنیده میشد و در میان بسیاری از مسلمانان و آزادگان جهان بازتاب مییافت. پیروانش باور دارند که او مسئله فلسطین را از یک موضوع صرفاً منطقهای به یکی از مهمترین آرمانهای مشترک جهان اسلام و آزادیخواهان جهان تبدیل کرد.
در افغانستان نیز علاقه به شهید خامنهای، ریشه در مجموعهای از پیوندهای اعتقادی، فرهنگی، تاریخی و انسانی دارد. حمایت جمهوری اسلامی ایران از میلیونها مهاجر و آواره افغان، تأکید بر وحدت اسلامی و مواضع او در دفاع از ملتهای مظلوم، سبب شد که در میان جامعه افغانستان جایگاهی ویژه پیدا کند. از این منظر، یاد و نام او همچنان بخشی از حافظه سیاسی و فرهنگی بسیاری از خانوادهها و جریانهای فکری این کشور باقی خواهد ماند.
مراسم وداع با رهبر شهید ایران، تنها بدرقه یک رهبر سیاسی نخواهد بود؛ بلکه تجدید بیعت با آرمانهایی خواهد بود که او یک عمر برای آنها ایستادگی کرد. انسانهای آزاده آشنا با این آرمانها، چنین روزی را نه پایان راه، بلکه آغاز مسئولیتی تازه برای ادامه همان مسیر خواهند دانست؛ مسیری که آن را بر پایه عدالت، استقلال، عزت اسلامی و دفاع از مظلومان تعریف میکنند.
در نهایت، شخصیتهایی چون آیتالله خامنهای با گذشت زمان از حافظه ملتها محو نمیشوند، بلکه به نمادهایی تاریخی تبدیل میشوند که نسلهای آینده نیز آنان را با آرمانها، اندیشهها و مبارزاتشان خواهند شناخت. از همین رو، میراث فکری و سیاسی او، فراتر از مرزهای ایران، همچنان الهامبخش بخشهایی از امت اسلامی و جریانهای آزادیخواه در نقاط مختلف جهان باقی خواهد ماند.
متقی و رئیس پارلمان بنگلادش بر گسترش همکاریهای دوجانبه تأکید کردند




دیدگاهتان را بنویسید