مذاکرات ایران و آمریکا پس از ۲۱ ساعت گفتوگوی فشرده به بنبست رسید و دو طرف بدون دستیابی به توافق، به کشورهای خود بازگشتند.
در این وضعیت، از منظر این تحلیل، آمریکا بیش از ایران متضرر میشود، زیرا عملاً در موقعیتی قرار گرفته که نه توان پیشبرد یک توافق پایدار را دارد و نه ابزار مؤثری برای تحمیل نتیجه دلخواه از مسیر فشار حداکثری در اختیارش باقی مانده است.
این بنبست نشان میدهد که سیاست فشار نتوانسته به تغییر رفتار مورد انتظار منجر شود و مسیر دیپلماسی نیز بدون امتیاز مشخص متوقف شده است.
در این چارچوب که طرف آمریکایی «برگ برنده نظامی» مؤثری برای تغییر معادله ندارد، زیرا ادامه درگیری مستقیم در منطقهای با هزینههای بالا، نه از نظر سیاسی در داخل آمریکا قابل دفاع است و نه از نظر راهبردی به نتیجه تضمینشدهای منتهی میشود.
همین محدودیت باعث میشود گزینه جنگ برای واشنگتن بیشتر یک تهدید نظری باقی بماند تا یک ابزار عملی قابل اجرا زیرا عملا برگ برندهای در برابر ایران ندارد و تنگهای هرمز به که گلوگاه تجارت جهانی است همچنان بسته است.
از سوی دیگر ایران توانسته سطحی از بازدارندگی و تابآوری ایجاد کند که هزینه هرگونه اقدام نظامی را برای آمریکا بسیار بالا میبرد. در چنین شرایطی، تهدید نظامی کارکرد عملی خود را از دست میدهد و بیشتر به یک ابزار رسانهای یا روانی تبدیل میشود تا یک گزینه واقعی.
در نتیجه، وقتی ابزار فشار نظامی و دیپلماتیک همزمان کارایی کامل نداشته باشند، آمریکا در موقعیتی قرار میگیرد که مجبور است میان پذیرش یک توافق حداقلی یا ادامه بنبست بدون دستاورد یکی را انتخاب کند. هر دو گزینه در این چارچوب به نوعی کاهش نفوذ و اثرگذاری تعبیر میشود.
ایران در حال حاضر به دلیل دستآوردهای مهم در جنگ در موقعیت بالا قرار گرفته و هیچ عجلهای برای پایان جنگ یا پایان مذاکره ندارد و این چیزی است که آمریکا از آن میترسد و به دنبال توافق سریع است.
در جمعبندی این نگاه، نتیجه مذاکرات ۲۱ ساعته نه یک توافق و نه یک پیروزی برای آمریکا تلقی میشود، بلکه نشانهای از محدود شدن گزینههای آن است؛ بهگونهای که نه مسیر جنگ بهعنوان ابزار مؤثر قابل اتکا است و نه مسیر توافق به شکل مطلوب قابل تحمیل.
در چنین چارچوبی ابتکار عمل در عمل از دست طرف آمریکایی خارج شده است و معادله به سمت موازنهای سخت و فرسایشی حرکت کرده است و این ایران است که بازهم شراط تعیین میکند.
تعهد والی قندهار به همکاری بیشتر ادارههای دولتی با رسانهها




دیدگاهتان را بنویسید