×
×

مقاله:
 افغانستان؛ چهارراهی که جهان دوباره به آن نگاه می‌کند

  • کد نوشته: 60813
  • 23 جوزا 1405
  • برای افغانستان، تبدیل شدن به یک مسیر ارتباطی می‌تواند منابع درآمدی جدید ایجاد کند، فرصت‌های اقتصادی بسازد و وابستگی کشور به کمک‌های خارجی را کاهش دهد.
     افغانستان؛ چهارراهی که جهان دوباره به آن نگاه می‌کند

    برای دهه‌ها، نام افغانستان بیشتر با جنگ، ناامنی و رقابت‌های نظامی قدرت‌های بزرگ گره خورده بود. در نقشه‌های سیاسی جهان، این کشور اغلب به‌عنوان نقطه‌ای از بحران دیده می‌شد؛ سرزمینی که در میان رقابت امپراتوری‌ها گرفتار شده و هزینه‌های موقعیت جغرافیایی خود را پرداخته است. اما در سال‌های اخیر، یک نگاه متفاوت در حال شکل‌گیری است: افغانستان نه فقط یک مسئله امنیتی، بلکه یک قطعه مهم در پازل اقتصادی آینده آسیا.

    در جهانی که مسیرهای تجارت، انرژی و زنجیره‌های تأمین بار دیگر اهمیت ژئوپولیتیکی پیدا کرده‌اند، جغرافیا دوباره به یک عامل تعیین‌کننده تبدیل شده است. کشورهایی که بتوانند میان بازارها پل ایجاد کنند، حتی بدون داشتن منابع عظیم طبیعی، می‌توانند به بازیگران مهم تبدیل شوند. افغانستان در چنین شرایطی در موقعیتی قرار گرفته که کمتر کشوری در منطقه مشابه آن را دارد؛ سرزمینی میان آسیای مرکزی، آسیای جنوبی، آسیای غربی و چین.

    این موقعیت، افغانستان را به یکی از معدود مسیرهای زمینی برای اتصال کشورهای محصور در خشکه آسیای مرکزی به آب‌های گرم و بازارهای بزرگ جنوب آسیا تبدیل کرده است. برای کشورهایی مانند ازبیکستان، ترکمنستان و تاجیکستان که سال‌ها به مسیرهای محدود شمالی وابسته بوده‌اند، افغانستان می‌تواند راهی تازه به سوی بنادر، بازارها و شبکه‌های تجارتی جهانی باشد.

    اما جغرافیا به تنهایی تاریخ نمی‌سازد. نقشه می‌تواند یک فرصت ایجاد کند، اما تنها سیاست، زیرساخت و اعتماد منطقه‌ای است که آن فرصت را به واقعیت تبدیل می‌کند.

     

     پایان نگاه تک‌بعدی به افغانستان

    در دو دهه گذشته، بسیاری از تحلیل‌های جهانی درباره افغانستان بر محور امنیت متمرکز بود. بحث اصلی درباره گروه‌های مسلح، عملیات نظامی و رقابت‌های امنیتی قدرت‌ها بود. در این روایت، کمتر به این پرسش پرداخته می‌شد که افغانستان چگونه می‌تواند در اقتصاد منطقه‌ای نقش ایفا کند.

    امروز، در برخی پایتخت‌های منطقه، نگاه در حال تغییر است. افغانستان همچنان با چالش‌های سیاسی و امنیتی جدی روبه‌رو است، اما کشورهای همسایه و قدرت‌های اقتصادی منطقه‌ای به این نتیجه رسیده‌اند که نادیده گرفتن موقعیت جغرافیایی این کشور ممکن نیست.

    گفت‌وگوهای منطقه‌ای درباره اتصال آسیای مرکزی و جنوبی، از جمله نشست‌هایی مانند «گفتگوی ترمذ»، نشان‌دهنده همین تغییر نگاه است. در این چارچوب، افغانستان دیگر تنها یک موضوع امنیتی نیست؛ بلکه بخشی از بحث بزرگ‌تر درباره آینده شبکه‌های حمل‌ونقل، انرژی و تجارت در آسیا است.

    این تغییر رویکرد یک دلیل ساده دارد: اقتصادهای منطقه به مسیرهای جدید نیاز دارند.

    آسیای مرکزی دارای منابع گسترده انرژی، فلزات، مواد خام و ظرفیت‌های صنعتی است، اما مشکل تاریخی این منطقه دسترسی محدود به بازارهای جهانی بوده است. بیشتر کشورهای این منطقه به دلیل محصور بودن در خشکه، برای صادرات و واردات به مسیرهای خارجی وابسته‌اند. افغانستان می‌تواند کوتاه‌ترین مسیر میان این منابع و بازارهای پرمصرف جنوب آسیا باشد.

    در سوی دیگر، کشورهای جنوب آسیا با جمعیتی میلیاردی، نیاز روزافزون به انرژی، مواد اولیه و مسیرهای تجارتی جدید روبه‌رو هستند. اتصال این دو منطقه بدون حضور افغانستان دشوارتر و پرهزینه‌تر خواهد بود.

     

     جغرافیا؛ فرصت یا بار تاریخی؟

    موقعیت افغانستان همیشه یک امتیاز نبوده است. همین جایگاه میان مناطق مختلف، در بسیاری از دوره‌های تاریخی این کشور را به میدان رقابت قدرت‌ها تبدیل کرده است. از رقابت‌های امپراتوری‌های قرن نوزدهم گرفته تا رقابت‌های ژئوپولیتیکی دوران معاصر، افغانستان بارها هزینه موقعیت خود را پرداخت کرده است.

    اما همان جغرافیایی که در گذشته عامل رقابت بوده، اکنون می‌تواند به عامل همکاری تبدیل شود.

    در نظریه‌های جدید روابط بین‌الملل، کشورهایی که در مسیرهای مهم اقتصادی قرار دارند، می‌توانند از موقعیت ترانزیتی خود برای افزایش نفوذ سیاسی استفاده کنند. نمونه‌های متعددی در جهان نشان می‌دهد که کشورهایی با منابع محدود، اما موقعیت ارتباطی مهم، توانسته‌اند نقش اقتصادی قابل توجهی پیدا کنند.

    با این حال، افغانستان هنوز فاصله زیادی میان «ظرفیت جغرافیایی» و «واقعیت اقتصادی» دارد.

    جاده‌ها، خطوط راه‌آهن، سیستم‌های گمرکی، امنیت مسیرها و قوانین سرمایه‌گذاری، عناصر اصلی یک کشور ترانزیتی هستند. بدون این زیرساخت‌ها، یک موقعیت استراتژیک تنها روی نقشه باقی می‌ماند.

    تجربه کشورهای دیگر نشان داده است که هیچ کشوری صرفاً به دلیل قرار گرفتن در یک مسیر مهم، به مرکز تجارت تبدیل نمی‌شود. اعتماد ایجاد می‌شود، سرمایه جذب می‌شود و شبکه‌های ارتباطی در طول سال‌ها ساخته می‌شوند.

     

     رقابت بزرگ‌تر بر سر مسیرهای آسیا

    اهمیت دوباره افغانستان را نمی‌توان جدا از تغییرات بزرگ‌تر در اقتصاد جهانی فهمید.

    در سال‌های اخیر، کشورها تلاش کرده‌اند وابستگی خود را به مسیرهای محدود تجارتی کاهش دهند. بحران‌های جهانی، رقابت میان قدرت‌های بزرگ و آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین باعث شده است که مسیرهای جایگزین اهمیت بیشتری پیدا کنند.

    در چنین شرایطی، آسیای مرکزی به دنبال راه‌هایی فراتر از مسیرهای سنتی خود است. چین پروژه‌های گسترده اتصال منطقه‌ای را دنبال می‌کند، کشورهای آسیای جنوبی به دنبال دسترسی بیشتر به منابع و بازارهای جدید هستند و قدرت‌های منطقه‌ای تلاش می‌کنند جایگاه خود را در شبکه‌های آینده تجارت تثبیت کن

    افغانستان در مرکز این تحولات قرار دارد.

    پروژه‌های اتصال ریلی، جاده‌ای و انرژی که از مسیر افغانستان عبور می‌کنند، تنها پروژه‌های اقتصادی نیستند؛ بلکه بخشی از رقابت برای شکل دادن به نظم اقتصادی آینده آسیا هستند.

    هر مسیر جدید، فقط کالا را جابه‌جا نمی‌کند؛ بلکه نفوذ سیاسی، وابستگی اقتصادی و روابط میان کشورها را نیز تغییر می‌دهد.

     

     اقتصاد می‌تواند زبان جدید ثبات باشد

    یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره آینده افغانستان این است که آیا همکاری اقتصادی می‌تواند به ثبات سیاسی کمک کند؟

    تجربه مناطق مختلف جهان نشان داده است که منافع اقتصادی مشترک می‌تواند انگیزه کشورها برای همکاری را افزایش دهد. زمانی که کشورها به یکدیگر از طریق تجارت، انرژی و زیرساخت وابسته شوند، هزینه درگیری افزایش می‌یابد و گفت‌وگو اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

    برای افغانستان، تبدیل شدن به یک مسیر ارتباطی می‌تواند منابع درآمدی جدید ایجاد کند، فرصت‌های اقتصادی بسازد و وابستگی کشور به کمک‌های خارجی را کاهش دهد.

     

    نویسنده: مصطفی علی‌زاده
    منبع: خبرگزاری وطن24

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *