به تازگی زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین آمریکا در امور افغانستان، شبکه تلویزیونی «افغانستان انترنشنال» را متهم کرده که ممکن است در اختیار دستگاه استخباراتی پاکستان، بهویژه آیاسآی، قرار داشته باشد. او در اظهاراتی تند، این رسانه را به «نشر اکاذیب و شایعات» متهم کرد؛ سخنانی که موجی از بحث و واکنشها را در فضای رسانهای و سیاسی افغانستان برانگیخته است.
این نخستین بار نیست که «افغانستان انترنشنال» و همتای ایرانی آن، «ایران انترنشنال»، با اتهامهایی مشابه روبهرو میشوند. طی سالهای گذشته، منتقدان این شبکهها بارها بر «عدم بیطرفی»، «نقض اصول حرفهای» و «جانبداری آشکار» انگشت گذاشتهاند. برخی این رسانهها را به وابستگی مالی و سیاسی به کشورهای غربی یا منطقهای همچون آمریکا، عربستان سعودی و حتی اسرائیل نسبت دادهاند؛ اتهامهایی که همواره با تکذیب مدیران و گردانندگان این شبکهها همراه بوده است.
در عین حال، دولتهای افغانستان و ایران این رسانهها را متهم کردهاند که عمداً «خطوط قرمز امنیتی و اجتماعی» را هدف میگیرند. ایران پخش برنامههای «ایران انترنشنال» را در خاک خود ممنوع اعلام کرده و فعالیت خبرنگاران برای این شبکه را جرم دانسته است. در افغانستان نیز، امارت اسلامی بهگونهای مشابه برخوردی جدی در برابر فعالیت های مخربانه و ضد امنیتی این رسانه و خبرنگارانش داشته است.
سبک کار و انتقادهای محوری
روش کار این رسانهها با اصول خبرنگاری تفاوت اساسی دارد. از جمله مواردی که به آنها اشاره میشود:
- جایگزینکردن شایعات به جای اخبار مستند و تأییدشده.
- پخش برنامههایی با روایت یکجانبه و تکصدایی.
- طراحی مصاحبههایی که بیشتر رنگ و بوی بازجویی دارند تا پرسشوپاسخ حرفهای.
- مداخله خبرنگاران در روند پاسخگویی کارشناسان و هدایت بحث به سمت نتیجهگیریهای از پیش تعیینشده.
- برجستهسازی و دامنزدن به اختلافات قومی، مذهبی و زبانی در افغانستان.
- تحریف یا نادیدهگرفتن واقعیتهای اجتماعی به سود روایتی خاص.
رسانههای بینالمللی همیشه با چالش توازن میان «آزادی بیان» و «منافع سیاسی حامیان مالی» دست به گریباناند. اما در مورد افغانستان انترنشنال، این توازن عملاً از میان رفته و سیاست بر حرفه غلبه یافته است.
الگوبرداری از بیبیسی، اما بدون رعایت اصول؟
افغانستان انترنشنال در ابتدای فعالیت خود کوشید تا با الگوگیری از سبک و ساختار بیبیسی فارسی، جایگاهی معتبر میان مخاطبان به دست آورد. اما بسیاری از ناظران بر این باورند که این رسانه نهتنها به استانداردهای بینالمللی پایبند نماند، بلکه حتی نتوانست همان حداقل اصولی را که بیبیسی در میان فشارهای سیاسی و انتقادها رعایت میکند، حفظ کند.
جمعبندی
در نهایت، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا افغانستان انترنشنال صرفاً یک رسانه با گرایشهای مشخص سیاسی است یا بخشی از یک پروژه بزرگتر اطلاعاتی در منطقه؟
پاسخ به این پرسش هنوز روشن نیست، اما آنچه آشکار است، اینکه جایگاه و نقش این شبکه در افکار عمومی افغانستان بهشدت مناقشهبرانگیز است. در فضای رسانهای افغانستان هر شبکهای که دسترسی گسترده و آزادانه به مخاطب پیدا کند، خواهناخواه به بازیگری اثرگذار در میدان سیاست بدل میشود؛ چه با رعایت اصول حرفهای، چه بدون آن.
میلاد پیامبر؛ وحدت، قدرت جهان اسلام