با ورود دهها هزار مهاجر افغان از ایران به کشور، توجه تحلیلگران به یک پرسش کلیدی جلب شده است: آیا این موج بازگشت، باری بر دوش اقتصاد ضعیف افغانستان است یا فرصتی طلایی برای بازسازی اقتصاد محلی و تقویت تولید داخلی؟ آنچه روشن است، این بازگشت صرفاً یک جابهجایی جمعیتی نیست، بلکه همراه با آن، مهارت، سرمایه، تجربه و امید به بازسازی نیز وارد کشور میشود.
افغانستان در چهار دهه گذشته یکی از صادرکنندگان بزرگ نیروی انسانی در جهان بوده است. میلیونها افغان به ویژه به ایران، پاکستان و کشورهای حوزه خلیج فارس برای کار، تحصیل یا زندگی بهتر مهاجرت کرده اند. در ایران، افغانها در بخشهای مختلف اقتصاد غیررسمی فعال بودهاند: از کار ساختمانی و کشاورزی گرفته تا خدمات و تولیدات.
اما در سالهای اخیر فشارهای اقتصادی، تورم فزاینده، کاهش ارزش ریال، سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی و مسائل اجتماعی، منجر به بازگشت دستهجمعی مهاجران افغان از ایران شده است. فقط در روزهای گذشته، دهها هزار نفر از گذرگاههای مرزی وارد کشور شدهاند.
بسیاری از مهاجران بازگشته تنها افراد بیسرپناه یا نیازمند کمک نیستند. طیف بزرگی از آنان، افرادی هستند که سالها در ایران بهطور فعال در بازار کار حضور داشتهاند، مهارتهای فنی و تجربی اندوختهاند و حتی اندوختهای مالی به همراه دارند. بر اساس مشاهدات میدانی، برخی از آنان با خود ابزار کار، وسایل نقلیه، پسانداز و حتی ایدههای تجاری آوردهاند.
این بازگشت را میتوان نوعی تزریق غیرمنتظره سرمایه انسانی و مالی به اقتصاد داخلی دانست. در اقتصادی که با رکود و کمبود فرصتهای شغلی روبهروست، ورود افرادی که آماده کارآفرینی یا مشارکت در بازار هستند، میتواند تجربه تازهای ایجاد کند.
بخش بزرگی از مهاجران بازگشتی به ولایات مرزی یا مناطق روستایی بازمیگردند؛ جایی که ظرفیتها فراوان اما منابع محدود است. این جمعیت تازه وارد، در صورتی که درست هدایت شوند، میتوانند محرک بازسازی در سطح محلی باشند.
مثلاً، فردی که در ایران به حرفه نجاری یا لولهکشی تسلط یافته، در روستای خود میتواند نه تنها کسب و کار کوچکی راهاندازی کند بلکه دیگران را نیز آموزش دهد. اگر حمایتهای ابتدایی مانند واگذاری زمینهای نیمه فعال یا تأسیس بازارچههای محلی فراهم شود، این روند میتواند به زنجیرهای از بازسازی اجتماع محور بدل شود.
یکی از چالشهای دیرینه اقتصاد افغانستان، وابستگی به واردات و مصرفگرایی بوده است. حال آنکه بخشی از مهاجران بازگشته، با تجربه مستقیم کار در تولیدات محلی ایران، ظرفیت راهاندازی کارگاههای تولیدی یا مزرعههای کوچک را دارند.
این موج بازگشت، فرصتی فراهم کرده است تا با مشارکت خود مهاجران، زمینه رشد تولید داخلی را گسترش داد. دولت و نهادهای محلی اگر به جای بستههای امدادی کوتاه مدت، به مهاجران به عنوان کارآفرینان بالقوه نگاه کنند، روند خروج از اقتصاد وارداتی سرعت خواهد گرفت.
تحقق این چشم انداز البته نیازمند برنامه ریزی هدفمند است. اگر بازگشت مهاجران صرفاً به مدیریت مرز، اسکان موقت و توزیع غذا محدود بماند، فرصتها از دست میروند و نارضایتی اجتماعی گسترش مییابد.
حکومت میتواند با ایجاد پایگاههای ثبت اطلاعات تخصصی و مهارتی مهاجران، راه اندازی طرحهای مشاغل محلی با تأمین مالی اندک، تسهیل ثبت شرکتهای کوچک یا اتحادیههای کاری، واگذاری زمین در مناطق خالی یا نیمه فعال به بازگشت کنندگان، به صورت عملیاتی و غیرسیاسی از ظرفیت مهاجران استفاده کند. این اقدامات نه تنها باعث کاهش بیکاری میشود، بلکه احساس تعلق اجتماعی و اعتماد ملی نیز تقویت میگردد.
بنابراین، مهاجرت معکوس افغانها از ایران به کشور، اگرچه ظاهراً یک بحران فوری انسانی و اقتصادی تلقی میشود اما در واقع میتواند نقطه آغاز فصلی نو در بازسازی ملی و تقویت تولید داخلی باشد.
هر مهاجری که با مهارت، تجربه یا سرمایهای بازگشته، در واقع حامل بخشی از آینده اقتصادی کشور است. آنچه تعیین کننده است، نوع نگاه ما به این بازگشت است که یا آن را باری بر دوش سیستم در نظر میگیریم یا آن را فرصتی برای خودکفایی، بازسازی و رشد اقتصادی قلمداد میکنیم.
اگر حکومت این موارد را در نظر بگیرد، به تحقق این موضوع شاید کمک فزایندهای کرده باشد:
۱. ایجاد «بانک مهارت مهاجران بازگشتی» در ولایات مرزی
۲. طراحی بستههای حمایتی ویژه برای راه اندازی مشاغل کوچک
۳. راه اندازی بازارچههای محلی با مدیریت مهاجران بازگشته
۴. جلب کمک نهادهای بینالمللی برای ایجاد پروژههای مشترک با تمرکز بر بازسازی اقتصادی
تعهد والی قندهار به همکاری بیشتر ادارههای دولتی با رسانهها



