در حالیکه مذاکرات استانبول میتوانست فرصتی برای تقویت اعتماد و یافتن راهحلهای مشترک میان افغانستان و پاکستان باشد، هیأت پاکستانی با طرح خواستهایی دور از واقعیت، فضای گفتوگو را متشنج ساخت. در شرایطی که امارت اسلامی بر حل اختلافات از مسیر دیپلماسی تأکید دارد، اسلامآباد باید بهجای فرافکنی، به درمان بحرانهای عمیق داخلی خود بپردازد.
به گزارش خبرگزاری وطن24، در جریان مذاکرات استانبول، هیأت افغانستان دیدگاهها و پیشنهادهای خود را از طریق میانجیها مطرح کرد؛ اما هیأت پاکستان خواستهایی را پیش کشید که نهتنها از موضوع اصلی گفتوگوها فاصله داشت، بلکه هیچ پیوندی با مسائل افغانستان نداشت. این رویکرد باعث شد فضای اعتماد میان دو طرف آسیب ببیند و مسیر یافتن راهحلهای واقعی برای امنیت دو کشور دشوارتر شود.
هدف اصلی مذاکرات استانبول ایجاد فضایی دیپلماتیک برای حل مسائل منطقهای بود، اما برخی از درخواستهای هیأت پاکستان روند گفتگوها را از مسیر اصلی منحرف کرد. یکی از این درخواستها آن بود که از خاک افغانستان هیچگونه رویداد ناامنی در پاکستان رخ ندهد — درخواستی که از نگاه منطقی، بیپایه است. ناامنی در پاکستان ریشهای تاریخی دارد و حل آن در گرو اصلاح ساختارهای سیاسی و امنیتی در داخل همان کشور است، نه با فشار بر یک همسایه.
درخواست دیگر، انتقال گروههای مسلح مخالف پاکستان (از جمله تحریک طالبان پاکستان) به خاک افغانستان بود؛ درخواستی غیرعملی و متناقض. از یکسو اسلامآباد مدعی وجود پناهگاههای تروریستی در افغانستان است، و از سوی دیگر، خواستار انتقال همان گروهها به داخل افغانستان میشود، موضعی که نه منطقی است و نه کمکی به امنیت منطقه میکند.
در مقابل، امارت اسلامی افغانستان مواضعی روشن و واقعبینانه دارد. کابل تأکید میکند که خاک پاکستان نباید از سوی هیچ گروهی، از جمله داعش، علیه افغانستان استفاده شود. امارت اسلامی ضمن تعهد به تداوم گفتوگو و حل مسایل از راه دیپلماسی، تصریح کرده که در صورت هرگونه تعرض احتمالی، از مردم و سرزمین خود بهگونهی مناسب و بهموقع دفاع خواهد کرد.
در داخل پاکستان، بحرانهای جدی سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک وجود دارد. بهویژه در ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان، دولت و ارتش در یافتن یک روایت منسجم برای توجیه عملیاتهای خود ناکام ماندهاند. برای فرار از این بحرانها، دستگاه نظامی پاکستان همواره تلاش میکند افکار عمومی را از مشکلات داخلی منحرف ساخته و توجه مردم را به سمت منازعات خارجی بهویژه با افغانستان جلب کند. این سیاست ممکن است در کوتاهمدت برای اسلامآباد کارساز باشد، اما در درازمدت هزینههای سنگینی برای آن کشور و کل منطقه در پی خواهد داشت.
ضروری است که هیأت پاکستانی در میز مذاکرات، خواستهای منطقی و عملی مطرح کند و از طرح موضوعاتی که تنها فضای گفتوگو را مختل میسازد، پرهیز ورزد. در مقابل، امارت اسلامی همچنان با رویکردی تحلیلی و مبتنی بر منافع ملی آماده مذاکره است، اما این آمادگی به معنای چشمپوشی از حق دفاع مشروع نیست.
اگر پاکستان واقعاً به ثبات منطقه باور دارد، باید به درمان دردهای درونی خود بپردازد؛ ریشههای افراطگرایی، فقر، بیاعتمادی و بیثباتی را در داخل مرزهایش شناسایی کند و مسئولیتهای خود را بپذیرد. انتقال بار مشکلات داخلی به افغانستان نهتنها نتیجهای ندارد، بلکه زمینهساز بیاعتمادی و تنش بیشتر خواهد بود.
در نهایت، اگر تنش میان افغانستان و پاکستان ادامه یابد، هر دو کشور و کل منطقه از پیامدهای آن آسیب خواهند دید. راهحل پایدار تنها در گفتوگو، همکاری صادقانه و تمرکز بر حل مشکلات داخلی نهفته است — نه در اتهامزنی و سیاستهای متناقض.
نزدیکشدن به آمریکا و ترامپ؛ فرصت یا دام؟




دیدگاهتان را بنویسید