در سیاست جهانی اغلب تصور میشود که قدرت در زرادخانهها، پایگاههای نظامی و بودجههای دفاعی خلاصه میشود. اما تاریخ بارها نشان داده است که نیروی دیگری نیز وجود دارد؛ نیرویی که نه در تسلیحات بلکه در اراده جمعی ملتها نهفته است. این همان قدرتی است که گاه میتواند محاسبات پیچیده نظامی و ژئوپولیتیک را دگرگون کند.
روز جهانی قدس یکی از لحظاتی است که این نیروی جمعی خود را آشکار میکند. در این روز، خیابانهای شهرهای مختلف جهان به صحنهای برای بیان اعتراض، همبستگی و بازتعریف سیاست از پایین به بالا تبدیل میشوند. چنین لحظههایی نشان میدهد که سیاست تنها محصول تصمیمات دولتها نیست، بلکه بازتاب احساسات و اراده مردمی نیز هست که در آن نظامها زندگی میکنند.
در جهان امروز که قدرتهای بزرگ به ابزارهای نظامی و امنیتی برای شکل دادن به نظم منطقهای متکی هستند، حضور گسترده مردم در عرصه عمومی میتواند معنای دیگری از قدرت را یادآوری کند. قدرتی که نه بر اساس تسلط، بلکه بر پایه مشروعیت اجتماعی و اخلاقی شکل میگیرد.
در چهار دهه گذشته، روز قدس به نمادی از همین قدرت اجتماعی تبدیل شده است. این روز صرفاً یک مراسم سیاسی یا مذهبی نیست؛ بلکه نوعی کنش جمعی است که در آن مردم از ملیتها و زبانهای مختلف تلاش میکنند صدای مشترکی در دفاع از مسئله فلسطین و نقد سیاستهای منطقهای قدرتهای نظامی ایجاد کنند.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، چنین کنشهایی نوعی «سرمایه نمادین» تولید میکنند. سرمایهای که ممکن است در کوتاهمدت معادلات نظامی را تغییر ندهد، اما در بلندمدت میتواند افکار عمومی جهانی را شکل دهد و بر تصمیمگیری دولتها تأثیر بگذارد.
تاریخ سیاست بینالملل نشان میدهد که افکار عمومی گاه نقش تعیینکنندهای در تغییر مسیر جنگها و بحرانها داشته است. جنبشهای ضدجنگ در دهههای گذشته، از اروپا تا آمریکا، نمونههایی از همین تأثیر اجتماعی بودند که توانستند فشار قابل توجهی بر دولتها وارد کنند.
در خاورمیانه نیز مسئله فلسطین یکی از موضوعاتی بوده که همواره افکار عمومی جهان اسلام را به حرکت درآورده است. روز قدس در این میان به فرصتی تبدیل شده که در آن این احساس مشترک به صورت نمادین و جمعی بیان میشود.
در شرایطی که جنگها و درگیریهای منطقهای از غزه تا لبنان و از ایران تا افغانستان بر فضای سیاسی سایه انداختهاند، چنین روزهایی یادآور این واقعیت هستند که سیاست تنها در میدانهای نبرد تعیین نمیشود. جامعهها نیز میتوانند با بیان اعتراض و همبستگی، روایت دیگری از قدرت ارائه دهند.
سیاستهای نظامیگرایانه در منطقه، بهویژه در قبال غزه و لبنان و حالا ایران و افغانستان، همواره با انتقادهای گستردهای در سطح جهانی روبهرو بوده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اتکای بیش از حد به قدرت نظامی در نهایت نمیتواند جایگزین راهحلهای سیاسی و اجتماعی شود.
در این میان، ایالات متحده و اسرائیل به عنوان عناصر مخرب و مداخله گر در معادلات امنیتی منطقه و جهان، اغلب بر ابزارهای سخت قدرت تکیه کردهاند. چنین سیاستهایی نهتنها بحرانها را حل نکرده، بلکه در بسیاری موارد به تشدید تنشها انجامیده و مردم را وادار به خیزش و مقابله با این سیاستها کرده است.
روز قدس در چنین فضایی به بستری برای بیان این نقدها تبدیل شده است. مردمی که در شهرهای مختلف جهان گرد هم میآیند، تلاش میکنند توجه افکار عمومی را به پیامدهای انسانی و سیاسی جنگها جلب کنند.
آنچه این روز را از بسیاری از رویدادهای سیاسی دیگر متمایز میکند، گستره جغرافیایی آن است. از خاورمیانه تا اروپا و از آسیا تا آفریقا، اجتماعاتی شکل میگیرد که هرچند از نظر اندازه و شدت متفاوتاند، اما در یک پیام مشترک همسو هستند.
از منظر جامعهشناسی، چنین همبستگیهایی میتواند به شکلگیری نوعی «هویت سیاسی فراملی» کمک کند. هویتی که در آن افراد، فراتر از مرزهای ملی، خود را بخشی از یک جامعه گستردهتر میبینند.
این هویت جمعی، اگرچه در قالب راهپیماییها و تجمعات نمادین بروز پیدا میکند، اما در واقع بازتاب احساس عمیقتری از عدالتخواهی و اعتراض به نابرابریهای سیاسی در نظام بینالملل است.
در نهایت، روز قدس را میتوان یادآور یک حقیقت مهم دانست: قدرت تنها در اختیار دولتها و ارتشها نیست. جامعهها نیز میتوانند با همبستگی، اعتراض و مشارکت در عرصه عمومی، معادلات قدرت را تحت تأثیر قرار دهند.
شاید چنین کنشهایی نتوانند بهتنهایی جنگها را متوقف کنند، اما میتوانند فضای اخلاقی و سیاسی جهان را تغییر دهند. در جهانی که اغلب با زبان قدرت سخت سخن گفته میشود، صدای جمعی مردم گاه میتواند یادآور این باشد که سیاست، در نهایت، بدون مشروعیت اجتماعی پایدار نخواهد ماند.
هشدار چین به آمریکا: همکاری ما با ایران نباید مختل شود




دیدگاهتان را بنویسید