میشود این ماجرا را نه بهعنوان یک «خبر»، بلکه بهمثابه یک الگو خواند؛ الگویی تکرارشونده که هر بار در جغرافیایی تازه اجرا میشود. حمله آمریکا به ونزوئلا، چه در قالب اقدام نظامی، چه فشار امنیتی و چه یورش روایتی، ادامه همان نمایشی است که سالهاست روی صحنه سیاست جهانی اجرا میشود؛ نمایشی که در آن قانون و نظم بینالملل بیشتر نقش دکور را دارند تا داور.
در این صحنه، قدرت قبل از آنکه شلیک کند، تعریف میکند. تعریف میکند که چه کسی «تهدید» است، چه کسی «دیکتاتور»، و چه کسی «نیازمند نجات». وقتی این تعریف جا افتاد، دیگر حمله نامش حمله نیست؛ میشود «مداخله»، «پیشگیری»، یا «مسئولیت اخلاقی». واژگان در اینجا بیگناه نیستند؛ آنها سلاحهای نرماند، دقیقتر و کمهزینهتر از هر موشک.
ونزوئلا از این نظر نمونهای گویاست. کشوری با منابع عظیم، دولتی ناسازگار با نظم مطلوب واشنگتن، و مردمی که سالها زیر فشار تحریمها فرسوده شدهاند. وقتی تحریم به نقطه اشباع میرسد و فروپاشی خودبهخودی رخ نمیدهد، سناریو تغییر میکند: سرعت، شوک، و نمایش قدرت. حمله برقآسا دقیقاً برای همین طراحی میشود؛ نه لزوماً برای اشغال، بلکه برای شکستن اعتمادبهنفس یک حاکمیت و ارسال پیام به دیگران.
در این میان، قانون بینالملل کجاست؟ روی کاغذ حاضر است، در بیانیهها ذکر میشود، اما در لحظه تصمیمگیری، به حاشیه رانده میشود. منشور ملل متحد هست، اما بندهایش تفسیرپذیرند؛ شورای امنیت هست، اما وتو مثل دکمه خاموش عمل میکند. نظم جهانی تا زمانی «جهانی» است که با منافع قدرتهای بزرگ تداخل نداشته باشد. از آن لحظه به بعد، نظم خصوصی میشود.
نکته مهمتر این است که حمله روز شنبه به کاراکاس فقط نظامی نیست؛ روایتی است. پیش از آنکه تانکی حرکت کند، تیترها حرکت میکنند. پیش از آنکه خون ریخته شود، معنا ریخته میشود. افکار عمومی باید قانع شود که این اقدام «اجتنابناپذیر» بوده. وقتی روایت تثبیت شد، حتی اگر فردا اسناد خلافش منتشر شود، دیگر دیر است؛ ذهنها صحنه را ترک کردهاند.
اینجاست که شباهت قانون به دکور کامل میشود. دکور زیباست، حس نظم میدهد، عکسها را قابلقبول میکند، اما وزن ندارد. وقتی بازیگران اصلی به آن تکیه میدهند، فرو میریزد. حمله به ونزوئلا یادآوری همین حقیقت تلخ است: در نظام بینالمللِ کنونی، قانون اغلب تابع قدرت است، نه مهارکننده آن.
در نهایت، مسئله فقط ونزوئلا یا مادورو نیست. مسئله پیامی است که به جهان مخابره میشود: استقلال هزینه دارد، نافرمانی بهای سنگینتری. و این پیام، بیش از آنکه با گلوله منتقل شود، با روایت، تحریم، تهدید و نمایش منتقل میشود.
جهان امروز را اگر بخواهی بفهمی، نباید فقط اسناد حقوقی را بخوانی؛ باید صحنه را ببینی. صحنهای که در آن بازیگران قدرتمند متن را مینویسند، نور را تنظیم میکنند، و قانون، این دکور پرطمطراق، فقط نظارهگر باقی میماند.
ترامپ چرا مخفیانه از ترکیه خارج شد؟




دیدگاهتان را بنویسید