×
×

جنگ جهانی پنجم!
وقتی حقیقت زیر آوار روایت‌ها دفن می‌شود

  • کد نوشته: 50570
  • 05 سرطان 1404
  • درگیری فقط میان دولت‌ها نیست؛ بازیگران غیردولتی، ترول‌ها، ربات‌ها، نهادهای سایبری و حتی کاربران عادی در این میدان حضور دارند.
    وقتی حقیقت زیر آوار روایت‌ها دفن می‌شود

    در حالی که هنوز جنگ جهانی سوم به‌طور رسمی در تاریخ بشر ثبت نشده، برخی تحلیل‌گران و نظریه‌پردازان از وقوع «جنگ جهانی پنجم» سخن می‌گویند. اما این جنگ بی‌صدا، چگونه و از کجا آغاز شده است؟ و کدام نبردها امروز معادل یک جنگ جهانی تمام‌عیار تلقی می‌شود؟

    مفهوم «جنگ جهانی» معمولاً برای درگیری‌هایی به‌کار می‌رود که فراتر از مرزهای ملی بوده و چندین قدرت جهانی را به‌طور هم‌زمان درگیر کرده‌اند.

    جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸): نبردی نظامی با محوریت اروپا، با دخالت ده‌ها کشور.

    جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹–۱۹۴۵): گسترش‌یافته‌ترین جنگ تاریخ با درگیری هم‌زمان در اروپا، آسیا، و آفریقا.

    جنگ جهانی سوم: هرچند وقوع رسمی نداشته، اما در گفتمان امنیتی به جنگ سرد (میان شوروی و آمریکا) اطلاق می‌شود — نبردی اطلاعاتی، هسته‌ای و ایدئولوژیک.

    جنگ جهانی چهارم نیز گاه برای توصیف جنگ‌های نامتقارن مدرن (مانند نبرد تروریسم، جنگ سایبری، یا درگیری‌های نیابتی خاورمیانه) به‌کار رفته است.

    اکنون، با عبور از مرزهای فیزیکی، جنگ به مرحله‌ای نوین پا گذاشته است: “جنگ اطلاعاتی و رسانه‌ای”؛ آنچه نظریه‌پردازان امنیتی و رسانه‌ای آن را «جنگ جهانی پنجم» نام نهاده‌اند.

    در این نوع نبرد، سلاح‌ها نه تفنگ‌اند و نه موشک؛ بلکه محتوا، داده، روایت و تصویرند. جنگ جهانی پنجم، یک جنگ بی‌مرز، بی‌صدا اما بسیار مخرب است. این جنگ در شبکه‌های اجتماعی، اتاق خبرها، تلویزیون‌ها، پلتفرم‌های دیجیتال و موبایل‌های شخصی اتفاق می‌افتد.

    از کلیدی ترین ابزار این جنگ، می توان دروازه‌بانی خبر (Gatekeeping)را نام برد. رسانه‌ها، با انتخاب گزینشی اخبار، چارچوب‌بندی روایت‌ها و اولویت‌دهی موضوعات، افکار عمومی را جهت‌دهی می‌کنند.

    مورد بعدی  تنظیم دستور کار (Agenda-setting) نیز مفهومی کلیدی است؛ رسانه‌ها تعیین می‌کنند مردم به چه بیندیشند، نه لزوماً چگونه بیندیشند.

    همچنین طبق مدل  «Firehose of Falsehood» که اگر بخواهیم به فارسی ترجمه کنیم، می توان گفت آب پاشی دروغ‌ها، حجم عظیمی از اطلاعات غلط با سرعت و تکرار بالا منتشر می‌شود تا حقیقت در میان انبوه پیام‌های نادرست گم شود.

     

    چرا این جنگ، “جهانی” است؟

    این جنگ مرز جغرافیایی نمی‌شناسد. رسانه‌های جهانی، با چند زبان و چند پلتفرم، هم‌زمان افکار عمومی میلیون‌ها انسان را هدف می‌گیرند.

    درگیری فقط میان دولت‌ها نیست؛ بازیگران غیردولتی، ترول‌ها، ربات‌ها، نهادهای سایبری و حتی کاربران عادی در این میدان حضور دارند.

    قدرت تأثیرگذاری آن، به اندازه‌ای است که می‌تواند سرنوشت انتخابات، جنبش‌های اعتراضی و حتی تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و نظامی را تغییر دهد.

    اما چه باید کرد؟

    کارشناسان علوم ارتباطات و امنیت ملی هشدار می‌دهند که در مواجهه با این نوع جنگ، تنها راه دفاع، آگاهی رسانه‌ای (media Literacy) است.

    جوامع باید یاد بگیرند ک: منابع خبری را ارزیابی کنند؛ محتوای رسانه‌ای را تحلیل کنند؛ در برابر تحریکات و دروغ‌های هدف‌دار، تفکر انتقادی به‌کار گیرند؛ روایت‌های مختلف را مقایسه و اعتبارسنجی کنند.

    پروفسور توماس رید، کارشناس سابق امنیت ملی آمریکا، جنگ جهانی پنجم را «جنگ بر سر حقیقت» می‌نامد.

    نوآم چامسکی، زبان‌شناس و نظریه‌پرداز رسانه، بارها هشدار داده که رسانه‌ها نه فقط بازتاب‌دهنده واقعیت، بلکه سازنده واقعیت اجتماعی و سیاسی هستند.

    همچنین «دانشگاه دفاع ملی آمریکا» در گزارش سالانه خود تأکید کرده که آینده جنگ‌ها، عمدتاً در حوزه سایبری، اطلاعاتی و رسانه‌ای خواهد بود و نه صرفاً در میدان نبرد.

    آنچه امروز در قالب جنگ رسانه‌ای می‌بینیم، نوعی جنگ جهانی جدید است که در مرزهای دیجیتال و ذهنی جریان دارد. برخلاف جنگ‌های پیشین که با خاک و خون تعریف می‌شدند، این جنگ با کلمات، روایت‌ها و محتوا به پیش می‌رود. و همان‌قدر که خاموش است، ویرانگر نیز هست.

    برای مقابله با جنگ جهانی پنجم، جوامع نیازمند آموزش، دسترسی به منابع مستقل و تقویت مهارت‌های تحلیلی‌اند. چرا که این‌بار، دشمن نه در خاک، که در صفحه‌ی موبایل ما پنهان شده است.

    نویسنده: محمد عزیزی - پژوهشگر رسانه

    مطالب مرتبط

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.