×
×

مقاله:
قضیه وزارت عدلیه و حوزه خاتم‌النبیین(ص)؛ چرا حل اختلاف از خود اختلاف مهم‌تر است؟

  • کد نوشته: 62678
  • 16 سنبله 1405
  • در جامعه‌ای که سال‌ها جنگ را تجربه کرده است، باید فرهنگ جدیدی از حل اختلاف شکل بگیرد؛ فرهنگی که در آن عقب‌نشینی از ادبیات تند، نشانه ضعف تلقی نشود. اگر وزارت عدلیه و مسئولان حوزه و تلویزیون تمدن بتوانند به یک تفاهم برسند، هیچ طرفی بازنده نخواهد بود. برعکس، برنده اصلی جامعه افغانستان خواهد بود؛ جامعه‌ای که می‌بیند اختلاف می‌تواند بدون تبدیل‌شدن به بحران حل شود.
    قضیه وزارت عدلیه و حوزه خاتم‌النبیین(ص)؛ چرا حل اختلاف از خود اختلاف مهم‌تر است؟

    افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به آرامش، همگرایی و کاهش فاصله‌های اجتماعی نیاز دارد. در چنین شرایطی، هر اختلاف میان نهادهای حکومتی و مراکز دینی و اجتماعی، تنها یک مسئله اداری یا حقوقی باقی نمی‌ماند؛ بلکه می‌تواند به موضوعی حساس برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شود. ماجرای اخیر میان وزارت عدلیه و حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص) و تلویزیون تمدن نیز از همین منظر اهمیت دارد؛ اختلافی که در ابتدا بر سر مسایل حقوقی و مالکیت مطرح شد، اما به تدریج ابعاد اجتماعی و عمومی پیدا کرد. گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد که موضوع مالکیت این مجموعه همچنان محل اختلاف بوده و دو طرف روایت‌های متفاوتی درباره اسناد و وضعیت حقوقی آن ارائه کرده‌اند.

     

    سنتی که افغانستان در آن استاد بوده است

    جامعه افغانستان در تاریخ خود، برای حل بسیاری از اختلافات از راه گفت‌وگو، میانجیگری علما، بزرگان قومی و جرگه‌ها استفاده کرده است. این شیوه به معنای کنارگذاشتن قانون نیست؛ بلکه می‌تواند راهی برای جلوگیری از تبدیل یک اختلاف مشخص به بحرانی اجتماعی باشد. در جامعه‌ای مانند افغانستان که روابط اجتماعی و اعتماد میان بزرگان، علما و مردم اهمیت فراوان دارد، گاهی یک گفت‌وگوی مستقیم می‌تواند از هفته‌ها و ماه‌ها تنش جلوگیری کند. اگر پیش از تشدید اختلافات، گروهی مورد اعتماد دو طرف وارد روند میانجیگری می‌شد، شاید امروز بخشی از این نگرانی‌ها وجود نمی‌داشت.

    در فرهنگ اسلامی، اصلاح میان مردم یک ارزش مهم است. میانجیگری میان دو طرف اختلاف به معنای عقب‌نشینی از اصول یا نادیده‌گرفتن قانون نیست؛ بلکه می‌تواند فرصتی باشد تا هر دو طرف، پیش از آن‌که مواضع‌شان سخت و برگشت‌ناپذیر شود، راهی برای تفاهم پیدا کنند. افغانستان برای عبور از بحران‌های متعدد خود، بیش از برخوردهای تقابلی به چنین ظرفیتی نیاز دارد. اگر اختلافی میان یک نهاد حکومتی و یک مرکز علمی و دینی شکل می‌گیرد، نخستین پرسش نباید این باشد که چه کسی پیروز می‌شود؛ بلکه باید این باشد که چگونه می‌توان بدون آسیب‌زدن به اعتماد عمومی، مسئله را حل کرد.

    جرگه در افغانستان تنها یک ساختار سنتی نیست؛ در بسیاری از مناطق، هنوز بخشی از سازوکار اجتماعی برای حل اختلافات به شمار می‌رود. البته هر جرگه‌ای نمی‌تواند جای قانون و محکمه را بگیرد، اما بزرگان و علما می‌توانند در کاهش تنش، نزدیک‌کردن دیدگاه‌ها و ایجاد فضای گفت‌وگو نقش داشته باشند. در پرونده‌ای که حساسیت‌های مذهبی، اجتماعی و حقوقی را همزمان در بر دارد، استفاده از این ظرفیت می‌تواند به عنوان یک مسیر مکمل برای روند قانونی مورد توجه قرار گیرد.

     

    حل اختلاف، بزرگ‌تر از خود اختلاف است

    موضوع حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص) نباید تنها از زاویه یک ملک، یک ساختمان یا یک پرونده اداری دیده شود. اهمیت اصلی آن در این است که چگونه می‌توان اختلاف میان یک نهاد حکومتی و یک مرکز دینی را بدون تبدیل‌شدن به شکاف اجتماعی حل کرد. هر دو طرف، اگر به آینده افغانستان نگاه کنند، می‌توانند دریابند که پیروزی واقعی در این پرونده نه در غلبه یک طرف بر طرف دیگر، بلکه در رسیدن به راه‌حلی است که قانون، حرمت مراکز دینی و اعتماد اجتماعی را همزمان حفظ کند.

    تجربه افغانستان نشان داده است که بسیاری از اختلافات زمانی خطرناک می‌شوند که از سطح یک موضوع مشخص فراتر رفته و به برداشت‌های عمومی درباره هویت، مذهب و جایگاه اجتماعی گروه‌ها پیوند بخورند. آنچه امروز میان دو نهاد مطرح است، نباید اجازه پیدا کند به مسئله‌ای میان بخش‌های مختلف جامعه تبدیل شود. مسئولیت هر دو طرف در چنین شرایطی تنها دفاع از موضع خود نیست؛ بلکه جلوگیری از گسترش تنش و حفاظت از آرامش اجتماعی نیز بخشی از این مسئولیت است.

    حل مسالمت‌آمیز اختلاف به معنای کنارگذاشتن قانون نیست. برعکس، قانون باید مسیر روشن حل اختلاف را مشخص کند و گفت‌وگو می‌تواند از شدت تنش در این مسیر بکاهد. اگر درباره مالکیت یا وضعیت حقوقی یک ملک اختلاف وجود دارد، اسناد و مراجع قانونی باید داور نهایی باشند؛ اما در کنار آن، می‌توان از ظرفیت علما، بزرگان و شخصیت‌های مورد اعتماد جامعه برای نزدیک‌کردن دیدگاه‌ها استفاده کرد. چنین رویکردی نه اقتدار حکومت را کاهش می‌دهد و نه حقوق طرف مقابل را نادیده می‌گیرد.

    در چنین پرونده‌هایی معمولاً این پرسش مطرح می‌شود که کدام طرف موفق شد موضع خود را بر دیگری تحمیل کند؛ اما پرسش مهم‌تر این است که نتیجه این اختلاف چه اثری بر جامعه خواهد گذاشت. اگر یک راه‌حل بتواند هم حقوق قانونی را تأمین کند، هم حرمت یک مرکز دینی و آموزشی را حفظ کند و هم از ایجاد احساس بی‌اعتمادی در میان مردم جلوگیری نماید، آن راه‌حل به مراتب ارزشمندتر از پیروزی یک طرف بر طرف دیگر خواهد بود. افغانستان امروز بیش از هر چیز به نمونه‌هایی از حل اختلاف نیاز دارد که نشان دهد تفاوت دیدگاه الزاماً به تقابل و دشمنی منجر نمی‌شود.

    پرونده حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص) و تلویزیون تمدن می‌تواند از یک اختلاف فراتر رفته و به آزمونی برای ظرفیت جامعه و نهادهای آن در حل مسالمت‌آمیز منازعات تبدیل شود. اگر طرف‌های درگیر با خویشتنداری، گفت‌وگو و احترام متقابل به یک راه‌حل برسند، پیام آن تنها به این پرونده محدود نخواهد ماند؛ بلکه می‌تواند به جامعه افغانستان نشان دهد که اختلافات، هرقدر هم حساس باشند، می‌توانند بدون شکستن پل‌های ارتباطی حل شوند. در کشوری که سال‌ها از شکاف و منازعه آسیب دیده است، شاید مهم‌ترین پیروزی همین باشد: این‌که اختلاف باقی بماند، اما دشمنی شکل نگیرد؛ قانون اجرا شود، اما اعتماد از میان نرود؛ و هیچ اختلافی آن‌قدر بزرگ نشود که جامعه را در برابر یکدیگر قرار دهد.

     

    افغانستان امروز به مدرسه و حوزه دینی نیاز دارد

    افغانستان پس از دو دهه جنگ، اشغال نظامی خارجی و بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، با یک نیاز اساسی روبه‌رو است: بازسازی سرمایه انسانی. این بازسازی تنها با ایجاد ساختمان و جاده انجام نمی‌شود؛ بلکه نیازمند تربیت نسلی است که دانش، اخلاق، مسئولیت اجتماعی و توانایی گفت‌وگو با دیگران را داشته باشد. در چنین شرایطی، مدارس دینی و حوزه‌های علمیه نیز بخشی از ساختار آموزشی و فرهنگی جامعه افغانستان هستند و نقش آنها را نمی‌توان از واقعیت اجتماعی کشور جدا کرد.

    حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص) برای سال‌ها یکی از مراکز آموزش علوم دینی در کابل بوده است. گزارش‌های موجود این مرکز را دارای مسجد، حسینیه، کتابخانه و بخش‌های آموزشی معرفی می‌کنند. از این منظر، بحث درباره آینده چنین مرکزی تنها بحث درباره یک ملک نیست؛ بلکه بحث درباره سرنوشت یک محیط آموزشی و دینی و افرادی است که در آن آموزش می‌بینند. جامعه‌ای که می‌خواهد توسعه پیدا کند، باید میان ضرورت نظارت قانونی و ضرورت حفظ مراکز علمی و آموزشی توازن ایجاد کند.

    افغانستان جامعه‌ای مسلمان است و دین در زندگی کل جامعه جایگاه مهمی دارد. بنابراین توسعه کشور نمی‌تواند با حذف یا تضعیف آموزش دینی دنبال شود. مسئله اصلی این است که مدارس و حوزه‌های دینی بتوانند در چارچوب قانون، به آموزش، تربیت و فعالیت علمی ادامه دهند. آموزش دینی اگر در کنار علوم، اخلاق، مدارا و مسئولیت اجتماعی قرار گیرد، می‌تواند به جای عامل جدایی، به یکی از ابزارهای همبستگی جامعه تبدیل شود.

    افغانستان تنها به مدرسه‌ای نیاز ندارد که در آن معلومات انتقال داده شود؛ بلکه به مراکزی نیاز دارد که در آنها تحمل اختلاف، گفت‌وگو و احترام به دیگری نیز آموزش داده شود. حوزه‌های علمیه می‌توانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند. جامعه‌ای که در آن پیروان مذاهب، اقوام و گروه‌های مختلف یکدیگر را بشناسند و ارزش‌های همدیگر را محترم بشمارند، در برابر بحران‌ها مقاوم‌تر خواهد بود.

     

    شکاف داخلی؛ فرصتی که دشمنان افغانستان منتظر آن هستند

    تهدید علیه یک کشور همیشه با سلاحو حمله نظامی آغاز نمی‌شود. گاهی کافی است شکاف‌های اجتماعی آن کشور عمیق شود تا دیگران بتوانند از آن بهره‌برداری کنند. افغانستان تجربه طولانی از مداخلات خارجی دارد و یکی از مهم‌ترین درس‌های این تجربه آن است که اختلافات داخلی، زمانی که به بی‌اعتمادی عمومی تبدیل شوند، می‌توانند زمینه را برای مداخله و سوءاستفاده بیرونی فراهم کنند.

    اگر یک اختلاف اداری یا حقوقی به اختلاف مذهبی تعبیر شود، دامنه آن به سرعت بزرگ‌تر می‌شود. چیزی که می‌توانست میان دو نهاد با چند نشست حل شود، ممکن است به موضوعی میان گروه‌های اجتماعی تبدیل گردد. این همان نقطه‌ای است که باید از آن جلوگیری کرد. جامعه افغانستان نباید اجازه دهد اختلاف بر سر یک پرونده، به اختلاف میان پیروان مذاهب یا اقوام تبدیل شود.

    هرچه فاصله میان مردم بیشتر شود، هزینه بازسازی اعتماد نیز بیشتر خواهد شد. دشمنان افغانستان ممکن است از همین شکاف‌ها برای تولید روایت‌های خصمانه، تحریک احساسات و ایجاد بی‌اعتمادی استفاده کنند. بنابراین دفاع از وحدت اجتماعی تنها یک شعار اخلاقی نیست؛ یک ضرورت امنیتی نیز هست. جامعه متحد، بسیار دشوارتر از جامعه‌ای که درگیر اختلافات داخلی است، قابل نفوذ و تحریک خواهد بود.

    در عصر رسانه‌های اجتماعی، هر اختلاف می‌تواند در چند ساعت به یک بحران رسانه‌ای تبدیل شود. انتشار روایت‌های ناقص، اتهامات متقابل و ادبیات تند می‌تواند فاصله میان مردم و نهادها را بیشتر کند. در چنین شرایطی، مسئولان و نهادهای اجتماعی باید بدانند که هر سخن عمومی می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک پرونده مشخص داشته باشد. مدیریت بحران امروز، مدیریت روایت نیز هست.

    بزرگ‌ترین اشتباه این است که تصور کنیم تهدیدهای بیرونی تنها زمانی موفق می‌شوند که از خارج وارد افغانستان شوند. در بسیاری موارد، شکاف از درون شکل می‌گیرد و عامل بیرونی تنها از آن استفاده می‌کند. به همین دلیل، بهترین سد در برابر سوءاستفاده خارجی، ایجاد جامعه‌ای است که در آن اختلافات از طریق گفت‌وگو و قانون حل شود و هیچ گروهی احساس نکند برای دفاع از خود ناچار به رویارویی با دیگران است.

    وحدت واقعی به معنای یکسان‌سازی مردم نیست. افغانستان زمانی متحد خواهد بود که مردم با وجود تفاوت‌های مذهبی، قومی، فرهنگی و فکری، یکدیگر را بخشی از یک کشور بدانند. همپذیری یعنی منافع مشترک افغانستان را بالاتر از اختلافات مقطعی قرار دادن. اگر این اصل پذیرفته شود، بسیاری از اختلافاتی که امروز بزرگ به نظر می‌رسند، امکان حل‌شدن خواهند داشت.

     

    پایان تنش میان وزارت عدلیه، رسانه تمدن و حوزه خاتم‌النبیین؛ یک ضرورت ملی

    تنش میان وزارت عدلیه و مسئولان حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص) و تلویزیون تمدن، اکنون دیگر تنها یک اختلاف میان چند نهاد نیست. گزارش‌های اخیر از بسته‌شدن حوزه و توقف فعالیت تلویزیون تمدن و سپس افزایش تنش‌ها خبر داده‌اند. وقتی چنین مسئله‌ای به افکار عمومی کشیده می‌شود، ادامه آن می‌تواند بر احساس اعتماد بخشی از جامعه نسبت به نهادهای دولتی تأثیر بگذارد. از همین رو، حل این پرونده باید به یک اولویت تبدیل شود.

    اگر اختلاف اصلی بر سر مالکیت و اسناد قانونی است، بهترین راه این است که موضوع بر اساس اسناد و روند قضایی روشن شود. مسئولان تلویزیون تمدن و حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص)  نیز گفته‌اند که اسناد مربوط به ملکیت در اختیار دارند و موضوع در مرجع قضایی در حال بررسی بوده است. در چنین وضعیتی، روشن‌ترین مسیر، بررسی بی‌طرفانه اسناد و احترام به روند قضایی است؛ زیرا تصمیمی که برای همه طرف‌ها قابل توضیح و قابل فهم باشد، می‌تواند از گسترش سوءتفاهم جلوگیری کند.

    حتی در صورتی که یک نهاد دولتی یا خصوصی مرتکب تخلف شده باشد، شیوه برخورد اهمیت دارد. مراکز دینی، استادان و طلاب و محیط‌های آموزشی، حساسیت اجتماعی ویژه‌ای دارند. رعایت حرمت افراد و جلوگیری از رفتارهایی که می‌تواند تحقیرآمیز یا تحریک‌کننده تلقی شود، باید در اولویت باشد. قدرت حکومت زمانی بیشتر می‌شود که مردم آن را با عدالت، تدبیر و خویشتنداری بشناسند، نه با شدت برخورد.

    تلویزیون تمدن نیز در این مناقشه درگیر شده است و فعالیت آن متوقف شده بود. این رسانه اخیراً اعلام کرده است که نشرات مجازی خود را از سر می‌گیرد و درباره برخوردهای اخیر موضع گرفته است. فارغ از موضع هر طرف، ادامه تقابل رسانه‌ای به سود هیچ‌کس نیست. بهتر است فضای عمومی از میدان اتهام‌زنی به میدان گفت‌وگو و ارائه اسناد تبدیل شود.

    راه حل این بحران لزوماً پیچیده نیست. نمایندگان وزارت عدلیه، مسئولان حوزه، مسئولان تلویزیون تمدن، علمای مورد اعتماد و شخصیت‌های اجتماعی می‌توانند در یک چارچوب مشخص گردهم بیایند. هر طرف اسناد و دیدگاه خود را ارائه کند، روند قضایی مستقل از فشار رسانه‌ای ادامه یابد و در کنار آن، یک مسیر میانجیگری برای کاهش تنش ایجاد شود. چنین نشستی اگر با حسن نیت برگزار شود، می‌تواند پیام مهمی به جامعه بدهد: اختلاف وجود دارد، اما دشمنی ضرورت ندارد.

    در جامعه‌ای که سال‌ها جنگ را تجربه کرده است، باید فرهنگ جدیدی از حل اختلاف شکل بگیرد؛ فرهنگی که در آن عقب‌نشینی از ادبیات تند، نشانه ضعف تلقی نشود. اگر وزارت عدلیه و مسئولان حوزه و تلویزیون تمدن بتوانند به یک تفاهم برسند، هیچ طرفی بازنده نخواهد بود. برعکس، برنده اصلی جامعه افغانستان خواهد بود؛ جامعه‌ای که می‌بیند اختلاف می‌تواند بدون تبدیل‌شدن به بحران حل شود.

     

    جمع‌بندی؛ افغانستان به یکدیگر نیاز دارد

    افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به همدیگر نیاز دارد. جامعه‌ای که دهه‌ها جنگ، مهاجرت، فقر و مداخلات خارجی را تجربه کرده است، نمی‌تواند با ایجاد شکاف‌های تازه به ثبات برسد. آینده کشور زمانی ساخته خواهد شد که همه گروه‌ها احساس کنند در این سرزمین سهم، حرمت و جایگاه دارند. توسعه افغانستان پروژه یک قوم، یک مذهب یا یک جریان نیست؛ پروژه همه مردم این کشور است.

    همپذیری نباید تنها در سخنرانی‌ها تکرار شود. این اصل باید در تصمیم‌های حکومتی، رفتار نهادهای اجتماعی و برخورد مردم با یکدیگر دیده شود. احترام به تفاوت‌ها، شنیدن صدای مخالف و تلاش برای حل اختلاف از مسیر گفت‌وگو، پایه‌های جامعه‌ای سالم را شکل می‌دهد. افغانستان اگر بخواهد از چرخه بحران خارج شود، باید این فرهنگ را به یک عادت اجتماعی تبدیل کند.

    در کشوری که سال‌ها میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی بوده است، ایجاد شکاف داخلی بزرگ‌ترین اشتباه است. اختلافات باید وجود داشته باشند، اما نباید به دشمنی تبدیل شوند. جامعه‌ای که بتواند در عین اختلاف، کنار یکدیگر بایستد، در برابر فشارهای بیرونی مقاوم‌تر خواهد بود. افغانستان برای دفاع از استقلال و آینده خود، پیش از هر چیز به یک سرمایه بزرگ نیاز دارد: اعتماد مردم به یکدیگر.

    ماجرای حوزه علمیه خاتم‌النبیین(ص)، تلویزیون تمدن و وزارت عدلیه می‌تواند به یک نمونه دیگر از اختلافات فرسایشی تبدیل شود؛ یا می‌تواند فرصتی برای نشان‌دادن یک راه متفاوت باشد. راهی که در آن قانون جای خود را دارد، میانجیگری اجتماعی جای خود را دارد و حرمت مراکز دینی و علمی نیز حفظ می‌شود. افغانستان برای ساختن آینده خود به چنین رویکردی نیاز دارد: قانون بدون بی‌حرمتی، اقتدار بدون خشونت، اختلاف بدون دشمنی و وحدت بدون حذف تفاوت‌ها. اگر چنین فرهنگی شکل بگیرد، جامعه افغانستان نه تنها از یک بحران عبور خواهد کرد، بلکه یک قدم به سوی جامعه‌ای باثبات‌تر، همدل‌تر و توسعه‌یافته‌تر خواهد برداشت.

    نویسنده: یحیی فولادی
    منبع: خبرگزاری وطن24

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *