×
×

عراق و افغانستان در برابر واشنگتن؛ مقاومت ملت‌ها و هزینه‌های اشغالگری

  • کد نوشته: 63242
  • 09 میزان 1405
  • عراق و افغانستان، با وجود تفاوت‌های تاریخی و سیاسی، دو نمونه مهم از تجربه ملت‌هایی هستند که حضور نظامی آمریکا را در سرزمین خود تجربه کردند. در هر دو کشور، مسئله حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت به یکی از محورهای اصلی مناقشه تبدیل شد؛ مناقشه‌ای که پیامدهای آن هنوز در ساختار سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه قابل مشاهده است.
    عراق و افغانستان در برابر واشنگتن؛ مقاومت ملت‌ها و هزینه‌های اشغالگری

    حضور نظامی ایالات متحده در غرب آسیا و افغانستان، طی بیش از دو دهه، با شعار مبارزه با تروریزم، تأمین امنیت و ایجاد ثبات توجیه شده است؛ اما بررسی پیامدهای این حضور، پرسش‌های جدی درباره اهداف، هزینه‌ها و دستاوردهای سیاست خارجی واشنگتن در منطقه مطرح می‌کند. از عراق و افغانستان گرفته تا دیگر کشورهای غرب آسیا، مداخله‌های نظامی آمریکا نه‌تنها نتوانست به همه اهداف ادعا شده دست یابد، بلکه در مواردی به جنگ‌های طولانی، تلفات انسانی، تخریب زیرساخت‌ها و وابستگی سیاسی و امنیتی انجامید.

    عراق و افغانستان، با وجود تفاوت‌های تاریخی و سیاسی، دو نمونه مهم از تجربه ملت‌هایی هستند که حضور نظامی آمریکا را در سرزمین خود تجربه کردند. در هر دو کشور، مسئله حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت به یکی از محورهای اصلی مناقشه تبدیل شد؛ مناقشه‌ای که پیامدهای آن هنوز در ساختار سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه قابل مشاهده است.

    در این میان، به شهادت رساندن سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران، و ابومهدی المهندس، معاون وقت حشدالشعبی عراق، در حمله هوایی امریکا در نزدیکی میدان هوایی بغداد در سوم جنوری ۲۰۲۰، نقطه عطفی در روابط بغداد و واشنگتن به شمار می‌رود. این حمله که با دستور دونالد ترامپ انجام شد، واکنش گسترده‌ای در عراق برانگیخت و موضوع خروج نیروهای خارجی را بار دیگر به مرکز بحث‌های سیاسی این کشور کشاند.

    دو روز پس از این رویداد، پارلمان عراق با تصویب قطع‌نامه‌ای از دولت خواست به حضور نیروهای خارجی پایان دهد و برای لغو درخواست کمک از ائتلاف بین‌المللی علیه داعش اقدام کند. این تصمیم، بازتابی از مطالبه بخشی از جریان‌های سیاسی و اجتماعی عراق برای پایان دادن به حضور نظامی امریکا بود. هرچند اجرای آن با موانع سیاسی و امنیتی روبه‌رو شد، اما اصل خروج نیروهای خارجی به یکی از مطالبات پایدار در سیاست عراق تبدیل گردید.

    اهمیت این تصمیم را نمی‌توان تنها در یک رأی پارلمانی خلاصه کرد. عراق پس از حمله سال ۲۰۰۳ امریکا، سال‌ها با پیامدهای جنگ، فروپاشی نهادهای دولتی، خشونت و گسترش گروه‌های تروریستی همچون داعش روبه‌رو بود. سرنگونی صدام حسین، پایان یک نظام سیاسی را رقم زد، اما نظم سیاسی و امنیتی پس از آن نتوانست به‌سرعت ثبات پایدار را تأمین کند. ظهور داعش در سال ۲۰۱۴ و سقوط موصل، بار دیگر نشان داد که تغییر نظام سیاسی به‌تنهایی به معنای ایجاد امنیت و حاکمیت مؤثر نیست.

    هزینه‌های این جنگ نیز از مرزهای عراق فراتر رفت. بر اساس پژوهش پروژه «هزینه‌های جنگ» دانشگاه براون، هزینه جنگ‌های امریکا در عراق و سوریه، از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۳، با احتساب تعهدات آینده برای مراقبت از نظامیان کهنه‌سرباز، بیش از ۲.۸۹ تریلیون دالر برآورد شده است. همین پژوهش شمار قربانیان جنگ در عراق و سوریه را در این دوره میان ۵۵۰ تا ۵۸۰ هزار نفر تخمین می‌زند؛ رقمی که پیامدهای انسانی مداخله نظامی را به‌روشنی نشان می‌دهد.

    این آمار تنها بخشی از هزینه‌های واقعی جنگ را بازتاب می‌دهد. تخریب خانه‌ها، شفاخانه‌ها، شبکه‌های برق و آب‌رسانی، آوارگی میلیون‌ها انسان و از میان رفتن فرصت‌های اقتصادی، پیامدهایی هستند که نمی‌توان همه آن‌ها را در محاسبات نظامی و بودجه‌ای گنجاند. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح می‌شود که اگر هدف اصلی مداخله امریکا تأمین امنیت و بازسازی عراق بود، چرا این کشور پس از سال‌ها جنگ همچنان با چالش‌های عمیق اقتصادی، سیاسی و امنیتی دست‌وپنجه نرم می‌کند؟

    تجربه افغانستان نیز ابعاد دیگری از همین سیاست را آشکار می‌سازد. امریکا در سال ۲۰۰۱ با شعار مبارزه با تروریزم وارد افغانستان شد و نزدیک به دو دهه در این کشور اشغال نظامی داشت. با این حال، خروج نیروهای امریکایی در اگست ۲۰۲۱ با فروپاشی جمهوریت و سقوط کابل همراه شد. این پایان، تصویری متفاوت از روایت پیروزی و دستاوردهای نظامی امریکا ارائه کرد؛ روایتی که با واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی افغانستان هم‌خوانی نداشت.

    بر اساس برآورد دانشگاه براون، هزینه جنگ‌های پس از حملات یازدهم سپتمبر برای امریکا تا سال ۲۰۲۱ به حدود هشت تریلیون دالر رسیده بود. از این میان، نزدیک به ۲.۳ تریلیون دالر به جنگ افغانستان و پاکستان نسبت داده شده است. این رقم شامل هزینه‌های نظامی، مراقبت از نظامیان، بهره بدهی‌های جنگی و سایر مصارف مرتبط می‌شود. با این حال، پس از بیست سال حضور نظامی، افغانستان همچنان با ضعف زیرساخت‌ها، فقر گسترده و مشکلات عمیق اقتصادی روبه‌رو ماند.

    در عراق نیز منابع عظیم نفتی و ظرفیت اقتصادی کشور نتوانستند مانع شکل‌گیری بحران‌های ساختاری شوند. وابستگی اقتصاد به صادرات نفت، مشکلات خدمات عمومی، فساد اداری، بیکاری و ضعف زیرساخت‌ها از جمله مسائلی هستند که پس از سال ۲۰۰۳ ادامه یافته‌اند. در افغانستان، با وجود میلیاردها دالر کمک و هزینه بازسازی، بخش بزرگی از اقتصاد به کمک‌های خارجی وابسته ماند و بسیاری از پروژه‌ها نتوانستند به ظرفیت‌های پایدار تولیدی تبدیل شوند. این وضعیت نشان می‌دهد که هزینه‌کرد منابع مالی، بدون ایجاد نهادهای پاسخ‌گو و زیرساخت‌های ماندگار، الزاماً به توسعه منجر نمی‌شود.

    در کنار این پیامدها، سیاست نظامی امریکا در منطقه با تناقض دیگری نیز روبه‌رو بوده است: واشنگتن از یک‌سو بر ضرورت مبارزه با تروریزم تأکید می‌کرد و از سوی دیگر، مداخلات نظامی آن در برخی کشورها به تضعیف ساختارهای دولتی و ایجاد خلأهای امنیتی انجامید. این به معنای نادیده گرفتن نقش عوامل داخلی و منطقه‌ای در بحران‌ها نیست؛ اما نشان می‌دهد که سیاست مداخله نظامی، بدون در نظر گرفتن ساختار اجتماعی و سیاسی کشورها، نمی‌تواند راه‌حل پایدار برای مشکلات امنیتی باشد.

    در این میان، آنچه در تحولات اخیر عراق اهمیت دارد، تحقق خروج نظامی امریکا از این کشور است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در ۳۰ سپتمبر ۲۰۲۶، نیروهای امریکایی خروج خود از عراق را تکمیل کرده‌اند؛ روندی که بر پایه توافق سال ۲۰۲۴ میان بغداد و واشنگتن شکل گرفته بود. این تحول، پایان مأموریت نظامی ائتلاف بین‌المللی در عراق را رقم زده است؛ هرچند همکاری‌های اطلاعاتی و آموزشی میان دو کشور همچنان ادامه خواهد داشت. بنابراین، خروج نیروهای رزمی را نباید با پایان کامل نفوذ سیاسی و اقتصادی امریکا در عراق یکسان دانست.

    این تحول را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر در روابط امنیتی عراق و امریکا دانست. کشوری که پس از سال‌ها جنگ و حضور نظامی خارجی، اکنون مسئولیت مستقیم‌تری در تأمین امنیت خود بر عهده می‌گیرد. با این حال، استقلال واقعی تنها با خروج سربازان خارجی تحقق نمی‌یابد؛ بلکه به نهادهای ملی نیرومند، اقتصاد مستقل، تصمیم‌گیری سیاسی بدون فشار بیرونی و توانایی مدیریت اختلافات داخلی نیز نیاز دارد. از همین رو، مرحله پس از خروج، آزمونی جدی برای دولت و جامعه عراق خواهد بود.

    در مورد جشن‌های مردمی و نام‌گذاری روز خروج به‌عنوان «روز استقلال» نیز باید به یک نکته توجه کرد: ارزش نمادین این مناسبت زمانی ماندگار خواهد بود که از سطح مراسم و شعار فراتر برود و به تقویت حاکمیت ملی در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی بینجامد. حضور مردم در میدان‌ها، حمایت از تصمیم‌های مرتبط با استقلال و یادآوری هزینه‌های جنگ، بخشی از حافظه جمعی یک ملت را شکل می‌دهد. برای عراقی‌هایی که سال‌ها جنگ، اشغال و ناامنی را تجربه کرده‌اند، پایان حضور نظامی خارجی می‌تواند فرصتی برای بازتعریف رابطه میان دولت و مردم باشد.

    تجربه افغانستان نیز در کنار عراق، پرسش مشترکی را پیش روی ملت‌های منطقه قرار می‌دهد: آیا اشغال نظامی قدرت‌های خارجی توانسته است امنیت و رفاه پایدار ایجاد کند؟ خروج امریکا از افغانستان در سال ۲۰۲۱ و پایان حضور نظامی آن در عراق در سپتمبر ۲۰۲۶، از دو مسیر متفاوت به یک موضوع مشترک اشاره دارند؛ محدودیت قدرت نظامی در ساختن نظم سیاسی پایدار. واشنگتن در هر دو کشور هزینه‌های سنگینی پرداخت کرد، اما نتوانست تمام اهداف سیاسی و امنیتی اعلام‌شده خود را به نتیجه برساند.

    پیوند تجربه عراق و افغانستان از این جهت نیز اهمیت دارد که هر دو ملت، با وجود تفاوت‌های قومی و سیاسی، با مداخله نظامی امریکا مواجه شدند و هزینه‌های انسانی و اقتصادی آن را تحمل کردند. در افغانستان، مقاومت در برابر حضور نظامی خارجی در طول بیست سال ادامه یافت و در عراق نیز جریان‌های سیاسی و گروه‌های مختلف، خروج نیروهای خارجی را به مطالبه‌ای ملی تبدیل کردند. البته نباید تفاوت ماهیت، ساختار و اهداف جریان‌های فعال در این دو کشور را نادیده گرفت؛ اما مطالبه استقلال و حق تصمیم‌گیری درباره آینده کشور، وجه مشترک قابل بررسی میان دو تجربه است.

    از سوی دیگر، بحث شکست امریکا در جنگ‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در تقابل‌های نظامی با ایران، باید در چارچوب واقعیت‌های میدانی و پیامدهای سیاسی بررسی شود. در جنگ‌های تحمیلی و رویارویی‌های نظامی، صرف برخورداری از برتری تسلیحاتی لزوماً به معنای تحقق اهداف سیاسی نیست. تجربه‌های منطقه نشان داده است که قدرت نظامی، زمانی که با اراده سیاسی و اجتماعی ملت‌ها مواجه می‌شود، با محدودیت‌هایی روبه‌رو خواهد شد. در نتیجه، افزایش اعتمادبه‌نفس در میان بخشی از مردم منطقه برای دفاع از حاکمیت ملی، یکی از پیامدهای قابل بررسی این تحولات است؛ هرچند تعمیم نتیجه یک جنگ به همه کشورهای منطقه نیازمند شواهد مستقل است.

    در سطح منطقه‌ای، خروج امریکا از عراق و تجربه افغانستان می‌تواند بر محاسبات امنیتی کشورهای غرب آسیا تأثیر بگذارد. این تحولات ممکن است زمینه را برای افزایش مطالبه کاهش پایگاه‌های نظامی خارجی و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای فراهم سازد. با این حال، کاهش حضور نظامی امریکا به‌تنهایی به معنای پایان نفوذ این کشور یا شکل‌گیری نظم جدید منطقه‌ای نیست. واشنگتن همچنان از ابزارهای اقتصادی، مالی، دیپلماتیک و امنیتی برای حفظ جایگاه خود استفاده می‌کند و کشورهای منطقه نیز درباره آینده روابط خود با قدرت‌های جهانی دیدگاه‌های متفاوت دارند.

    در مجموع، بررسی تجربه عراق و افغانستان نشان می‌دهد که حضور نظامی امریکا، برخلاف وعده‌های اولیه، نتوانست در هر دو کشور امنیت و توسعه پایدار را تضمین کند. هزینه‌های هنگفت جنگ، تلفات انسانی، تخریب زیرساخت‌ها و بی‌ثباتی سیاسی، بخشی از میراث این مداخلات است. خروج نیروهای امریکایی از عراق نیز پایان یک فصل از روابط پرتنش بغداد و واشنگتن به شمار می‌رود؛ فصلی که پیامدهای آن هنوز در ساختار سیاسی و اقتصادی این کشور باقی مانده است.

    برای مردم عراق، این تحول می‌تواند نمادی از بازگشت بخشی از اختیار ملی باشد و برای مردم افغانستان نیز یادآور تجربه‌ای است که در آن حضور طولانی‌مدت یک قدرت خارجی نتوانست آینده سیاسی کشور را مطابق اهداف اعلام‌شده آن قدرت شکل دهد. اما آزمون اصلی هر دو کشور، پس از پایان حضور نظامی خارجی آغاز می‌شود: تبدیل استقلال سیاسی به امنیت پایدار، توسعه اقتصادی و حاکمیت قانون. اگر این هدف تحقق نیابد، خروج نیروهای خارجی تنها پایان یک مرحله از بحران خواهد بود، نه پایان آن.

    • گزارش دانشگاه براون درباره هزینه‌های جنگ عراق و سوریه:

    • برآورد هزینه‌های جنگ‌های پس از ۱۱ سپتمبر:

    • گزارش رویترز درباره تکمیل خروج نیروهای امریکایی از عراق، ۳۰ سپتمبر ۲۰۲۶:

    • گزارش آسوشیتدپرس درباره پایان مأموریت نظامی امریکا در عراق:

    نویسنده: مصطفی علی‌زاده
    منبع: خبرگزاری وطن24

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *