×
×

حمله به یک شفاخانه ترک اعتیاد:
خط قرمزهایی که پاکستان یکی پس از دیگری می‌شکند

  • کد نوشته: 57784
  • 26 حوت 1404
  • سیاست امنیتی پاکستان در قبال افغانستان سال‌هاست که با اتهام «دخالت مستقیم و غیرمستقیم» همراه بوده است. اما عبور از مرزها و انجام حملات هوایی در عمق پایتخت، نشانه‌ای از تغییری نگران‌کننده در این الگو است؛ تغییری که می‌تواند منطقه را وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر کند.
    خط قرمزهایی که پاکستان یکی پس از دیگری می‌شکند

    در شبی که باید در کابل با سکوت و خستگی روزانه به پایان می‌رسید، صدای جت‌های جنگی و انفجار، بار دیگر واقعیتی تلخ را به مردم این شهر یادآوری کرد: جنگ، حتی وقتی اعلام نشده، همچنان ادامه دارد.

    اظهارات ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی، درباره حمله هوایی دوشنبه شب 25 حوت پاکستان به اهدافی در کابل، با گزارش‌های میدانی و شهادت شاهدان عینی همخوانی دارد؛ شبی که نه یک پایگاه نظامی، بلکه یک شفاخانه هدف قرار گرفت.

    هدف قرار دادن یک مرکز درمانی، به‌ویژه شفاخانه‌ای که محل نگهداری و درمان معتادان بوده، از منظر حقوق بین‌الملل نه‌تنها یک خطای نظامی، بلکه عبور آشکار از خطوط قرمز انسانی است. چنین حمله‌ای، حتی در چارچوب جنگ‌های کلاسیک، مصداق بالقوه «جنایت جنگی» محسوب می‌شود.

    معتادان در هر جامعه‌ای، آسیب‌پذیرترین قشر محسوب می‌شوند؛ افرادی که نه سلاح دارند، نه قدرت دفاع از خود، و نه حتی جایگاهی در معادلات سیاسی. حمله به آنان، نه تنها حمله به انسان، بلکه حمله به مفهوم درمان و بازگشت به زندگی است.

    در این میان، روایت رسمی از سوی امارت اسلامی، هرچند با ادبیات سیاسی همراه است، اما یک واقعیت را برجسته می‌کند: قربانیان این حمله، عمدتاً غیرنظامیانی بوده‌اند که در حال دریافت خدمات درمانی بودند. این موضوع می‌تواند ابعاد تازه‌ای از بحران را در سطح بین‌المللی باز کند.

    سیاست امنیتی پاکستان در قبال افغانستان سال‌هاست که با اتهام «دخالت مستقیم و غیرمستقیم» همراه بوده است. اما عبور از مرزها و انجام حملات هوایی در عمق پایتخت، نشانه‌ای از تغییری نگران‌کننده در این الگو است؛ تغییری که می‌تواند منطقه را وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر کند.

    تجربه تاریخی نشان داده است که توجیه «مبارزه با تهدیدات امنیتی» اغلب بهانه‌ای برای اقداماتی می‌شود که هزینه اصلی آن را مردم عادی می‌پردازند. از وزیرستان تا قندهار، این الگو بارها تکرار شده است؛ جایی که هدف اعلامی، گروه‌های مسلح بوده، اما نتیجه، تلفات غیرنظامیان.

    در چنین شرایطی، سکوت یا واکنش‌های کم‌رمق جامعه جهانی، خود به نوعی چراغ سبز برای تکرار این اقدامات تلقی می‌شود. اگر حمله به یک شفاخانه در کابل بدون پاسخ جدی باقی بماند، چه چیزی مانع تکرار آن در آینده خواهد شد؟

    از منظر حقوق بشر، این رویداد باید به‌عنوان یک پرونده مستقل مورد بررسی قرار گیرد. نهادهایی مانند شورای حقوق بشر سازمان ملل، در چنین مواردی مسئولیت دارند تا با تحقیقات بی‌طرفانه، حقیقت را روشن سازند و عاملان را پاسخگو کنند.

    در سطح منطقه‌ای نیز، این حمله می‌تواند بی‌اعتمادی میان کابل و اسلام‌آباد را به نقطه‌ای برساند که هرگونه همکاری امنیتی را عملاً غیرممکن کند. روابطی که پیش از این نیز شکننده بود، اکنون در معرض فروپاشی کامل قرار دارد.

    از سوی دیگر، حمله به مراکز درمانی پیام خطرناکی برای جامعه پزشکی ارسال می‌کند. وقتی شفاخانه‌ها نیز به اهداف نظامی تبدیل شوند، اساس نظام سلامت فرو می‌ریزد و اعتماد عمومی از بین می‌رود.

    این رویداد همچنین پرسشی جدی را مطرح می‌کند: آیا در معادلات امنیتی منطقه، جان افغان‌ها همچنان کم‌ارزش‌ترین متغیر است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، این نه‌تنها یک شکست اخلاقی، بلکه نشانه‌ای از بحران عمیق در نظم منطقه‌ای است.

    در جهانی که مدام از «حقوق بشر» و «قوانین بین‌المللی» سخن گفته می‌شود، چنین حملاتی آزمونی برای صداقت این مفاهیم است. آیا این اصول فقط در بیانیه‌ها کاربرد دارند، یا در میدان عمل نیز قابل دفاع‌اند؟

    در نهایت، آنچه در کابل رخ داد، صرفاً یک حادثه نظامی نیست؛ بلکه نمادی است از برخورد دو منطق: منطق قدرت و منطق انسانیت. تا زمانی که اولی بر دومی غلبه داشته باشد، شفاخانه‌ها نیز امن نخواهند بود، و جنگ، حتی در تاریک‌ترین گوشه‌های شهر، ادامه خواهد یافت.

    نویسنده: یحیی فولادی
    منبع: سایت خبری وطن24

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *