×
×

مقاله:
حج ابراهیمی در عصر بحران؛ جهان اسلام میان سکوت و مقاومت

  • کد نوشته: 60267
  • 02 جوزا 1405
  • شاید مهم‌ترین پیام حج امروز همین باشد: این‌که ایمان، اگر از مسئولیت اجتماعی و حساسیت نسبت به رنج انسان‌ها جدا شود، به آیینی تهی بدل خواهد شد. در جهانی که تصاویر کودکان کشته‌شده در غزه هر روز منتشر می‌شود، سکوت دیگر صرفاً سکوت نیست؛ بلکه نوعی موضع‌گیری سیاسی و اخلاقی است.
    حج ابراهیمی در عصر بحران؛ جهان اسلام میان سکوت و مقاومت

    در جهان اسلام، هیچ گردهمایی‌ای به بزرگی و پیچیدگی حج نیست؛ آیینی که قرن‌هاست مسلمانان را از دورترین جغرافیاها به یک نقطه می‌کشاند؛ به شهری که در آن زبان، نژاد، مرز و طبقه اجتماعی برای چند روز فرو می‌ریزد. اما حج، دست‌کم در خاورمیانه‌ی امروز، دیگر تنها یک مناسک عبادی نیست. در سایه جنگ غزه، بحران لبنان، تنش‌های منطقه‌ای و شکاف‌های عمیق سیاسی، این آیین بار دیگر به صحنه‌ای برای بازتعریف مفهوم امت اسلامی تبدیل شده است.

    امسال، هنگامی که میلیون‌ها مسلمان با لباس‌های سفید احرام وارد مکه می‌شوند، صدای دیگری نیز در فضای جهان اسلام جریان دارد؛ صدای ویرانی غزه، کودکان زیر آوار، مادرانی که عزیزان‌شان را از دست داده‌اند و نسلی که جنگ را پیش از مکتب تجربه کرده است. برای بسیاری از مسلمانان، حج دیگر صرفاً تکرار یک سنت دینی نیست؛ بلکه لحظه‌ای برای پرسش از مسئولیت تاریخی امت اسلامی در برابر بحران‌هایی است که جهان اسلام را احاطه کرده‌اند.

    غزه در این میان، به مرکز این پرسش بدل شده است. ادامه حملات اسرائیل، محاصره طولانی‌مدت، بحران انسانی و افزایش شمار قربانیان غیرنظامی، مسئله فلسطین را دوباره به محور افکار عمومی منطقه بازگردانده است. آنچه در غزه رخ می‌دهد، از نگاه بسیاری از مسلمانان، صرفاً یک درگیری مرزی یا امنیتی نیست؛ بلکه نمادی از نسبت قدرت، اشغال و بی‌عدالتی در نظم سیاسی معاصر جهان است.

    در چنین فضایی، مفهوم «حج ابراهیمی» بار دیگر احیا شده است؛ برداشتی از حج که آن را نه فقط عبادتی فردی، بلکه نوعی آگاهی جمعی و اعتراض اخلاقی علیه سلطه و تبعیض می‌بیند. در این قرائت، ابراهیم(ع) تنها پیامبر توحید نیست؛ بلکه نماد ایستادگی در برابر قدرتی است که می‌کوشد حقیقت را به سود سلطه بازنویسی کند.

    در دهه‌های گذشته، بسیاری از دولت‌های اسلامی تلاش کردند مسئله فلسطین را به حاشیه ببرند؛ برخی از طریق عادی‌سازی روابط با اسرائیل و برخی دیگر با گرفتار شدن در رقابت‌های فرقه‌ای و ژئوپولیتیک. اما جنگ غزه بار دیگر نشان داد که فلسطین هنوز برای بخش بزرگی از افکار عمومی جهان اسلام، مسئله‌ای هویتی و اخلاقی است. حتی در پایتخت‌های غربی، موج اعتراضات دانشجویی و مردمی علیه جنگ، نشان داد که بحران فلسطین دیگر صرفاً موضوعی منطقه‌ای نیست؛ بلکه به آزمونی جهانی درباره حقوق بشر، اشغال و استانداردهای دوگانه قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.

    در این میان، ایالات متحده همچنان مهم‌ترین حامی سیاسی و نظامی اسرائیل باقی مانده است؛ حمایتی که در نگاه منتقدان، نه‌تنها به تداوم جنگ کمک کرده، بلکه اعتبار واشنگتن در جهان اسلام را نیز به‌شدت فرسوده است. سیاستی که بر فشار نظامی، تحریم و مدیریت بحران از طریق قدرت سخت بنا شده، در بسیاری از نقاط منطقه نتیجه‌ای معکوس به همراه آورده است: بی‌ثباتی بیشتر، گسترش نفرت عمومی و تقویت جریان‌های مقاومت.

    اما مسئله فقط اسرائیل یا آمریکا نیست. بحران اصلی جهان اسلام، شاید بیش از هر چیز، بحران پراکندگی باشد. کشورهای اسلامی با وجود منابع عظیم انسانی، اقتصادی و ژئوپولیتیک، اغلب درگیر رقابت‌های داخلی، سوءظن‌های ایدئولوژیک و وابستگی‌های امنیتی باقی مانده‌اند. همین شکاف‌ها، امکان شکل‌گیری هرگونه بلوک مستقل منطقه‌ای را تضعیف کرده است.

    حج، در تضاد با همین پراکندگی تعریف می‌شود. میلیون‌ها انسان، از ملیت‌ها و مذاهب مختلف، در آیینی مشترک گرد هم می‌آیند تا دست‌کم برای چند روز، مفهوم «امت واحده» را به‌صورت عینی تجربه کنند. در جهانی که سیاست بر مرز و تفاوت استوار شده، حج یادآوری می‌کند که هویت اسلامی هنوز می‌تواند از مرزهای قومی و جغرافیایی فراتر رود.

    برای افغانستان، این مفهوم معنایی ویژه دارد. کشوری که دهه‌ها جنگ، اشغال و فروپاشی سیاسی را تجربه کرده، بیش از بسیاری از جوامع اسلامی مفهوم استقلال و هزینه مقاومت را لمس کرده است. از کابل تا غزه، بسیاری از مردم منطقه اکنون بحران‌های خود را جدا از یکدیگر نمی‌بینند. نسل تازه‌ای از مسلمانان، به‌ویژه پس از جنگ غزه، بیش از گذشته باور دارد که سرنوشت کشورهای اسلامی به هم پیوند خورده است.

    لبنان نیز بخشی از همین معادله است؛ کشوری که سال‌هاست در سایه تنش با اسرائیل و بحران‌های داخلی زندگی می‌کند. ایران، از سوی دیگر، تلاش کرده است محور منطقه‌ای مقاومت را به‌عنوان نوعی بازدارندگی در برابر اسرائیل و متحدانش تعریف کند؛ سیاستی که حامیانش آن را دفاع از استقلال منطقه می‌دانند و منتقدانش آن را عامل تشدید تنش‌های خاورمیانه توصیف می‌کنند. اما فارغ از این اختلاف دیدگاه‌ها، واقعیت آن است که مسئله فلسطین اکنون به مرکز بازآرایی سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است.

    در چنین شرایطی، حج می‌تواند بیش از همیشه معنایی سیاسی پیدا کند؛ نه به معنای سیاست حزبی یا دولتی، بلکه به‌عنوان فضایی برای بازاندیشی درباره آینده جهان اسلام. پرسش اصلی این است که آیا امت اسلامی می‌تواند از مرز اختلافات عبور کند و بر محور عدالت، کرامت و منافع مشترک نوعی همگرایی تازه بسازد یا نه.

    شاید مهم‌ترین پیام حج امروز همین باشد: این‌که ایمان، اگر از مسئولیت اجتماعی و حساسیت نسبت به رنج انسان‌ها جدا شود، به آیینی تهی بدل خواهد شد. در جهانی که تصاویر کودکان کشته‌شده در غزه هر روز منتشر می‌شود، سکوت دیگر صرفاً سکوت نیست؛ بلکه نوعی موضع‌گیری سیاسی و اخلاقی است.

    در نهایت، حج همچنان می‌تواند چیزی فراتر از یک مراسم عبادی باقی بماند؛ میثاقی برای بازسازی مفهوم امت اسلامی در جهانی که جنگ، اشغال، تحریم و رقابت‌های ژئوپولیتیک آن را فرسوده کرده است. شاید به همین دلیل است که «لبیک» در جهان امروز، فقط پاسخ به ندای عبادت نیست؛ بلکه برای بسیاری، پاسخی به پرسش بزرگ‌تری درباره عدالت، عزت و سرنوشت جهان اسلام است.

    نویسنده: ندیم هدایت
    منبع: خبرگزاری وطن24

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *