مراسم قرعهکشی جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ در واشنگتن معمولاً باید یک رویداد ورزشی بیحاشیه میبود اما حضور دونالد ترامپ و اهدای نخستین «جایزه صلح فیفا» به او، کل فضای برنامه را به صحنهای سیاسی و بحثبرانگیز تبدیل کرد. واکنشها تنها به دنیای فوتبال محدود نماند و به سرعت به رسانهها، تحلیلگران و حتی سیاستمداران کشیده شد؛ بسیاری این اقدام را «نمایشی عجیب و بیسابقه» توصیف کردند.
واشنگتنپست در گزارش خود آن را «نخستین نوبل جعلی صلح» نامید؛ عبارتی که به خوبی نشان میدهد این رویداد چگونه به نقطه برخورد دو جهان متفاوت سیاست جنجالی ترامپ و فوتبال جهانی تبدیل شد. فیفا نیز در بیانیههای رسمی خود تنها به عباراتی کلی درباره «تلاش برای صلح و همگرایی» اشاره کرد، اما از ارایه توضیحات شفاف در مورد علت انتخاب ترامپ خودداری نمود.
فضای سالن پس از اعلام این جایزه بهشدت متشنج شد. برخی مهمانان با تعجب و برخی دیگر با خندهٔ عصبی به هم نگاه میکردند. شبکههای اجتماعی طی چند دقیقه پر شد از پرسشهایی درباره اینکه فیفا بر چه مبنایی دست به چنین انتخابی زده است. این واکنشها بار دیگر یادآوری کرد که فوتبال، برخلاف تلاش برخی برای جدا کردن آن از سیاست، در عمل از سیاست دور نیست.
در این میان، چیزی که بیش از همه در چشم آمد، تلاش آشکار ترامپ برای بهرهبرداری از این جایزه در مسیر کارزار انتخاباتی او بود. او در سخنرانی کوتاهش کوشید این جایزه را سندی بر «نقش تاریخی خود در برقراری صلح جهانی» جلوه دهد؛ ادعایی که با واکنشهای تند و تیز منتقدان روبهرو شد.
تلاش ترامپ برای قهرمان صلح بودن اما روایتی که نمیچسبد
ترامپ پس از دریافت جایزه، در سخنرانی خود تلاش کرد تصویری از خود بهعنوان چهرهای صلحجو و میانجی جهانی ارائه دهد. او از «تواناییهای ویژه» خود سخن گفت و تلاش کرد این رویداد را ادامهای بر ادعاهایش درباره نقشآفرینی در «ثبات جهانی» معرفی کند. این روایتسازی، اگرچه برای مخاطبان داخلی او تازگی نداشت، اما برای بسیاری از ناظران بینالمللی در تناقضی آشکار با سیاستها و عملکرد چهارسالهاش قرار داشت.
او کوشید با اشاره به برخی توافقهای اقتصادی و سیاسی در دوران ریاستجمهوریاش، تصویری آرام و سازنده از خود بسازد. این در حالی است که رویکرد دولت ترامپ بیشتر به تشدید تنشها، دامنزدن به اختلافات و تقویت گفتمان تقابلی انجامید. همین تضاد، سخنان او را در مراسم قرعهکشی بیشتر به یک حرکت تبلیغاتی شبیه کرد تا یک صحنهٔ رسمی و معتبر.
در فضای رسانهای آمریکا نیز این تلاشها نتیجهای معکوس داشت. بسیاری از خبرنگاران در گزارشهای زنده خود تأکید کردند که هیچ نشانهای از «سیاستهای صلحطلبانه» در دوران ترامپ دیده نمیشود و او تنها با استفاده از تریبونهای عمومی تلاش دارد خود را در قامت یک میانجی صلح معرفی کند. این موضوع در شبکههای اجتماعی به طنزهای فراوانی تبدیل شد.
فیفا نیز ناچار شد انتقادات گسترده را پاسخ دهد؛ اما پاسخ این نهاد به جای روشنکردن ماجرا، موج تازهای از ابهام و پرسشها را ایجاد کرد. به نظر میرسد این جایزه بیش از آنکه تقدیری واقعی باشد، بخشی از «نمایش سیاسی» ترامپ است؛ نمایشی که ربط چندانی به واقعیت ندارد.
سابقه ترامپ در جنجالآفرینی
ترامپ سابقهای طولانی در تبدیل رویدادهای عمومی به صحنههای بحثبرانگیز دارد. از همان روزهای نخست حضورش در سیاست آمریکا، او نشان داد که علاقهای به سخنرانیهای معمولی و رفتارهای سنتی ندارد. او همواره از هر فرصت رسانهای برای ایجاد تکانههای سیاسی و جلب توجه استفاده کرده است. مراسم قرعهکشی فیفا نیز از این قاعده مستثنی نبود.
اقدامات او در عرصه سیاست خارجی از خروج از توافقهای بینالمللی تا اعمال فشارهای یکجانبه اغلب به افزایش تنشها انجامید. این تصمیمها نهتنها به صلح کمک نکرد، بلکه در مواردی موجب عمیقتر شدن شکافهای ژئوپلیتیک شد. به همین دلیل، ادعاهای او درباره تلاش برای صلح با واقعیتهای دوران ریاستجمهوریاش سازگار نیست.
در داخل آمریکا نیز کارنامه او پر است از سخنان جنجالی، توهینآمیز یا تحریککننده که بارها فضای عمومی را ملتهب کرد. از حملات لفظی به مهاجران گرفته تا برخوردهای نژادگرایانه و بیاحترامی به نهادهای مستقل، ترامپ بهطور مداوم بر طبل اختلافافکنی کوبیده است. این تاریخچه باعث شد بسیاری اهدای یک جایزهٔ «صلح» به او را نوعی طنز تلخ تعبیر کنند.
حتی در جهان ورزش هم نام ترامپ با حاشیهها گره خورده است. از کشمکش با ورزشکاران NFL گرفته تا درگیریهای لفظی با چهرههای مشهور، او بارها تلاش کرده بوده است از فضای ورزشی برای اهداف سیاسی خود استفاده کند. این پیشینه، اهدای جایزه صلح فیفا به او را از دید بسیاری «یک تصمیم عجیب اما قابل پیشبینی» جلوه میدهد.
جمعبندی
آنچه در واشنگتن رخ داد، بیش از اینکه بخشی از یک مراسم ورزشی باشد، یادآور این حقیقت بود که سیاست و فوتبال در جهان امروز ناگزیر با یکدیگر گره خوردهاند. اهدای نخستین جایزه صلح فیفا به دونالد ترامپ نمونهای روشن از این تقاطع است؛ تقاطعی که بسیاری آن را نگرانکننده و برخی حتی خطرناک میدانند.
این رویداد نشان داد که چگونه یک جایزه نمادین میتواند به سرعت تبدیل به موضوعی برای بحثهای جهانی شود، آن هم زمانی که پای چهرهای تا این حد قطبی در میان باشد. واکنشهای گسترده ثابت کرد که بخش بزرگی از افکار عمومی جهان، ادعای «صلحدوستی» ترامپ را باور نمیکند.
باوجود این، تیم رسانهای ترامپ احتمالاً همچنان از این جایزه برای روایتسازی انتخاباتی استفاده خواهد کرد. او طی سالها نشان داده که در بهرهبرداری از نمادها، عناوین و حاشیهها مهارت ویژهای دارد. این رویداد نیز استثنا نیست و احتمالاً در هفتهها و ماههای آینده نیز در فضای سیاسی آمریکا بازتاب خواهد داشت.
در نهایت، مهمترین نکته برای فیفا و جهان ورزش این است که بار دیگر با پرسشی قدیمی اما جدی مواجه شدهاند: چگونه میتوان مرز میان ورزش و سیاست را حفظ کرد، در حالی که بازیگران قدرتمند سیاسی تلاش میکنند از هر فرصت ممکن برای نفوذ استفاده کنند؟ رویداد اخیر پاسخ سادهای ندارد اما روشن است که این تصمیم، تبعات خود را در حافظه فوتبال جهانی بر جای خواهد گذاشت.
اسرائیل؛ تهدیدی فراتر از فلسطین، چرا کشورهای اسلامی باید متحد شوند؟




دیدگاهتان را بنویسید