خاورمیانه در دهههای گذشته بارها شاهد جنگ، اشغال، درگیری و بیثباتی بوده است؛ بحرانی که بخش مهمی از آن به منازعه میان رژیم اسرائیل و کشورهای منطقه بازمیگردد.
در چنین شرایطی، تداوم اختلاف میان کشورهای اسلامی، نبود یک موضع مشترک و ترجیح منافع کوتاهمدت بر امنیت جمعی، میتواند زمینه را برای ادامه بحرانها و افزایش نفوذ و قدرت نظامی رژیم صهیونیستی فراهم کند.
از این رو، ایجاد یک رویکرد مشترک میان کشورهای اسلامی، نه فقط یک شعار سیاسی، بلکه ضرورتی برای کاهش تنش و حفظ ثبات منطقه است.
از زمان تأسیس رژیم جعلی اسرائیل در سال ۱۹۴۸، این رژیم با شماری از کشورهای عربی و اسلامی وارد جنگ و منازعه شده است.
جنگهای عربی ـ اسرائیلی، اشغال بخشهایی از سرزمینهای فلسطینی، جنگ لبنان و عملیات نظامی در سوریه، از جمله رویدادهایی هستند که زخمهای عمیقی در منطقه برجا گذاشتهاند.
در سالهای اخیر نیز دامنه این تنشها گستردهتر شده و حملات و درگیریهای مرتبط با اسرائیل به بخشهای بیشتری از منطقه کشیده شده است.
آنچه نگرانی کشورهای اسلامی را افزایش میدهد، این است که بحران دیگر محدود به مسئله فلسطین نمانده و ابعاد آن به لبنان، سوریه و حتی رویارویی مستقیم با ایران نیز کشیده شده است.
همزمان، افزایش تنش میان اسرائیل و ترکیه نشان میدهد که اختلافات منطقهای میتواند به حوزههای جدیدی سرایت کند. ادامه چنین وضعیتی، خطر شکلگیری یک چرخه دائمی از درگیری را افزایش میدهد؛ چرخهای که هزینه اصلی آن را ملتهای منطقه میپردازند.
در چنین شرایطی، کشورهای اسلامی باید به جای واکنشهای جداگانه و مقطعی، به سمت یک سیاست هماهنگ حرکت کنند.
این اتحاد لزوماً به معنای جنگ یا رویارویی نظامی نیست؛ بلکه میتواند شامل هماهنگی دیپلماتیک، فشار اقتصادی، همکاری امنیتی، حمایت از حقوق فلسطینیان، استفاده از ظرفیت سازمانهای بینالمللی و ایجاد سازوکار مشترک برای جلوگیری از گسترش جنگ باشد.
تجربه نشان داده است که پراکندگی مواضع کشورهای منطقه، قدرت چانهزنی آنان را کاهش میدهد.
کشورهای اسلامی از ظرفیتهای قابل توجه اقتصادی، انرژی، جمعیتی و ژئوپلیتیکی برخوردارند. اگر این ظرفیتها در قالب یک سیاست مشترک به کار گرفته شود، میتواند وزن کشورهای اسلامی را در معادلات منطقهای و بینالمللی افزایش دهد.
در مقابل، پیوستن بیقیدوشرط به ترتیباتی که بدون حل مسئله فلسطین به عادیسازی روابط با اسرائیل میانجامد، میتواند نگرانیهایی را درباره توازن قدرت در منطقه ایجاد کند. پیمان ابراهیم نمونهای از روند عادیسازی روابط میان اسرائیل و شماری از کشورهای عربی است؛ روندی که موافقان آن آن را فرصتی برای همکاری اقتصادی و کاهش تنش میدانند، اما منتقدان معتقدند بدون حل مسئله فلسطین، ممکن است به عادیشدن وضعیتی منجر شود که همچنان با مناقشه و خشونت همراه است.
با این حال، اتحاد کشورهای اسلامی نباید بر پایه نفرت از یک ملت یا حذف یک کشور بنا شود. هدف باید ایجاد یک نظم منطقهای باشد که در آن هیچ کشوری نتواند امنیت دیگران را نادیده بگیرد و استفاده از زور جایگزین گفتوگو و حقوق بینالملل نشود. کشورهای اسلامی میتوانند ضمن دفاع از حقوق فلسطینیان، برای امنیت اسرائیلیها و همه ملتهای منطقه نیز راهحلهای سیاسی و پایدار مطالبه کنند.
قدرت کشورهای اسلامی، اگر با عقلانیت، هماهنگی و دیپلماسی همراه شود، میتواند موازنه جدیدی در منطقه ایجاد کند. راه حل بحران خاورمیانه، جنگ بیپایان نیست؛ بلکه شکلگیری یک اراده مشترک برای پایان دادن به اشغال، تجاوز، ناامنی و بیثباتی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری، کشورهای اسلامی نیازمند صدای مشترکاند؛ صدایی که نه از سر هیجان، بلکه بر پایه منافع مشترک، عدالت، حاکمیت کشورها و امنیت پایدار منطقه شکل بگیرد. اگر این فرصت از دست برود، ادامه چندپارگی میتواند بحرانهای موجود را عمیقتر و هزینههای آن را برای همه ملتهای منطقه سنگینتر کند.
اسرائیل؛ تهدیدی فراتر از فلسطین، چرا کشورهای اسلامی باید متحد شوند؟




دیدگاهتان را بنویسید