×
×

بازگشت به وطن: داستان مهاجرانی که دوباره به آغوش خاک خود برگشتند

  • کد نوشته: 51821
  • 21 اسد 1404
  • نزدیک به دو ماه از اخراج مهاجرین افغان از ایران می‌گذرد و حالا به نظر می‌رسد که تعداد این مهاجرین کاهش یافته است. اما در دل این تغییرات، داستان‌هایی از شجاعت، امید و آرزوهای تازه شکل می‌گیرد.
    بازگشت به وطن: داستان مهاجرانی که دوباره به آغوش خاک خود برگشتند

    در مرز اسلام قلعه هرات، جایی که سرزمین‌های دو کشور به هم می‌رسند و داستان‌های زندگی در آنجا شکل می‌گیرد، صدای زندگی و امید تازه به گوش می‌رسد.

    نزدیک به دو ماه از اخراج مهاجرین افغان از ایران می‌گذرد و حالا به نظر می‌رسد که تعداد این مهاجرین کاهش یافته است. اما در دل این تغییرات، داستان‌هایی از شجاعت، امید و آرزوهای تازه شکل می‌گیرد.

    کرم علی، یکی از مهاجران اخراج شده، پس از سه سال زندگی در ایران به کشورش بازگشته است.

    او در گفتگویی با خبرنگار خبرگزاری وطن24، با لبخندی بر لب، از احساس آرامش خود در مرز گفت: «دو روزی است که در اینجا هستم و واقعاً احساس خوبی دارم. احترام و محبت هموطنانم مرا آرام کرده است.»

    خستگی سفر بر چهره‌اش نمایان بود، اما روحیه‌اش نشان از رضایت و شکرگزاری داشت.

    او با صدای مطمئن ادامه داد: «در ایران درآمد خوبی داشتم، اما همیشه فکر می‌کردم که این درآمد باید در وطنم باشد.»

    در کمپ مرزی، خدمات به‌طور یکسان به همه ارائه می‌شود.

    کرم علی با افتخار گفت: «اینجا همه ما هموطنیم و همه با دل و جان خدمت می‌کنند.» این جمله او نشان‌دهنده همبستگی و احساس تعلقی بود که در دل مهاجران تازه برگشته وجود داشت.

    در گوشه‌ای دیگر از کمپ، حفیظه حسینی، بانوی جوانی که قصد سفر به ولایت غزنی را داشت، با شادی و امید به آینده صحبت کرد.

    او گفت: «اینجا حس هموطن بودن را به وضوح احساس کردم. باور نمی‌کردم که اینقدر محبت و همدلی وجود داشته باشد.»

    حفیظه که آرزوی دکتر شدن را در سر دارد، از چالش‌های زندگی در خارج از کشور صحبت کرد و افزود: «هر روز با مشکلات جدی رو به رو بودم، اما حالا دیگر این چالش‌ها را ندارم.»

    او همچنین بر اهمیت فراهم شدن زمینه‌های تحصیلی برای بانوان تأکید کرد و گفت: «همه ما خواهان ایجاد فرصت‌های شغلی و تحصیلی برای خود و فرزندان‌مان هستیم.»

    در میان صحبت‌هایش، امید و آرزوهای بزرگ او برای آینده به وضوح حس می‌شد.

    در این کمپ، هیچ کس از بازگشت به وطن ناراحت نبود. برعکس، همه با خوشحالی از فرصتی که برای شروعی دوباره پیدا کرده بودند، سخن می‌گفتند.

    هر کدام از آن‌ها داستانی دارند؛ داستان‌هایی از تلاش، امید و آرزوهایی که اکنون دوباره زنده شده‌اند.

    مرز اسلام قلعه نه تنها جایی برای خروج و ورود است، بلکه محلی است برای تجدید پیوندها و ایجاد فرصت‌های جدید.

    مهاجرانی که بار دیگر در آغوش وطن خود قرار گرفته‌اند، با دل‌هایی پر از امید و اراده‌ای قوی آماده‌اند تا آینده‌ای روشن‌تر بسازند. آن‌ها نشان می‌دهند که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز می‌توان به زندگی ادامه داد و آرزوها را دنبال کرد.

     

    نویسنده: عبدالله اخلاقی
    منبع: سایت خبری وطن24

    مطالب مرتبط

    دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.