رسانهها دیگر فقط «آینهای از واقعیت» نیستند؛ بلکه به ابزار شکلدهی افکار عمومی، برساخت هویتها و حتی سلاحی در نبردهای نوین بدل شدهاند. امروز دیگر گلولهها نه از لوله تفنگ، بلکه از دهان خبرنگار و از دکمه “ارسال” در پلتفرمها شلیک میشوند. این همان چیزی است که در گزارش چندی قبل تحت عنوان «جنگ جهانی پنجم» از آن یاد شد؛ نبردی پنهان در بستر رسانهها، جاییکه حقیقت و دروغ، امید و نفرت، در میدان روایتها با هم میجنگند.
در این میدان، نقش خبرنگار تنها انتقالدهنده خبر نیست، بلکه یک بازیگر فعال در ساخت یا تخریب واقعیتهاست. بر پایه اصول اخلاق حرفهای در ژورنالیسم، یک خبرنگار باید حقیقتمحور، مردممحور و بیطرف باشد. اما وقتی خبرنگار خود به ابزار پروژهای برای ایجاد نفرت، تهدید اجتماعی یا فرافکنی بحران تبدیل شود، دیگر مرز خبرنگاری و عملیات روانی از بین میرود.
نمونه عینی این انحراف رسانهای را میتوان در رفتارها و مواضع اخیر “هادی کساییزاده” دید؛ کسی که روزگاری با ادعای فسادستیزی شناخته میشد، اکنون با ادبیاتی جهتدار و گاه نژادپرستانه، مهاجران افغان در ایران را هدف حملات رسانهای خود قرار داده است. توییتها، پستها و گفتارهای اخیر او نه تنها بیپایه و بدون سند هستند، بلکه نمونه بارز عبور از خطوط قرمز اخلاق رسانهای به نفع پروژهای نگرانکنندهاند.
هادی کسایی زاده کیست؟
او متولد ۱۲ قوس ۱۳۵۷ در شهر ری است و از سال ۱۳۸۶ وارد خبرنگاری شد و در خبرگزاریهای مختلف مثل حیات، مهر و … در ایران فعالیت کرد؛ گاهی بهعنوان روزنامهنگار ضدفساد نیز شناخته میشود.
در سال ۱۳۹۹ به اتهاماتی شامل «نشر اکاذیب رایانهای» علیه برخی نهادها بازداشت و پس از تودیع وثیقه آزاد شد.
در سال 1402 به اتهام «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی» بازداشت شد.
کساییزاده اخیراً در توییتر و اینستاگرام مطالبی منتشر کرده که آشکارا مرزهای اخلاق رسانهای را شکسته و رنگ و بوی پروژهمحور گرفته است. ادعاهای او علیه مهاجران افغان نه تنها فاقد سند مستدل و شواهد علمی است، بلکه بهجای تقویت روابط دولت و ملت دو کشور همسایه، به گسترش تنش و نفرت ساختاری میان آنها دامن میزند.
او در پستی مدعی شد مهاجران افغان شبکههای فساد بزرگی به راه انداختهاند و در گسترش «فساد و ناامنی» نقش دارند؛ همچنین گفته است که افغانها اصلاً فرهنگ ما را نمیپذیرند.
در اقدامی از سوی پلتفرم اجتماعی توییتر (ایکس) گزارش شد که حساب کسایی زاده را بهدلیل «نشر محتوای نژادپرستانه» مسدود کرده است؛ او در حساب خود پیشنهاد «عقیمسازی زنان افغان» را داده بود.
در همه اظهارات وی، نه آماری دقیق ارائه شده و نه منبع قابلاعتمادی ذکر شده است. در نتیجه چنین زیرپا گذاشتن اصول اولیه خبرنگاری، نشان از هدفی غیررسانهای دارد.
براساس اصول ژورنالیستی، یک گزارشگر باید بیطرفی جنسیتی یا نژادی را حفظ کند؛ ارقام و ادعاها را با اسناد و مدارک مستند اثبات نماید؛ دیدگاههای مخالف را نیز دنبال و منعکس کند تا تعادل حفظ شود؛ رسالت آگاهسازی نسبت به تبدیل رسانه به چرخهی نفرتپراکنی و تحلیلهای سفارشی را مقدم بداند.
اما در اظهارات اخیر کساییزاده، هیچکدام از این معیارها دیده نمیشود؛ بلکه او صریحاً در جهت ایجاد «هراس از افغانها» حرکت کرده است.
او نهتنها بدون سند اظهارنظر کرده، بلکه حتی در سفرهای محلی یا مرزی هم از واژههای تحریکآمیز بهره برده است؛ مانند اشاره به «شبکههای فساد»، «صفوف عقد افغانها» و مواردی مشابه.
با توجه به ابزارها، زبان، و جهتگیری پروژهای، احتمالاً کسانی که پشت این جریان هستند، در پی بهرهبرداری از تنش روانی و رسانهای نسبت به بحران مهاجرت افغانها هستند.
روابط ایران و افغانستان در طول قرنها همخوانی فرهنگی، زبانی و دینی داشته است. بسیاری از شاعران و عارفان بزرگ فارسیزبان از خراسان بزرگ برخاستهاند و در مرزهای سیاسی امروز میان ایران و افغانستان تقسیم شدهاند.
ازدواجهای مشترک، رفتوآمد مرزی، تحصیل کودکان افغان در مدارس و مکاتب ایرانی و همکاریهای هنری و فرهنگی میان نخبگان دو ملت، نشان از ریشهدار بودن این پیوند دارد.
اقدامات نژادپرستانه برخی چهرهها مثل کساییزاده نهتنها این روابط را تضعیف میکند، بلکه تلاشهای فرهنگی و انسانی سالیان اخیر را زیر سؤال میبرد.
با توجه به این که مطالب جدید کساییزاده مبنای مستند ندارد و تنشآفرین است، احتمال این که وی پروژهای و جهتدار کار کند بسیار بالاست.
رفتار او آشکارا و برخلاف اصول حرفهای ژورنالیسم از جمله بیطرفی، مستندسازی و حضور دیدگاه مخالف است و پیشنهاد میشود که رسانهها و نهادهای ژورنالیستی حرفهای ورود کنند و خواستار پاسخگویی و اصلاح روش گزارشگری او شوند.
هشدار چین به آمریکا: همکاری ما با ایران نباید مختل شود



