×
×

مقاله تحلیلی:
از تهران تا خاورمیانه؛ آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای و مرحله تازه بازی قدرت

  • کد نوشته: 57481
  • 18 حوت 1404
  • در سیاست بین‌الملل گاهی یک رخداد کوتاه می‌تواند کل صفحه بازی را تغییر دهد؛ لحظه‌ای که توازن‌ها جابه‌جا می‌شود و بازیگران مجبور می‌شوند محاسبات تازه‌ای انجام دهند. انتخاب آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران از همین جنس تحولات است.
    از تهران تا خاورمیانه؛ آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای و مرحله تازه بازی قدرت

    در سیاست بین‌الملل گاهی یک رخداد کوتاه می‌تواند کل صفحه بازی را تغییر دهد؛ لحظه‌ای که توازن‌ها جابه‌جا می‌شود و بازیگران مجبور می‌شوند محاسبات تازه‌ای انجام دهند. انتخاب آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران از همین جنس تحولات است. رخدادی که تنها یک تغییر در رأس قدرت در تهران محسوب نمی‌شود، بلکه می‌تواند پیامدهایی گسترده در معادلات ژئوپولیتیک خاورمیانه داشته باشد. گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی حاکی از آن است که پس از شهادت آیت‌الله علی خامنه‌ای در جریان حملات تروریستی آمریکا و اسرائیل به ایران، مجلس خبرگان رهبری این کشور با برگزاری نشستی فوق‌العاده فرزند او را به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی کرده است.

    این تحول را نمی‌توان صرفاً یک انتقال قدرت داخلی دانست. بسیاری از تحلیلگران آن را واکنشی سیاسی به فشارهایی می‌دانند که طی سال‌های اخیر از سوی ایالات متحده و اسرائیل برای تغییر موازنه قدرت در ایران دنبال می‌شد. از همین رو، بررسی این رویداد تنها در چارچوب سیاست داخلی ایران کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، پیامدهای آن برای ساختار رهبری جدید، تأثیر آن بر محاسبات واشینگتن و تل‌آویو، و همچنین جایگاه ایران در نظم امنیتی آینده خاورمیانه است.

    سرعت این فرآیند حامل یک پیام سیاسی آشکار بود: ساختار قدرت در ایران نمی‌خواهد در برابر شوک‌های خارجی دچار خلأ رهبری شود. در نظام سیاسی جمهوری اسلامی، مقام رهبری بالاترین جایگاه تصمیم‌گیری سیاسی و نظامی را دارد و هرگونه وقفه در این سطح می‌توانست زمینه‌ساز بی‌ثباتی داخلی یا افزایش فشارهای خارجی شود.

    از نگاه راهبردی، تعیین سریع رهبر جدید را می‌توان تلاشی برای نمایش ثبات سیاسی در شرایط بحران دانست. تجربه مشابهی نیز در سال ۱۹۸۹ رخ داد؛ زمانی که پس از درگذشت امام خمینی(ره)، ساختار قدرت با سرعت جانشین او را انتخاب کرد تا از ایجاد شکاف در رأس حاکمیت جلوگیری شود.

    با این حال، شرایط امروز تفاوت مهمی با آن مقطع دارد. ایران اکنون در فضای تقابل مستقیم‌تری با بازیگران خارجی قرار گرفته است. در چنین فضایی، انتخاب رهبر تازه عملاً به بخشی از نبرد سیاسی و روانی در سطح منطقه تبدیل شده است. تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که حملات خارجی همیشه به تضعیف حکومت‌ها منجر نمی‌شود؛ گاهی چنین فشارهایی انسجام داخلی را تقویت می‌کند.

    پیش از رسیدن به مقام رهبری، آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای سال‌ها به عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار اما کم‌ظهور در ساختار قدرت ایران شناخته می‌شد. او در سال ۱۹۶۹ در شهر مشهد متولد شد و تحصیلات حوزوی خود را در حوزه علمیه قم ادامه داد.

    با وجود اینکه او هرگز در نهادهای انتخابی مانند دولت یا مجلس سمت رسمی نداشت، بسیاری از تحلیلگران معتقدند طی دو دهه گذشته در شبکه‌های مردمی، فرهنگی، دینی و سیاسی جمهوری اسلامی نقش قابل توجهی ایفا کرده است.

    در رسانه‌های غربی گاه از او با عنوان «چهره پشت صحنه» یاد شده است؛ فردی که در برخی تصمیم‌های مهم کشوری نقش غیررسمی داشته است. البته چنین توصیفی در داخل ایران همواره محل بحث و اختلاف نظر بوده است.

    آنچه درباره مسیر احتمالی سیاست‌های او مطرح می‌شود، ادامه خطوط کلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی است؛ یعنی تمرکز بر بازدارندگی منطقه‌ای، تقویت شبکه متحدان منطقه‌ای و ایستادگی در برابر فشارهای آمریکا. او ممکن است در برخی حوزه‌ها، از جمله برنامه هسته‌ای یا سیاست‌های منطقه‌ای، رویکردی جدی تر از نسل پیشین داشته باشد.

    در ماه‌های گذشته، شماری از سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی بارها از امکان تغییر ساختار سیاسی ایران سخن گفته بودند. برای نمونه، دونالد ترامپ در چندین سخنرانی اعلام کرده بود که فشارهای خارجی می‌تواند آینده سیاسی ایران را تغییر دهد.

    این نگاه ریشه در یکی از فرض‌های رایج در سیاست خارجی واشینگتن دارد؛ اینکه فشار اقتصادی و نظامی ممکن است به فروپاشی ساختارهای سیاسی در کشورهایی مانند ایران منجر شود.

    با این حال، تعیین سریع رهبر جدید در تهران این فرض را دست‌کم در کوتاه‌مدت زیر سؤال برده است. برخلاف انتظار برخی تحلیلگران غربی، ساختار قدرت در ایران نه‌تنها فرو نپاشید، بلکه با سرعتی قابل توجه خود را بازسازی کرد.

    چنین واکنشی در علم سیاست پدیده‌ای شناخته‌شده است. در بسیاری از کشورها، تهدید خارجی باعث تقویت همبستگی در میان نخبگان سیاسی می‌شود؛ پدیده‌ای که با عنوان «اثر پرچم» شناخته می‌شود.

    برای دولت بنیامین نتانیاهو نیز این تحول می‌تواند پیامدهای پیچیده‌ای داشته باشد. اسرائیل در سال‌های اخیر تلاش کرده بود تصویری از ایران به عنوان نظامی در حال تضعیف ارائه دهد. انتقال سریع قدرت می‌تواند این روایت را تا حدی به چالش بکشد.

    در چهار دهه گذشته ایران به یکی از بازیگران مهم خاورمیانه تبدیل شده است؛ کشوری که نفوذ سیاسی و نظامی آن از عراق و سوریه تا لبنان و یمن گسترش یافته است.

    بخش مهمی از این نفوذ از طریق شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای شکل گرفته که در ادبیات سیاسی به «محور مقاومت» معروف است. در چنین چارچوبی، تغییر رهبری در تهران تنها یک مسئله داخلی نیست؛ زیرا تصمیم‌های رهبر ایران می‌تواند بر مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای تأثیر بگذارد.

    اگر سیاست‌های گذشته ادامه یابد، ایران همچنان تلاش خواهد کرد نقش بازدارنده‌ای در برابر آمریکا و اسرائیل ایفا کند؛ نقشی که بر توان موشکی و شبکه متحدان منطقه‌ای تکیه دارد.

    در کنار این مسئله، بازار انرژی نیز به شدت تحت تأثیر رقابت‌های ژئوپولیتیک قرار گرفته است. تنش‌های اخیر باعث افزایش بهای نفت در بازارهای جهانی شده و نشان داده که تحولات ایران می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد.

     

    جمع‌بندی؛ آستانه مرحله‌ای تازه در خاورمیانه

    انتخاب آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید ایران تنها یک تغییر در ساختار داخلی این کشور نیست. این تحول می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر روند تحولات خاورمیانه داشته باشد.

    در کوتاه‌مدت، این انتقال قدرت نشان داد که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی توانایی مدیریت بحران و بازسازی سریع در شرایط فشار خارجی را دارد. در سطح بین‌المللی نیز این رخداد برخی محاسبات درباره امکان تغییر سریع نظام در ایران را به چالش کشیده است.

    با این حال، مسیر آینده همچنان به تصمیم‌های رهبری جدید و واکنش بازیگران خارجی بستگی دارد. آنچه به نظر می‌رسد این است که سیاست‌های کلان ایران احتمالاً در چارچوبی مشابه با دوران آیت‌الله علی خامنه‌ای ادامه خواهد یافت؛ مسیری که همچنان یکی از محورهای اصلی رقابت میان ایران، آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه باقی می‌ماند.

    تاریخ این منطقه بارها نشان داده است که تغییر رهبران لزوماً به معنای تغییر مسیر کشورها نیست، اما می‌تواند سرعت و شکل تحولات سیاسی را دگرگون کند؛  خاورمیانه اکنون در آستانه یکی از همین لحظه‌های تعیین‌کننده قرار گرفته است.

    نویسنده: فیض‌الله دادگر
    منبع: خبرگزاری وطن24

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *