در چند دهه گذشته، نام افغانستان در رسانههای بینالمللی بیشتر با جنگ، ناامنی، مواد مخدر و بحرانهای انسانی گره خورده است. این تصویر، هرچند بخشی از واقعیت چند دهه گذشته را بازتاب میدهد، اما هرگز همه حقیقت درباره این سرزمین نبوده است.
افغانستان کشوری با هزاران سال تاریخ، تمدن، فرهنگ، طبیعت کمنظیر و مردمانی مهماننواز است که کمتر فرصت یافته چهره واقعی خود را به جهان نشان دهد.
ورود نخستین گروه از گردشگران ایرانی به افغانستان را میتوان گامی مثبت در مسیر تغییر این تصویر دانست.
این رویداد نشانهای از آغاز مسیری است که میتواند افغانستان را از کشوری صرفاً خبرساز به مقصدی برای شناخت، تعامل و سرمایهگذاری تبدیل کند.
در سالهای اخیر، علاوه بر گردشگران ایرانی، شمار قابل توجهی از مسافران اروپایی، آمریکایی و کشورهای شرق آسیا نیز به افغانستان سفر کردهاند.
انتشار تصاویر و روایتهای آنان در شبکههای اجتماعی نشان داده است که بسیاری از برداشتهای رایج درباره افغانستان با واقعیت امروز این کشور فاصله دارد.
آنان از شهرهای تاریخی، بازارهای سنتی، مناظر طبیعی، مهماننوازی مردم و امنیت نسبی در بسیاری از مناطق سخن گفتهاند؛ موضوعی که برای مخاطبان جهانی تازگی دارد.
افغانستان از معدود کشورهای جهان است که هنوز بخش بزرگی از جاذبههای گردشگری آن دستنخورده باقی مانده است.
در جهانی که بسیاری از مقاصد گردشگری به دلیل ازدحام مسافران جذابیت اولیه خود را از دست دادهاند، افغانستان همچنان سرزمینی بکر و ناشناخته محسوب میشود.
رشتهکوههای باشکوه هندوکش، درههای سرسبز، بند امیر، منار جام، ارگ هرات، مسجد جامع هرات، آثار باستانی بلخ، بامیان، پنجشیر، نورستان و دهها منطقه تاریخی و طبیعی دیگر، ظرفیت تبدیل شدن به مقاصد مهم گردشگری منطقه را دارند.
اما مشکل اصلی این است که جهان افغانستان را کمتر از دریچه فرهنگ و تمدن میشناسد.
طی چهار دهه گذشته، اخبار مربوط به جنگ، حملات، افراطگرایی و مواد مخدر، فرصت معرفی چهره واقعی این کشور را از بین برده است. در نتیجه، بسیاری از مردم جهان حتی تصور درستی از جغرافیا، تاریخ و فرهنگ افغانستان ندارند.
گردشگری میتواند این معادله را تغییر دهد.
هر گردشگری که از افغانستان بازمیگردد، در واقع به یک سفیر فرهنگی تبدیل میشود. او تجربه شخصی خود را با خانواده، دوستان و میلیونها دنبالکننده در فضای مجازی به اشتراک میگذارد. این روایتهای واقعی، بسیار اثرگذارتر از تبلیغات رسمی هستند و میتوانند ذهنیت جهانی نسبت به افغانستان را به تدریج تغییر دهند.
از سوی دیگر، صنعت گردشگری یکی از بزرگترین صنایع جهان به شمار میرود.
بسیاری از کشورها بخش قابل توجهی از درآمد ملی، اشتغال و ارزآوری خود را از همین بخش تأمین میکنند. افغانستان نیز که به دنبال متنوعسازی اقتصاد و کاهش وابستگی به کمکهای خارجی است، میتواند از این ظرفیت بهره فراوان ببرد.
رونق گردشگری تنها به معنای افزایش درآمد هتلها نیست.
ورود گردشگران موجب رشد رستورانها، حملونقل، صنایع دستی، فروشگاههای محلی، راهنمایان گردشگری، شرکتهای خدماتی و حتی کشاورزی میشود. هر گردشگر، فرصت اشتغال برای دهها نفر را فراهم میکند و درآمد حاصل از آن مستقیماً وارد اقتصاد محلی میشود.
البته رسیدن به این هدف نیازمند برنامهریزی جدی است.
تنها باز بودن مرزها برای جذب گردشگر کافی نیست. افغانستان باید زیرساختهای گردشگری خود را تقویت کند. توسعه هتلهای استاندارد، بهبود جادهها، افزایش خدمات حملونقل، آموزش راهنمایان گردشگری، نصب تابلوهای چندزبانه، ایجاد مراکز اطلاعرسانی و حفظ آثار تاریخی، از مهمترین اقداماتی است که باید در دستور کار قرار گیرد.
در کنار این موارد، دولت میتواند با ارائه مشوقهایی، روند ورود گردشگران را تسهیل کند.
کاهش هزینه یا تسریع صدور ویزا، ایجاد بستههای گردشگری، همکاری با شرکتهای بینالمللی گردشگری، برگزاری جشنوارههای فرهنگی و معرفی جاذبههای افغانستان در نمایشگاههای جهانی، از جمله اقداماتی است که بسیاری از کشورها برای رونق صنعت گردشگری انجام دادهاند.
همچنین حضور فعال در فضای دیجیتال اهمیت ویژهای دارد.
امروز بسیاری از گردشگران مقصد سفر خود را از طریق شبکههای اجتماعی انتخاب میکنند. تولید محتوای حرفهای به زبانهای مختلف، ساخت مستندهای کوتاه، همکاری با گردشگران مشهور و فعالان رسانهای و انتشار تصاویر واقعی از زیباییهای افغانستان میتواند نقش مهمی در معرفی این کشور ایفا کند.
در این میان، نقش مردم نیز کمتر از دولت نیست.
برخورد مناسب با گردشگران، احترام به تفاوتهای فرهنگی، ارائه خدمات مطلوب و حفظ امنیت و نظم، تجربهای مثبت برای بازدیدکنندگان رقم میزند. تجربه خوشایند یک گردشگر، بهترین تبلیغ برای سفر دیگران خواهد بود.
افغانستان ظرفیت آن را دارد که روایت خود را از نو بنویسد. گردشگری یکی از مؤثرترین ابزارها برای این بازتعریف است؛ ابزاری که هم تصویر بینالمللی کشور را تغییر میدهد، هم اقتصاد را تقویت میکند و هم پلی میان ملت افغانستان و مردم جهان میسازد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، افغانستان به چنین نگاهی نیاز دارد؛ نگاهی که به جای تمرکز بر گذشته پرتنش، آیندهای مبتنی بر تعامل، شناخت متقابل و توسعه پایدار را ترسیم کند.
رئیس جدید اداره فرهنگ هرات با تعهد به همکاری با رسانهها به فعالیت آغاز کرد




دیدگاهتان را بنویسید