با گذشت سه سال از آغاز عملیات «طوفان الاقصی»، تحولات منطقه شاهد تغییرات گستردهای در موازنه میان محور مقاومت و جبهه امریکا و رژیم صهیونیستی بوده است.
روندی که از برتری اولیه مقاومت آغاز شد، با ترور رهبران و تضعیف مقطعی این جریان ادامه یافت و اکنون، بر اساس این تحلیل، به مرحلهای رسیده که مقاومت بار دیگر ابتکار عمل را در دست گرفته است.
عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، رویارویی میان محور مقاومت و جریان امریکایی ـ صهیونیستی را وارد مرحلهای تازه کرد.
اگرچه این تقابل پیش از آن نیز در قالب درگیریهای غیرمستقیم و محدود در منطقه وجود داشت، اما جنگ غزه دامنه این رویارویی را به چندین جبهه گسترش داد.
در سه سال گذشته میتوان دستکم شش مرحله مهم را در این روند تشخیص داد:
- 1. برتری اولیه مقاومت در فلسطین و لبنان
پس از آغاز عملیات طوفان الاقصی از سوی حماس، رژیم صهیونیستی حملات گسترده هوایی و سپس زمینی خود را علیه نوار غزه آغاز کرد. همزمان، دیگر گروههای محور مقاومت نیز وارد میدان شدند.
حزبالله لبنان یک روز پس از آغاز جنگ، انصارالله یمن کمتر از سه هفته بعد و مقاومت اسلامی عراق نیز در فاصلهای کوتاه حملات خود را علیه رژیم صهیونیستی آغاز کردند.
در این مرحله، با وجود حملات گسترده رژیم صهیونیستی، این رژیم نتوانست به اهداف اعلامشده خود دست یابد.
توافق موقت آتشبس و تبادل اسرا نیز از مهمترین تحولات این دوره بود. همچنین حمله به کنسولگری ایران در دمشق و عملیات «وعده صادق» ایران در پاسخ به آن، به یکی از نقاط مهم رویارویی مستقیم میان ایران و رژیم صهیونیستی تبدیل شد.
- 2. آغاز موج ترورها و تغییر موازنه
از تابستان ۲۰۲۴، روند تحولات وارد مرحله جدیدی شد. رژیم صهیونیستی علاوه بر ادامه حملات در غزه و لبنان، مجموعهای از عملیاتهای هدفمند علیه رهبران و فرماندهان مقاومت را انجام داد.
ترور اسماعیل هنیه در تهران، عملیات انفجار دستگاههای ارتباطی در لبنان و سپس ترور شماری از فرماندهان حزبالله، از جمله سیدحسن نصرالله و سیدهاشم صفیالدین، ضربه مهمی به ساختار رهبری مقاومت وارد کرد.
این حملات برای مدتی روند فعالیت و واکنش محور مقاومت را با وقفه روبهرو کرد و زمینه را برای تغییر موقت موازنه در منطقه فراهم ساخت.
- 3. آغاز بازسازی مقاومت
پس از این دوره، گروههای محور مقاومت به تدریج روند بازسازی ساختار و توان عملیاتی خود را آغاز کردند.
در عراق، جریانهای نزدیک به مقاومت حضور سیاسی خود را تقویت کردند. در لبنان نیز حزبالله با استفاده از ظرفیتهای جدید نظامی و پهپادی، توانست فشار بیشتری بر مواضع رژیم صهیونیستی وارد کند.
در یمن نیز انصارالله به حملات خود علیه رژیم صهیونیستی ادامه داد و با هدف قرار دادن مسیرهای دریایی مرتبط با این رژیم، نقش خود را در معادلات منطقهای حفظ کرد.
جنگ ۱۲ روزه میان ایران، امریکا و رژیم صهیونیستی نیز یکی دیگر از نقاط مهم این مرحله بود. پاسخهای موشکی ایران و در نهایت برقراری آتشبس، به گفته این تحلیل، روند بازسازی و تقویت محور مقاومت را سرعت بخشید.
- 4. افزایش فشار بر رژیم صهیونیستی
با تقویت دوباره توان گروههای مقاومت، رژیم صهیونیستی و امریکا با چالشهای بیشتری در جبهههای مختلف روبهرو شدند.
در لبنان، غزه، یمن و دیگر نقاط منطقه، مقاومت توانست حضور و ظرفیت عملیاتی خود را حفظ کند. همزمان، ادامه جنگ در غزه و ناتوانی رژیم صهیونیستی در دستیابی کامل به اهداف اعلامشده، فشارهای داخلی و خارجی بر این رژیم را افزایش داد.
در این مرحله، تلاش برای وارد کردن فشار مستقیم بر ایران نیز بخشی از راهبرد امریکا و رژیم صهیونیستی در برابر محور مقاومت عنوان شده است.
- 5. بازگشت ابتکار عمل به مقاومت
بر اساس این تحلیل، مجموع تحولات سه سال گذشته نشان میدهد که اگرچه محور مقاومت در مقاطعی با ضربات سنگین و از دست دادن شماری از رهبران خود مواجه شد، اما توانست ساختارهای خود را بازسازی کند و به میدان بازگردد.
امروز حماس همچنان در غزه حضور دارد، حزبالله در لبنان ظرفیتهای نظامی خود را حفظ کرده و انصارالله نیز به عنوان یکی از بازیگران مهم منطقهای به فعالیت خود ادامه میدهد. در همین حال، ایران نیز با حفظ توان بازدارندگی خود، همچنان یکی از محورهای اصلی معادلات منطقهای به شمار میرود.
از این منظر، سه سال پس از آغاز طوفان الاقصی، جنگ و تحولات ناشی از آن نهتنها به پایان نرسیده، بلکه به مجموعهای از درگیریها و رقابتهای منطقهای تبدیل شده است؛ رقابتهایی که بر اساس این روایت، پس از یک دوره تضعیف مقاومت، اکنون بار دیگر ابتکار عمل را در اختیار این جریان قرار داده است.
هرات زیر چتر کمرههای امنیتی




دیدگاهتان را بنویسید