یک سال از شهادت “سید حسن نصرالله”، رهبر حزبالله لبنان و نماد مقاومت در خاورمیانه، میگذرد. او که بیش از سه دهه، لبنان و منطقه را تحت تأثیر راهبردها و سخنان خود قرار داده بود، اکنون در نبود فیزیکیاش، میراثی گسترده از قدرت سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک بر جای گذاشته است. بررسی یک سال پس از شهادت، تصویری روشن از دستاوردها، هراس دشمنان و تغییرات منطقهای ارائه میدهد.
او که بود؟
سید حسن نصرالله در سال ۱۹۶۰ در حومه بیروت متولد شد. او از بنیانگذاران حزبالله بود و پس از ترور دبیرکل وقت، عباس الموسوی، در سال ۱۹۹۲ به رهبری حزب منصوب شد. او توانست حزبالله را از یک گروه شبهنظامی محلی به یک بازیگر سیاسی و اجتماعی با نفوذ در سطح ملی و منطقهای تبدیل کند.
ویژگیهای شخصیتی او شامل شجاعت، صبر، استقامت و ارتباط عمیق با مردم بود. او نه تنها رهبری میدانی بود، بلکه در تحلیل استراتژیک، سیاستگذاری و ایجاد شبکههای اجتماعی و خدمات عمومی در لبنان مهارت داشت. حزبالله تحت هدایت او به «جریانی قدرتمند» تبدیل شد که خدمات اجتماعی و نظامی ارائه میکرد و پشتوانه گستردهای در میان اقشار لبنانی داشت.
چگونه اسرائیل را «شکست» داد؟
در طول رهبری سید حسن نصرالله، حزبالله در نبردهای متعدد با اسرائیل، دستاوردهای نمادین و استراتژیک کسب کرد:
1 – آزادسازی جنوب لبنان (۲۰۰۰): خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان پس از 18 سال اشغال، پیروزی بزرگ حزبالله و نقطه عطف مقاومت محسوب شد؛ اتفاقی که قبل از آن هم مردم و هم دولت لبنان را با چالش و تهدیدات زیادی از جانب اسرائیل مواجه ساخته بود اما این سیدحسن نصرالله بود که با مدیریت سیاسی و نظامی خود به این تجاوز و اشغال پایان داد.
2 – معامله تبادل اسیران (۲۰۰۴): آزادی اسرا و بازگرداندن جنازهها، موفقیت دیپلماتیک و نمادین برای حزبالله بود.
3 – جنگ ۳۳ روزه (۲۰۰۶): فییر موشکهای دوربرد به شمال اسرائیل و فشار سیاسی – رسانهای به دشمن، توانست موقعیت حزبالله را تثبیت کند؛ هرچند خسارات سنگینی به لبنان وارد شد اما در نهایت این اسرائیل بود که با پادرمیانی شورای امنیت سازمان ملل متحد خود را از این جنگ بیرون کشید.
این دستاوردها نشان میدهد که «شکست اسرائیل» در نگاه سیدحسن نصرالله، نه به معنای نابودی کامل دشمن، بلکه به معنای افزایش هزینه برای اسرائیل، حفظ مشروعیت مقاومت و کسب دستاوردهای نمادین بوده است.
یک سال پس از شهادت وی، این دستاوردها همچنان به عنوان میراث استراتژیک حزبالله باقی مانده و برای اسرائیل و آمریکا تهدیدی مستمر ایجاد میکند.
چرا اسرائیل از او هراس داشت؟
هراس اسرائیل از سیدحسن نصرالله، ریشه در ترکیبی از توان نظامی، مشروعیت داخلی و قدرت ایدئولوژیک داشت:
توان نظامی و موشکی نامتقارن: گسترش تسلیحات موشکی با برد بلند شمال اسرائیل را تهدید میکرد.
شبکه اجتماعی و سیاسی عمیق: حمایت گسترده داخلی، هر اقدام مستقیم علیه حزبالله را پرهزینه میکرد.
ارتباط با ایران و معادلات منطقهای: هر حمله میتوانست واکنش تهران و متحدان مقاومت را برانگیزد.
قدرت رسانهای و نمادین: سید مقاومت خود را به عنوان نماد مقاومت در جهان اسلام مطرح کرده بود.
هزینهسازی دائمی برای دشمن: حزبالله تحت هدایت او، اسرائیل را مجبور به تغییر تدابیر دفاعی و جابجایی منابع میکرد.
در یک سال گذشته، هراس اسرائیل و آمریکا از حزبالله همچنان پابرجاست، چرا که ساختار، شبکه وفاداران و توان نظامی حزبالله حتی بدون رهبر کاریزماتیک همچنان تهدیدی جدی محسوب میشود.
یک سال پس از شهادت: تأثیر بر مقاومت و منطقه
یک سال پیش، سید حسن نصرالله در حملهای هدفمند اسرائیل به شهادت رسید. این رویداد، تاثیرات گستردهای بر معادلات منطقهای داشت:
1 – شعلهور شدن مجدد مقاومت: او به عنوان شهید مقاومت در سراسر جهان اسلام مورد تجلیل قرار گرفت و احساسات عمومی نسبت به جنبشهای مقاومت تقویت شد.
2 – خلاء رهبری و چالش جانشینی: فقدان رهبری کاریزماتیک، حزبالله را با چالش انسجام و حفظ مشروعیت مواجه کرده است.
3 – تغییر در معادلات منطقهای: خطوط حساس در لبنان، سوریه، عراق و فلسطین بار دیگر آشکار شده و واکنشهای منطقهای شدت یافته است.
4 – فرصت و محدودیت برای اسرائیل و آمریکا: حذف رهبر اصلی مقاومت، فرصت کوتاه برای فشار نظامی و سیاسی ایجاد کرد، اما حزبالله هنوز شبکهای منسجم و توان نظامی قابل توجه دارد.
5 – میراث نمادین باقی میماند: حتی در غیاب فیزیکی، تصویر و خاطره سید حسن نصرالله به عنوان نماد مقاومت و الهامبخش جریانهای منطقهای باقی مانده است.
با این حال یک سال پس از شهادت، سید حسن نصرالله همچنان در ذهن و تاریخ مسلمانان، به خصوص در خاورمیانه حضوری پررنگ دارد؛ هم به عنوان رهبر میدانی و متفکر، و هم به عنوان نماد مقاومت و چالشی که اسرائیل و آمریکا برای مدیریت آن باید تدابیر پیچیدهای بیاندیشند.
سه پروژه سرکسازی در هرات با هزینه ۴۰ میلیون افغانی آغاز شد



