در جغرافیای پیچیده آسیای مرکزی و جنوبی، جادهها تنها مسیر عبور کالا نیستند؛ آنها مسیر شکلگیری اعتماد، وابستگی متقابل و همکاریهای سیاسی نیز به شمار میروند. توافق تازه تاجیکستان، ایران و افغانستان برای ایجاد یک دهلیز جادهای سهجانبه، در ظاهر یک پروژه ترانسپورتی است، اما در لایه عمیقتر، تلاشی برای بازتعریف نقش افغانستان در نقشه اقتصادی منطقه محسوب میشود.
افغانستان برای دههها به دلیل جنگ و بیثباتی، بیشتر به عنوان یک نقطه بحران در معادلات منطقهای دیده شده است؛ اما موقعیت جغرافیایی کشورمان نشان میدهد که میتواند از یک سرزمین محصور در خشکه به پل ارتباطی میان آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و غرب آسیا تبدیل شود.
توافق سهجانبه میان کابل، تهران و دوشنبه برای ایجاد مسیر انتقال کالا، فرصتی تازه برای فعالسازی ظرفیت ترانزیتی افغانستان ایجاد میکند؛ مسیری که میتواند کالاهای تاجیکستان را به بازارهای ایران و فراتر از آن وصل کند و همزمان زمینه افزایش تجارت منطقهای را فراهم سازد.
اهمیت چنین دهلیزهایی تنها در کاهش هزینه انتقال کالا خلاصه نمیشود. راههای مواصلاتی زمانی که میان چند کشور به شکل هماهنگ توسعه پیدا کنند، به شبکهای از منافع مشترک تبدیل میشوند؛ شبکهای که امنیت آن برای همه طرفها اهمیت پیدا میکند.
تجربه جهانی نشان داده است که همکاریهای اقتصادی مبتنی بر راههای مواصلاتی میتواند روابط میان کشورها را تغییر دهد. یکی از نمونههای برجسته، همکاری میان کشورهای اروپایی در قالب اتحادیه اروپا است؛ جایی که توسعه شبکههای جادهای و ریلی میان کشورها، به افزایش تجارت و کاهش وابستگیهای سیاسی میان دولتهای اروپایی کمک کرد.
در این الگو، جادهها تنها برای انتقال کالا ساخته نشدند؛ بلکه به ابزار ایجاد پیوندهای اقتصادی تبدیل شدند. زمانی که شرکتها، کارگران، سرمایهگذاران و بازارهای کشورهای مختلف به یکدیگر متصل شوند، هزینه درگیری افزایش یافته و انگیزه همکاری بیشتر میشود.
نمونه دیگر را میتوان در همکاری چین، قزاقستان و کشورهای آسیای مرکزی در چارچوب طرح «کمربند و راه» مشاهده کرد. توسعه مسیرهای ریلی و جادهای در این منطقه، تلاش کرده است کشورهای محصور در خشکه آسیای مرکزی را به بازارهای بزرگ جهانی وصل کند و نقش آنها را در تجارت بینالمللی افزایش دهد.
البته موفقیت چنین پروژههایی تنها با امضای توافقنامهها تضمین نمیشود. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که هماهنگی گمرکی، امنیت مسیرها، ثبات قوانین، سرمایهگذاری در زیرساختها و کاهش بروکراسی اداری، عوامل اصلی موفقیت دهلیزهای ترانزیتی هستند.
برای افغانستان، توسعه چنین مسیرهایی میتواند فرصتهای اقتصادی تازه ایجاد کند. افزایش رفتوآمد موترهای باربری، رشد خدمات ترانسپورتی، ایجاد مراکز تجاری، انبارهای کالا و فرصتهای کاری برای مردم مناطق مسیر، از جمله پیامدهای احتمالی این همکاریها خواهد بود.
از سوی دیگر، همکاریهای اقتصادی میان افغانستان، ایران و تاجیکستان میتواند به تقویت امنیت منطقهای نیز کمک کند. کشورهایی که منافع اقتصادی مشترک دارند، معمولاً انگیزه بیشتری برای حفظ ثبات و جلوگیری از ناامنی در مسیرهای تجاری خود پیدا میکنند.
موقعیت افغانستان میان آسیای مرکزی و آبهای آزاد، کشور را به یک حلقه مهم در زنجیره انتقال کالا تبدیل کرده است. اگر این ظرفیت با مدیریت درست، سرمایهگذاری و همکاری منطقهای همراه شود، افغانستان میتواند از یک مسیر عبوری ساده به یک مرکز ارتباطی اقتصادی تبدیل شود.
برای تاجیکستان که دسترسی مستقیم به آبهای آزاد ندارد و برای ایران که در تلاش توسعه نقش ترانزیتی خود در منطقه است، افغانستان میتواند یک مسیر مکمل ایجاد کند. چنین همکاریای میتواند منافع سه کشور را در یک چارچوب مشترک اقتصادی به هم پیوند دهد.
با این حال، چالشهایی مانند وضعیت زیرساختهای جادهای، هماهنگی میان نهادهای مرزی و مسائل امنیتی همچنان پابرجا است. ایجاد گروه کاری دایمی سهجانبه که در توافق اخیر پیشبینی شده، میتواند نخستین گام برای حل مشکلات عملیاتی و جلوگیری از توقف پروژه باشد.
آینده این دهلیز بیشتر از آنکه به یک مسیر جغرافیایی وابسته باشد، به اراده سیاسی سه کشور برای تبدیل همسایگی به همکاری بستگی دارد. تجربه جهان نشان میدهد که راهها زمانی قدرت واقعی پیدا میکنند که پشتوانهای از اعتماد و منافع مشترک داشته باشند.
در نهایت، دهلیز جادهای میان افغانستان، ایران و تاجیکستان میتواند فراتر از یک پروژه اقتصادی باشد؛ این مسیر میتواند نمونهای از این واقعیت باشد که در منطقهای با تاریخ طولانی از اختلافات، تجارت و اتصال میتوانند زبان مشترکی برای همکاری ایجاد کنند. جادهای که کالا را عبور میدهد، در صورت مدیریت درست، میتواند اعتماد را نیز میان ملتها جابهجا کند.
توزیع لباس برای ۸۰۰ خانواده آسیبپذیر در هرات




دیدگاهتان را بنویسید