در سالهای اخیر، رژیم اسرائیل به شیوهای فزاینده اقدام به انجام عملیات نظامی فرامرزی، به ویژه در کشورهای همسایه خود از جمله سوریه، لبنان، سوریه و اخیراً ایران کرده است.
این حملات که طیفی از حملات هوایی، سایبری و عملیات پهپادی را شامل میشوند، در سایه سکوت یا همراهی برخی قدرتهای جهانی انجام شدهاند.
اما پرسش اساسی این است که آیا چنین اقداماتی با اصول و قوانین بینالملل، به ویژه منشور سازمان ملل متحد همخوانی دارند و این رفتار نظامی چه پیامدهایی برای روابط دیپلماتیک و ثبات منطقهای دارد؟
طبق منشور سازمان ملل متحد، ماده ۲ بند ۴، کلیه اعضا موظفاند از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشورها خودداری کنند. تنها دو استثنا برای این اصل وجود دارد: دفاع مشروع طبق ماده ۵۱، و اقدامات نظامی با مجوز شورای امنیت سازمان ملل.
در گزارش رسمی شورای امنیت، استفاده از زور فقط در صورتی موجه است که حملهای بالفعل رخ داده باشد و کشور هدف به شکل محدود، متناسب، و فوری واکنش دفاعی انجام دهد.
با این حال، اسرائیل معمولاً حملات خود را با عنوان “پیشگیرانه” توجیه میکند، که در حقوق بینالملل تحت عنوان«self-defense anticipatory» یا دفاع پیشدستانه تعریف شده است ولی این نوع دفاع، طبق تفسیر دادگاه بینالمللی دادگستری (ICJ) مشروع نیست مگر اینکه تهدید فوری، غیرقابل انکار و مستند وجود داشته باشد.
بر اساس تحلیل اندیشکده “Chatham House” در بریتانیا ، اکثریت حقوقدانان بینالمللی بر این باورند که استفاده از زور برای مقابله با تهدیدات احتمالی آتی (نه فوری) مشروعیت ندارد و موجب بیثباتی در نظم جهانی میشود.
حمل سال گذشته، حمله پهپادی مشکوکی به تأسیسات نظامی در نزدیکی ولایت اصفهان (ایران) انجام شد. اگرچه اسرائیل بهطور رسمی مسئولیت این حمله را نپذیرفت اما منابعی مانند نیویورکتایمز و رویترز بهنقل از مقامات امنیتی غربی آن را واکنشی به حمله موشکی ایران به خاک اسرائیل در پی حملات این کشور به غزه دانستند.
ایران در واکنش، این اقدام را نقض آشکار تمامیت ارضی و تجاوز به حاکمیت ملیاش دانست و شکایت رسمی به سازمان ملل ارائه داد.
از منظر حقوق بینالملل، حتی اگر کشوری معتقد باشد که تهدیدی علیه آن وجود دارد، نمیتواند بدون اجازه شورای امنیت یا در غیاب تهدید فوری، به کشور دیگری حمله کند. بنابراین، حمله به خاک ایران، آن هم بدون اعلام رسمی و در شرایط غیرفوری، به وضوح خارج از چهارچوب مشروع بینالمللی بود.
از جانبی دیگر، از مهمترین پیامدهای این حملات، آشکارشدن معیارهای دوگانه در واکنش قدرتهای جهانی است. ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه، در برابر اقدامات اسرائیل معمولاً یا سکوت میکنند یا آن را حق تلآویو برای “دفاع از خود” میدانند. این در حالی است که در موارد مشابه مانند درگیریهای روسیه و اوکراین، همین کشورها بهشدت واکنش نشان دادند و آن را نقض فاحش قوانین بینالمللی اعلام کردند.
تحلیل شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) در مارچ ۲۰۲۴، به صراحت بیان میکند که ادامه حمایت بیچون و چرای غرب از اسرائیل، حتی در اقدامات غیرقانونی، موجب بیاعتباری سیستم حقوقی بینالمللی در نگاه جهانیان خواهد شد و کشورهایی مانند چین، روسیه و ایران از این دوگانگی برای زیر سؤال بردن نظم بینالمللی غربمحور بهره خواهند برد.
با افزایش شمار غیرنظامیان قربانی در فلسطین و پوشش گسترده رسانههای مستقل، افکار عمومی جهانی نسبت به اقدامات اسرائیل حساستر شدهاند.
نظرسنجی دانشگاه مریلند (University of Maryland, April 2024) نشان میدهد که برای نخستین بار، اکثریت مردم آمریکا از آتشبس در غزه حمایت کرده و خواستار کاهش حمایت نظامی دولتشان از اسرائیل شدهاند.
با این حال، کارشناسان مسائل ژئوپلیتیک هشدار میدهند که ادامه اقدامات نظامی یکجانبه توسط اسرائیل، بهویژه علیه کشورهایی با توان نظامی پاسخگو مانند ایران، ممکن است به یک درگیری تمامعیار منطقهای بینجامد.
با در نظر گرفتن چارچوب حقوق بینالملل، به نظر میرسد حملات مکرر اسرائیل به کشورهای همسایه ودر منطقه به ویژه ایران، با اصل منع توسل به زور ناسازگار است و میتواند به مثابه نقض حاکمیت کشورها تلقی شود.
ادامه این اقدامات، در کنار واکنشهای دوگانه قدرتهای بزرگ، نظم حقوقی بینالملل را تضعیف کرده و زمینهساز گسترش درگیری در منطقه میشود.
اما سابقه اسرائیل نشان داده است که نه تنها چارچوبهای حقوق بین الملل را رعایت نمیکند بلکه با پشتوانههای غربی اش، هیچ نگرانی در مورد گسترش درگیریها یا به هم خوردن نظم حقوقی بین الملل ندارد.
رشد سرمایهگذاریهای کوچک در هرات؛ بیش از ۹۰ صنف شغلی فعال است



