×
×

پاکستان میان بحران داخلی و بازی ژئوپلیتیک؛
آیا اسلام‌آباد توان نقش‌آفرینی در حمایت از متحدان عرب را دارد؟

  • کد نوشته: 61729
  • 01 اسد 1405
  • هرگونه همراهی آشکار دولت یا ارتش پاکستان با سیاست‌های واشنگتن، می‌تواند به افزایش نارضایتی‌های داخلی و تشدید بحران مشروعیت حکومت منجر شود.
    آیا اسلام‌آباد توان نقش‌آفرینی در حمایت از متحدان عرب را دارد؟

    پاکستان امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ بحرانی که این کشور با وجود برخورداری از قدرت هسته‌ای به کشوری با ظرفیت محدود برای ایفای نقش منطقه‌ای تبدیل کرده است.
    اگرچه اسلام‌آباد همچنان تلاش می‌کند خود را یکی از بازیگران مهم جنوب آسیا و غرب آسیا معرفی کند، اما واقعیت‌های داخلی نشان می‌دهد که توان این کشور برای ورود به معادلات بزرگ منطقه‌ای بسیار محدودتر از گذشته است.
    تحرکات دیپلماتیک اخیر پاکستان در پرونده ایران و آمریکا و همچنین تلاش برای گسترش همکاری‌های امنیتی با برخی کشورهای عربی، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، تلاشی برای حفظ جایگاه بین‌المللی و جذب حمایت‌های مالی خارجی به شمار می‌رود.
    پاکستان طی سال‌های اخیر با بدهی خارجی سنگین، تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی، وابستگی شدید به صندوق بین‌المللی پول و کاهش سرمایه‌گذاری خارجی روبه‌رو بوده است.
    دولت‌های مختلف این کشور برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی ناچار شده‌اند بارها از صندوق بین‌المللی پول، چین، عربستان سعودی و امارات متحده عربی درخواست کمک مالی کنند.
    این وابستگی اقتصادی باعث شده سیاست خارجی پاکستان نیز تا حد زیادی تحت تأثیر نیازهای مالی قرار گیرد.
    در کنار بحران اقتصادی، پاکستان با چالش‌های امنیتی گسترده‌ای نیز مواجه است.
    در ایالت بلوچستان، فعالیت‌های «ارتش آزادی‌بخش بلوچ» طی سال‌های اخیر افزایش یافته و حملات متعددی علیه نیروهای امنیتی و پروژه‌های اقتصادی، به‌ویژه پروژه‌های مرتبط با کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)، انجام شده است.
    در مناطق مرزی با افغانستان نیز حملات گروه‌های مسلح و ناامنی همچنان ادامه دارد. افزون بر این، اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی، فضای داخلی پاکستان را شکننده‌تر کرده است.
    یکی از ویژگی‌های ساختار سیاسی پاکستان، نقش تعیین‌کننده ارتش در تصمیم‌گیری‌های کلان کشور است.
    برخلاف بسیاری از نظام‌های سیاسی، در پاکستان سیاست خارجی، امنیت ملی و حتی بخش مهمی از سیاست داخلی، تحت نفوذ مستقیم فرماندهان ارتش قرار دارد.
    دولت‌های غیرنظامی معمولاً اختیار محدودی در این حوزه‌ها دارند و بسیاری از تصمیمات راهبردی با هماهنگی ارتش اتخاذ می‌شود.
    در سال‌های اخیر نیز فرماندهان ارتش تلاش کرده‌اند روابط خود را با ایالات متحده و کشورهای غربی حفظ کنند. سفرهای متعدد جنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به آمریکا و دیدارهای وی با مقام‌های آمریکایی، نشان‌دهنده تلاش اسلام‌آباد برای بازسازی روابط امنیتی با واشنگتن است.
    در چنین شرایطی، تحرکات دیپلماتیک پاکستان در موضوع تنش میان ایران و آمریکا نیز قابل ارزیابی است.
    اسلام‌آباد تلاش می‌کند خود را کشوری میانجی و مسئول در بحران‌های منطقه‌ای معرفی کند تا از یک سو جایگاه بین‌المللی خود را تقویت کند و از سوی دیگر اعتماد قدرت‌های غربی را حفظ نماید.
    با این حال، واقعیت این است که نفوذ پاکستان بر تصمیمات تهران و واشنگتن بسیار محدود است و این تلاش‌ها تاکنون دستاورد ملموسی نداشته است.
    در همین چارچوب، برخی گزارش‌ها از تلاش پاکستان برای گسترش همکاری‌های امنیتی با کشورهای عربی میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا حکایت دارد.
    این همکاری‌ها بیشتر با هدف جذب سرمایه، دریافت کمک‌های مالی و توسعه روابط اقتصادی دنبال می‌شود.
    اقتصاد بحران‌زده پاکستان به شدت به سرمایه‌گذاری و کمک‌های کشورهای حوزه خلیج فارس نیاز دارد و اسلام‌آباد امیدوار است از طریق همکاری‌های امنیتی، این حمایت‌ها را حفظ کند.
    با این حال، چنین سیاستی هزینه‌های قابل توجهی نیز برای دولت پاکستان دارد.
    افکار عمومی این کشور در موضوع فلسطین و سیاست‌های آمریکا در منطقه مواضعی متفاوت با بخشی از حاکمیت دارند.
    جامعه پاکستان، به‌ویژه احزاب دینی، گروه‌های دانشجویی و بخش بزرگی از مردم، از آرمان فلسطین حمایت می‌کنند و نگاه مثبتی به سیاست‌های آمریکا و اسرائیل ندارند.
    هرگونه همراهی آشکار دولت یا ارتش پاکستان با سیاست‌های واشنگتن، می‌تواند به افزایش نارضایتی‌های داخلی و تشدید بحران مشروعیت حکومت منجر شود.
    از سوی دیگر، پاکستان به دلیل همسایگی طولانی با ایران نیز نمی‌تواند وارد تقابل مستقیم با تهران شود. دو کشور علاوه بر مرز مشترک، منافع امنیتی و اقتصادی متعددی دارند و هرگونه تنش گسترده می‌تواند امنیت مناطق مرزی و تجارت دوجانبه را تحت تأثیر قرار دهد.
    به همین دلیل، اسلام‌آباد همواره تلاش کرده میان حفظ روابط با آمریکا، کشورهای عربی و ایران نوعی موازنه برقرار کند؛ موازنه‌ای که در شرایط افزایش تنش‌های منطقه‌ای روزبه‌روز دشوارتر می‌شود.

    واقعیت این است که پاکستان امروز بیش از آنکه توانایی ایفای نقش تعیین‌کننده در تحولات غرب آسیا را داشته باشد، درگیر حل بحران‌های داخلی خود است.
    اقتصاد آسیب‌پذیر، بدهی‌های سنگین، ناامنی‌های داخلی، شکاف‌های سیاسی و وابستگی مالی به بازیگران خارجی، ظرفیت مانور این کشور را محدود کرده است.
    حتی اگر اسلام‌آباد بخواهد در کنار برخی کشورهای عربی یا آمریکا قرار گیرد، امکانات نظامی و اقتصادی لازم برای ایفای نقشی فراتر از همکاری‌های نمادین را در اختیار ندارد.
    در نهایت، سیاست خارجی پاکستان در شرایط کنونی بیش از هر چیز تابع ملاحظات اقتصادی و بقای داخلی است.
    اسلام‌آباد می‌کوشد از هر فرصت دیپلماتیکی برای کسب حمایت مالی، حفظ روابط با قدرت‌های بزرگ و جلوگیری از انزوای بین‌المللی استفاده کند.
    اما تا زمانی که بحران‌های ساختاری اقتصاد، ناامنی داخلی و شکاف میان دولت، ارتش و افکار عمومی برطرف نشود، بعید به نظر می‌رسد این کشور بتواند به بازیگری اثرگذار در معادلات پیچیده غرب آسیا تبدیل شود.
    پاکستان همچنان یک قدرت هسته‌ای باقی خواهد ماند، اما قدرت هسته‌ای بودن، به‌تنهایی تضمین‌کننده نفوذ ژئوپلیتیکی نیست؛ به‌ویژه زمانی که چالش‌های داخلی، توان تصمیم‌گیری و قدرت مانور یک کشور را به شدت محدود کرده باشد.

    نویسنده: فیض‌الله دادگر
    منبع: خبرگزاری وطن24

    مطالب مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *