امروز : جمعه ۲۳ قوس ۱۳۹۷ ساعت ۰۳:۰۳

Banner asli 2

ردی بر گفته‌های یزید بامیان

در روزهای اخیر طاهر زهیر، والی بامیان در سخنرانی‌هایی که به مناسبت یوم‌الله تاسوعا و عاشورای حسینی(ع) داشته، ضمن توهین و جسارت فراوان به مقدسات جامعه تشیع عالم، هتک حرمت هم به اندیشه‌ها و باور اهل سنت انجام داده است.
ردی بر گفته‌های یزید بامیان
جمعه | ۱۳۹۷/۰۶/۳۰ - ۱۲:۲۱ |
کد خبر : ۷۰۲۹ |
نوشته ها

نویسنده: یحیی فولادی

در روزهای اخیر طاهر زهیر، والی بامیان در سخنرانی‌هایی که به مناسبت یوم‌الله تاسوعا و عاشورای حسینی(ع) داشته، ضمن توهین و جسارت فراوان به مقدسات جامعه تشیع عالم، هتک حرمت هم به اندیشه‌ها و باور اهل سنت انجام داده است.

او در صحبت‌های خود در ابتدا هدف قیام اباعبدالله الحسین(ع) را ایجاد حکومت خوانده و بیان کرده که هدف خاص دیگری در پی نبوده است.

وی در ادامه، شهادت سید و سالار شهیدان را ناشی از جنگی سیاسی می‌داند که بر سر دست یافتن به حاکمیت جهان اسلام رخ داده است.

زهیر علاوه بر توهین به مقام قدسی حسین ابن علی(ع)، پا را همچنان فراتر گذاشته و به نحوه عزاداری عاشقان این حضرت حملات خود را ادامه می‌دهد.

الفاظی که عاشقان این حضرت را به عبیدالله ابن زیاد، فرزند مرجانه رقاصه تشبیه می‌کند و می‌گوید برافراشتن پرچم‌ها و شعارهای حسینی(ع)، همانند آذین بندی پس از واقعه کربلا در شهر کوفه است.

حالا از کنار تمامی این‌ها که عبور کنیم، نوع نام بردن سیدالشهدا(ع) و حضرت علی(ع) پدر گرامی ایشان، با حالت کوچه و بازاری و سراسر بی‌احترامی صورت می‌گیرد و از واژگان سبُک "علی و حسین" استفاده می‌کند.

قبل از اینکه به پاسخ دادن به گستاخی‌های والی هتاک بامیان بپردازیم؛ بهتر است که جایگاه قیام و حرکت حق‌محور امام حسین(ع) در منابع سنی و شیعه را دریابیم.

نظر اکابر اهل سنت در مورد یزید و امام حسین(ع)

شوکانى

شوکانى در کتاب «نیل الاوطار» در رد بعضى از سخنوران دربارى مى‏گوید: به تحقیق عده‏اى از اهل‏ علم افراط ورزیده، چنان حکم کردند که: «حسین(علیه السلام) نوه پیامبر که خداوند از او راضى باشد؛ نافرمانى ‏یک آدم دائم‌الخمر را کرده و حرمت ‏شریعت ‏یزید را هتک ‏کرده است.» خداوند لعنتشان کند، چه سخنان عجیبى که از شنیدن‏ آنها مو بر بدن انسان راست مى‏گردد.

علامه تفتازانى

تفتازانى در کتاب «شرح العقاید» مى‏نویسد: حقیقت این است که رضایت‏ یزید به قتل حسین(علیه السلام) و شاد شدن او بدان خبر و اهانت کردنش به اهل‏بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) از اخبارى است که‏ در معنى متواتر است هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. درباره‏ مقام یزید بلکه درباره ایمان او که لعنت ‏خدا بر او و یارانش ‏باد، توافقى نداریم.

جاحظ

جاحظ مى ‏گوید: منکراتى که یزید انجام داد، یعنى قتل حسین(علیه السلام) و به اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدینه و منهدم ‏ساختن کعبه، همه این‌ها بر فسق و قساوت و کینه و نفاق و خروج از ایمان او دلالت مى‏کند.

بنابراین، یزید فاسق و ملعون است و کسى که از لعن او جلوگیرى‏ کند، نیز ملعون است.

ابن حجر هیثمى

ابن حجر هیثمى مکى در کتاب «الصواعق المحرقه‏» مى‌‏نویسد: پسر امام حنبل در مورد لعن یزید از وى پرسید؛ احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود کسى که خداوند او را در قرآن لعن کرده است.

آنجا که مى‏ فرماید: «فصل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامکم‏اولئک الذین لعنهم‏الله‏» و چه مفاسدى و قطع رحمى از آنچه یزید انجام داد، بالاتر است؟!

شیخ محمد عبده

شیخ محمد عبده مى‏‌گوید: هنگامى که در دنیا حکومت عادلى وجود دارد که هدف آن اقامه شرع و حدود الهى است و در برابر آن‏ حکومتى ستمگر است که مى‏خواهد حکومت عدل را تعطیل کند، بر هر فرد مسلمانى کمک کردن حکومت عدل واجب است و از همین باب است ‏انقلاب امام حسین(ع) که در برابر حکومت ‏یزید که خدا او را خوار کند، ایستاد.

عبدالرزاق مقرم

عبدالرزاق مقرم در کتاب «مقتل الحسین‏» مى‏گوید: به تحقیق ‏گروهى از علما از جمله قاضى ابویعلى و حافظ ابن الجوزى و تفتازانى و سیوطى در مورد کفر یزید نظر قطعى داده‏اند و با صداقت تمام لعن او را جایز شمرده‏اند.

سبط بن جوزى

از سبط بن جوزى در مورد لعن یزید پرسیده شد؛ او در جواب گفت: احمد حنبل لعن او را تجویز کرده است، ما نیز به خاطر جنایاتى‏ که درباره پسر دختر رسول خدا مرتکب شد، او را دوست نداریم و اگر کسى به این حد راضى نمى‏شود، ما هم مى‏گوییم اصل، لعنت کردن ‏یزید است.

امام شافعى

قتیل بلا جرم کان قمیصه صبیغ بماء الارجوان خصیب نصلى على المختار من آل هاشم و نوذى بنیه ان ذاک عجیب لئن کان ذنبى حب آل محمد(صلی الله علیه و آله) فذلک ذنب لست عنه اتوب هم شفعائى یوم حشرى و موقفى و بغضهم للشافعى ذنوب.

حسین(علیه السلام) کشته‏اى بى گناه است که پیراهن او به خونش رنگین شده و عجب از ما مردم آن است که از یک طرف به آل پیامبر درود مى‏فرستیم و از سوى دیگر فرزندانش را به قتل مى‏رسانیم و اذیت ‏مى‏کنیم!

حالا علاوه بر تمامی اینها، دیدگاه ابوحنیفه که در میان اهل سنت امام اعظم شناخته می‌شود، مشهور و هویدا است که برای خون خواهی از امام حسین(ع) و یارانش کارهای زیادی را انجام داد و از قیام زید ابن علی هم با تمام توان حمایت کرد.

همچنین برخی از منابع شیعه و سنی رای بر این دارند که ابوحنیفه جان خود را در راه امام حسین(ع) و افکار و اندیشه‌های این حضرت فدا کرد.

نظر جامعه تشیع در مورد یزید و امام حسین(ع)

در این مورد نیاز به تفصیل و شرح زیاد نمی‌باشد زیرا در تمامی منابع تشیع، نظر واحد بر گمراه بودن، حکومت نامشروع، فاسق، فاسد و بی‌دینی یزید وجود دارد و همگی به صورت یکسان قیام حضرت سیدالشهدا(ع) را برحق و بنا بر وصیت‌نامه ایشان به برادر خود محمد حنفیه که فرموده‌اند: "قیام من برای اصلاح امت جدم می‌باشد" ذکر کرده‌اند.

مطالب فوق به خوبی ثابت می‌کند که قیام امام حسین(ع) برای چه اهدافی بوده و در مقابل این حضرت چه حاکم ستمگر و جباری قرار داشته است.

زهیر در صحبت‌های خود به کتاب "شهید جاوید" اثر نعمت‌الله نجف آبادی استناد می‌کند که یکی از به اصطلاح علمای کنار گذاشته در ایران بود؛ صاحب این اثر در کتاب خود به صورت واضح و عقده‌مندانه به حقانیت برخی از باورهای جهان اسلام پیرامون امام حسین(ع) حمله می‌کند که این حملات نه مستند بود و نه هم روایت قابل قبولی برای آن وجود دارد؛ توضیحات او در این کتاب بیشتر جنبه تحلیلی داشته و برخواسته از مخیلات غیر قابل توجیه وی می‌باشد.

کما اینکه در رد کتاب شهید جاوید، حداقل در عصر وی 40 کتاب نوشته شد و پاسخ‌های منطقی و عقلانی مطرح گردید.

حالا با این وجود دیده می‌شود که والی بامیان یک سویه به قاضی رفته و بنا بر اخلاق و اصول علمی، نظر مخالفان این کتاب را نخوانده است.

اگر زهیر تنها کتاب منحرفانه شهید جاوید را خوانده است، به رسم اصول تحقیق می‌بایستی ردیه و نظریه‌های مخالفان آن را هم به خوانش می‌گرفت.

این مسئله دو حالت دارد:

1 – اگر زهیر ناخواسته فقط به ذکر نوشته نعمت‌الله نجف آبادی پرداخته و به سراغ ردیه‌ها نرفته، پس باید به بی علم و دانش بودن وی پی برد و افسوس خورد به مردم ولایتی که حاکم منطقه‌شان این فرد عاری از سواد است.

2 – اگر زهیر دانسته و آگاه به اصل مطلب که کتاب شهید جاوید دارای ده‌ها مقاله، کتاب و نوشته ردیه است و تنها به ذکر مطالب دلخواه خود پرداخته، پس باید افسوس به کل مردم افغانستان خورد که حکومت مرکزی‌شان، چنین فرد بی دین و متخاصم با اندیشه‌های اسلامی را بر کار گماشته است.

ناصبی

با این وجود می‌بایستی به حکم اسلام پیرامون چنین افرادی پرداخت؛ بنا بر حدیث صریح و صحیح السند از پیامبر عظیم‌الشان اسلام(ص)، هر آن کسی که به اهل بیت مطهر ایشان توهین، هتک حرمت و کسر شان بکند، ناصبی شناخته می‌شود و در شرع مقدس تکلیف چنین افرادی مشخص است.

در کلام پایانی باید این را بیان کرد که به واقع امام حسین(ع)، به دنبال چند هدف مشخص از جمله امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح امت اسلامی و ایجاد حکومتی مبتنی بر منهج جد بزرگوار ایشان بوده است.

این خروج بر علیه حکومت ستمگری بود که ضمن امام حسین(ع)، هر آزاده راستین دیگری هم موظف بود تا آن را انجام دهد.

جامعه اسلامی همچون طعن و کنایه‌ها و انکارهای طاهر زهیر، در 14 قرن گذشته هزاران بار تجربه کرده است و به یقین که هیچ گاه چنین ریزه ریگ‌هایی نمی‌توانند قامت کوه استوار و سراسر حقیقت قیام حسینی(ع) را بلرزاند.

telegram

3

D Do new

6