آیت الله محسنی، سدی در مقابل تحجر مذهبی و روشنفکری افسارگسیخته
آیت الله محسنی، سدی در مقابل تحجر مذهبی و روشنفکری افسارگسیخته

چهاردهم اسد سال 1399 اولین سالگر وفات آیت الله محسنی، عالم و مجاهد و دانشمند نامی افغانستان است. 

چهاردهم اسد سال ۱۳۹۹ اولین سالگر وفات آیت الله محسنی، عالم و مجاهد و دانشمند نامی افغانستان است.

در مورد کارنامه و شخصیت وی سخن ها گفته شده و قضاوت ها صورت گرفته است. با وجود آنکه آن عالم بزرگ و معلم اخلاق، کارنامه روشن و دیدگاههای واضح داشتند اما در این میان عده ای، متاسفانه بر شخصیت و افکار و کارکردهای ایشان تاخته و دستمایه اهانت ها و قضاوتهای ناصحیح قرار داده اند.

مقدمه

پروپاگاندا، یک روشی ارتباطی است که در آن معلومات هماهنگ و جهت دار برای بسیح ذهنیت های عامه از طریق تبلیغات سیاسی و جناحی نشر می گردد؛ حزب سیاسی یا تیم های معینی، برای تطهیر دستان آلوده خودشان و تضعیف مخالفان، دست به پروپاگاندا میزنند.

امیر مومنان ع در نهج البلاغه در سخن حقی گفته است که، شئ باطل و جریان باطل هیچگاه عریان به صحنه حاضر نمی شود بلکه با مخلوطی از حق، وارد عرصه می شود تا مردم فریب داده شوند. در این روزها که مومنین سوگوار درگذشت بزرگمرد تاریخ آیت الله محسنی است، دستگاه تبلیغاتی مخالف دوباره فعال شده و پروپاگاندا را شروع کرده اند. خواستم در این مورد چند نکته را به عنوان وضاحت بنویسم، هرچند که مطمئنم معظم له حقایق گذشته را نوشته باشد.

آیت الله محسنی دغدغه مذهبی داشت. هیچکسی چه دوست یا دشمن آیت الله، این حقیقت را انکار نمی تواند که آن مرحوم فقط به دین و دیانت می اندیشید و در مرام و اندیشه او، نژاد و سمت و قومیت هیچگاه جایگاهی نداشت. این دغدغه سبب شد افرادی که دور و اطرافش بودند، نیز کمال احتیاط را در انجام مسایل دینی انجام دهند؛ این که یکی دوتن از طلاب حوزه خاتم النبیین ص، در این زمان با کمال وقاحت به شخصیت آیت الله می تازند، یکی از علت هایش همین است که نتوانستند قوانین سفت و سخت آیت الله را تحمل کنند. به عنوان مثال، زمانی که یک طلبه وارد حوزه علمیه خاتم النبیین ص می شد، آیت الله محسنی می گفت برای شما لازم است که نماز شب ترک نشود و حداقل در شب های جمعه حتما نماز شب را ترک نکنید و گرنه نشستن شما در این حوزه دارای اشکال است و قوانین مثل خواندن رساله عملیه و…

وقتی یک کسی که مشکل اخلاقی دارد و نتواند این قوانین را تحمل کند، بعدا با زیر پا کردن مقررات اخراج می شود و آغاز می کند که آیت الله محسنی چنین و چنان است. یکی از این طلاب که الان به نمک نشناسی معروف است و به آیت الله فحش هم میدهد، روزی برای من گفت: «رفیق من نهیلیست شده ام و به هیچ چیزی معتقد نیستم و نماز و روزه برای من مفهومی ندارد».

ستیز با الحاد کمونیستی

اینکه آیت الله محسنی ره عمری با قلم و قدم، ایدئولوژی پوشالی کمونیسم را نقد کرد، برهمگان مبرهن و هویداست و تاسیس یک حزب نیز برای مقابله با این جریان الحادی بود که می خواستند کمونیسم و سوسیالیسم را رنگ علمی بدهند. برای همین هدف بود که آیت الله محسنی ۱۴ سال در مقابل ارتش تا بن دندان مسلح شوروی ایستاد و بعد از آن که شوری شکست خورد و جنگ داخلی شروع شد، دشمنان آیت الله زیاد شده و تبلیغات مسموم کننده و ناروا را شروع کردند.

علت قضیه آن بود که آیت الله می گفت ما عمری در مقابل مائویست و آتئیست و راسیست ها ایستادیم و جنگیدیم اما بعضی احزاب رسما به این افرادی که به هیچ خدایی بنده نیستند، مقام و وظیفه داده است! این آغازی بود برای داستان سازی های دروغین که مع الاسف اتاق فکر مرحوم شهید مزاری را همین موجودات تشکیل میداد و از آن مرحوم استفاده می کردند؛ این تبلیغات زهرآگین را با آب و تاب بین مردم نشر کردند که بالاخره در قبل از ۲۳ سنبله که قرار بود احزاب دوباره آشتی به معنای واقعی کنند، اما این آدم ها فکر آشتی را از سر شهید مزاری بیرون کردند و گفتند باید غرب کابل از وجود غیر وحدتی ها پاکسازی گردد.

به قول عزیز رویش تصفیه غرب کابل شروع شد. در نزدیکی های فجر ۲۳ سنبله با سلاح سبک و سنگین به خانه های استاد اکبری، کاظمی، مدبر و دفاتر احزاب غیر وحدت هجوم بردند و داخل شدند، کشتند، تاراج کردند و وحشت و دهشت عظیمی در غرب کابل به وجود آورند که سابقه نداشت… این کار و کردار این ها نه در کتاب خدا بود نه در سنت رسول و نه هیچ عقل سلیم انسانی آن را تایید می کرد. به اعتراف معلم عزیز رویش، دولت وقت چند وزارت از جمله وزارت امنیت را برای حزب وحدت پیشنهاد کرده بودند اما اینان گفتند ما از نوک تفنگ اگر نگیریم مزه ندارد. لذا جنگهای خونینی مثل فاجعه افشار به وجود آمد و بعدا برای شستن گناه خودشان سند جعل کردند که انوری و جاوید و فلانی در شکست افشار دست داشتند…

ستیز با روشنفکری لجام گسیخته

آیت الله محسنی چون سد محکمی در مقابل هرجریان ضد دین ایستاد و جانانه هم دفاع کرد و آنان را رسوا ساخت؛ روشنفکران هرزه که گاهی با لباس پیامبر ص با الفاظ دینی، تیغ به ریشه دین میزدند، مرحوم آیت الله حقیقت آنان را افشا کرد و آنان را «بی دینان مدرن» نامید. افرادی که متون دینی را طبق امیال خودشان تفسیر می کردند و اگر جایی نمی توانستند جواب ارائه کنند، احادیث پیامبر را می گفتند مردود است و از قرآن و عقل… این جریانی بود که در دهه هشتاد بیشتر فعالیت می کردند. امروز که بعضی نوجوانان یا جوانان، با خواندن چند رمان و کتاب های مقدماتی فلسفه، عینک روشنفکری میزنند و ارزشها را کنار می گذارند، و بشدت هم با آیت الله محسنی دشمنی می ورزند، علتش آنجاست که فعالیت های فرهنگی و علمی آن مرحوم را بزرگترین مانع سرراه خودشان میدانند.

ستیز با تحجر مذهبی

کم نیستند امروز شبکه های مختلف ماهواره بنام دین و اهل بیت ع و همچنین به نام اهل سنت و صحابه تاسیس شده و مقر شان در آمریکا و اروپاست و سخت هم با حضرت آیت الله محسنی دشمن اند و هتاکی و فحاشی از علایم معروف آنان است که شبکه های منتسب به شیعه، هرلحظه خلفا و صحابه و اهل سنت را فحش میدهند و شبکه های منتسب به اهل سنت هم شیعه را به عنوان رافضی و اهل بدعت، دشنام میدهند اما خصیصه مشترک شان دشمنی با آیت الله محسنی است که هردو جریان به آن مرحوم فحش میدهند. علت قضیه هم واضح است چون اینان مزدور و جواسیس سرویس های اطلاعاتی خارجی هستند که هدف شان ایجاد تفرقه و اختلاف و درگیری بین امت مسلمه است و اینان سخت در تلاش اند این آتش را شعله ور کنند؛ آیت الله محسنی کسی بود که با تاسیس شورای اخوت اسلامی در سراسر کشور، به دهن هردو جریان مشت محکمی کوبید و ثابت کرد که علمای واقعی هیچگاهی باهم اختلافی ندارند و اعلان کرد که نود فیصد با اهل سنت مشترکاتی داریم که با ده درصد براحتی می توانیم کنار بیاییم.

مصلح بزرگ دینی

آیت الله محسنی از شاگردان مبرز مرحوم آیت الله خویی بود و با آشنایی کامل با مبانی دینی، وارد مباحث درون مذهبی شد و با مطالعه احادیث، فهمیده بود که رواج بسیاری از خرافات، ریشه در احادیثی دارد که آن احادیث همه مجعول و ساختگی هستند و سند درست ندارند و لذا با مطالعه بحار الانوار — که از نظر اخباریون قدیم و جدید، نوعی دایره المعارف بی نظیر شیعی است – قسمت اعظم آن را مردود اعلام کرد و با استفاده از مبنای رجالی خودش که با مبنای استادش مرحوم خویی مطابقت داشت، توانست بیش از چهل هزار حدیث را بررسی سندی انجام دهد و کتاب گرانسنگ «معجم الاحادیث المعتبره» را ماندگار تاریخ شیعی ساخت.

امروز اگر عده ای به بهانه ی اینکه آیت الله محسنی منحرف بود – نعوذبالله – به او بد وبیراه می گویند، علت اش همین است و گرنه این اعتراض و انتقاد متوجه شخص آیت الله خویی و بقیه شاگردانش هم هست.اخیر اینکه امام علی در یک جا از روزگار گلایه میکند و میفرماید: روزگار مرا پایین آورد و پایین آورد تا حدی که اسمم با اسم معاویه ردیف قرار گرفت گفتند علی و معاویه… علی که باید اسمش بعد نام پیامبر می بود… روزگار، در حق آیت الله محسنی نیز چنین نامردی را انجام داد؛ او که نامش باید همردیف اسامی شیخ الطایفه و حلی ها و خویی ها می بود، اسمش با اسامی افرادی ردیف قرار گرفت که ذره ای سواد فقه و فقاهت نداشتند و فقط جنگ و نزاع بلد بودند.

  • منبع خبر : خبرگزاری جمهور