جمعه, 01 سرطان 1397
شناسه خبر:6470
قصۀ من قصۀ او؛

یک ماجرا از جلوگیری حق دسترسی به اطلاعات در فراه

  • انداز قلم
گزارش ویژه

قصه از جایی شروع شد که به رسم هر روز ساعت 9:30 دقیقه صبح امروز گوشی را از جیب کشیده به مقام‌های غربی کشور تماس گرفتم هدف دسترسی به اطلاعات از فراه بود.

قصه از جایی شروع شد که به رسم هر روز ساعت 9:30 دقیقه صبح امروز گوشی را از جیب کشیده به مقام‌های غربی کشور تماس گرفتم هدف دسترسی به اطلاعات از فراه بود.


من یک خبرنگار هستم و در هرات کار می‌کنم.
اقبال باهر، سخنگوی پلیس فراه اولین فردی بود که به وی تماس گرفتم، می‌خواستم جزئیات انفجار ماین در ولسوالی پشترود را از وی بپرسم.
سخنگوی پلیس آن فراه که در دو هفتۀ اخیر به هیچ‌ یک از تماس‌های من و همکارانم جواب نمی‌داد، این بار تلفُن خود را پاسخ داد.
با صدای گرفته وی به من گفت: "دو هفته می‌شود که خودم از سِمت خود کنار رفتم پس از چهار سال این تصمیم را گرفتم آب هم که به یک جای باشد خراب می‌شود، مُشکلاتی هم وجود داشت اما فعلا خانه‌نشین هستم."
باهر فردی بود که قبل از آغاز فعالیت فرماندۀ جدید پلیس فراه، یکی از منابع خوب خبری در آن ولایت بود و همیشه خبرنگاران با وی همکار بودند.
صدای باهر گرفته بود و می‌شد برداشت کرد که از چیزی نگران است.
وقتی از او خواستم بیشتر در این مورد بگوید گفت: "در این رابطه بعدا حرف می‌زنیم یک ساعت بعد با هم صحبت می‌کنیم."
با آنکه باهر قول صحبت را داد اما پس از دو ساعت هم به تلفن من پاسخ نداد.
عبدالرزاق شیرزاد، آمر امنیت فرماندهی پلیس فراه اطلاعاتی که خواستم را از پُشت تلفن برایم گفت.
در پشترود ماینی انفجار کرده بود و دو طالب کشته شده بودند.
وقتی از وی پرسیدم اقبال باهر کجاست، گفت: "نمیدانم من وظیفه هستم و تلفن را قطع کرد."
فضل احمد شیرزاد، فرماندۀ پلیس فراه فرد بعدی بود که برایش تماس گرفتم.
پس از احوال پُرسی و خسته نباشی رفتم سر اصل مطلب از او انتقاد کردم که چرا با رسانه‌ها همکاری نمی‌کند، دلیل خانه‌نشینی سخنگوی او اقبال باهر چه است و ما باید از کی اطلاعات بگیریم؟
پاسخ داد: "من خانه نشین‌اش نکردم این‌که خودش می‌رود خانه‌اش می‌نشیند خو جدا گپ است برادر. کسی‌که خودش می‌رود به این بهانه که پدرم تَکَر کرده، یک هفته هم به رخصتی بود خودم برایش رخصتی دادم."
به فرماندۀ پلیس فراه گفتم شما به باهر دستور داده بودید که با هیچ خبرنگاری صحبت نکند و قبل از صحبت اجازه بگیرد، بحث‌ اصرار نظامی دولت به کنار که هر خبرنگاری هم آنرا می‌داند. اما موضوعات کوچک را هم مانع شده بودید، فکر نمی‌کنید باهر به دلیل همین فشارها پس از چهار سال خود را خانه‌نشین کرده است؟
"من فشاری وارد نکردم که صحبت نکند فقط گفتم تحت امر من هستی و بدون اجازۀ من با کسی صحبت نکنی. این پلیس است خبرنگار آزاد نیست که هر چیز بگوید من به هشت ولایت قومندانی کردم با قوانین آشنایی دارم بناء این‌که باهر به خانۀ خود رفته و از جنگ می‌ترسد گپ دیگری است."
به ذهنم رسید که باهر از چهار سال به این طرف با خبرنگاران همکاری داشته، در طول این مدت در آن ولایت جنگ بوده است و در چندین عملیات پاکسازی از منطقۀ جنگی با وی صحبت کرده بودم!
به فرماندۀ پلیس گفتم از چهارسال به این طرف در فراه جنگ است و باهر این چهار سال را کار کرده رفتن او، به جنگ ارتباطی دارد؟
او گفت: "کار کرده که کرده به همین قسم آدم‌های فاسد کار کرده که هیچ پرسانی نبوده باز حالا هم بیاید به وظیفه‌اش من ممانعتی که نکردم."
با فرماندۀ پلیس خداحافظی کردم در ذهن داشتم که باید به سخنگوی والی و مسئول کمیتۀ مصئونیت خبرنگاران در غرب کشور تماس بگیرم.
ناگهان متوجه شدم که همکارم با ناصر مهری سخنگوی والی فراه در حال صحبت است، قبل از اینکه صحبت شان قطع شود، صدا بلند کرده و پُرسش خود را مطرح کردم.
مهری دقیقا سه ثانیه پس از شنیدن پرسشم مکث کرد.
بعد از سه ثانیه گفت: "تماسی که ما داشتیم برای باهر صاحب و چیزی که به ما گفتند، این بود که نظر به مُشکلات شخصی دیگر وظیفه نمی‌کنند، و ظاهرآ علاقه‌مند اجرای وظیفه در کابل و یا ولایت خودشان تخار هستند."
با مهری صحبت را ادامه نداده و از وی تشکری کردم.
به همایون نظری مسئول کمیتۀ مصئونیت و امنیت خبرنگاران تماس گرفتم، فردی که چندین بار در سیمینارهای مختلف در کنار دیگر نهادها قانون حق دسترسی به اطلاعات را به خبرنگاران تدریس کرده بود.
موضوع را به نظری گفتم.
او گفت: "شکایت‌های خبرنگاران در زون غرب بخصوص از فراه زیاد بود و این شکایت‌ها از زمان آغاز به کار والی و فرماندۀ پلیس شروع شده، بهر حال نمایندۀ ما در ولایت فراه هفتۀ پیش موضوع را بررسی کرد مشخص شد همانطور که خبرنگاران عزیز شکایت کرده بودند، متاسفانه فرماندۀ پلیس و والی فراه زیاد اعتقادی به ارائه اطلاعات نداشته و سخنگوی پلیس آن ولایت هم توسط فرماندۀ پلیس خانه‌نشین شده است."
نظری ادامه داد: "اقبال باهر اکنون خانه‌نشین است و مثل یک ماه پیش و زمان فرماندۀ پیشین پلیس اجازۀ صحبت را ندارد این موضوع به همکاران ما در کمیته مصئونیت در کابل گزارش شده و دوستان ما این موضوع را از طریق وزارت داخله و شورای امنیت، پیگیری می‌کنند اما باید بگویم که با تاسف حکومت مرکزی هم در جلوگیری از ارائه اطلاعات دست دارد."
پیشت میز خود جای گرفته و قصد نوشتن گزارشم را داشتم که تلفن زنگ آمد، فرماندۀ پلیس فراه بود! تعجب کردم او پیش از این تماسم را پاسخ نمی‌داد اما این بار خودش زنگ زده بود.
پاسخ دادم بلی!
اینبار صدای فرماندۀ پلیس فراه لرزان بود، مشخص بود که فشار نهادها و خبرنگاران در غرب کشور امان او را بُریده است.
گفت سلام امینی: "چند دقیقه پیش به باهر زنگ زدم گفتم در جریان یک ماه تو 10 روز به قومندانی وظیفه اجرا کردی، برایش گفتم مُنفک ات نکردم برایت رخصتی دادم چرا به وظیفه‌ات نمی‌آیی؟ و او گفت دیگر به فراه وظیفه اجرا نمی‌کنم برو یک نفر دیگر به خود پیدا کن منم گفتم خو او میل خودت است."
فرماندۀ پلیس حرف‌های قبلی‌اش را تکرار کرد و یکبار دیگر از سابقۀ کاری خود گفت با او خداحافظی کرده و خواهان همکار وی در امر اطلاع رسانی به خبرنگاران شدم.
باید اشاره‌ای هم به یک ماه پیش بکنم وقتی که با همکارم یحیی فولادی ساعت 9 صبح با یک موتر کرولا راه پُرخطر فراه را طی کرده و به قصد دیدار با مقام‌های محلی و فرماندۀ پلیس به فراه رفتیم.
از شاهراه نمبر 517 عبور کردیم، سربازی موتر را نگهداشت و خواست وی را سرِ راه به کنسک بالابلوک برسانیم.
سرباز دارو خان نام داشت، پرسیدم امنیت چطور است گفت: اینجا جهنم است هر شب جنگ است.
اینکه در ادامۀ راه رفت و آمد به ما چه گذشت بماند.
اما پس از 24 ساعت حضور در فراه باز هم اقبال باهر و فرماندۀ پلیس فراه به تماس‌های ما پاسخ ندادند، در همان روزها از شورای ولایتی فراه کمک خواستیم تا ترتیب یک مصاحبه را بدهند سکرتر رئیس شورای ولایتی فراه هم موفق به انجام این کار نشد و معذرت خواست.
والی آن ولایت هم سخنگوی خود را پیش کرده و به بهانۀ داشتن مهمان‌های خارجی حاضر به صحبت نشد.
به پایان قصه‌ام رسیدم می‌خواهم بگویم که قصد داشتم خانه‌نشینی باهر را در قالب یک گزارش بنویسم اما به ادبیاتی نوشتم که مقام‌های مرکزی با خیال آسوده بخوانند و هر مخاطبی مواد آن را درک کند.
نویسنده: شفیع امینی

 

     * خرمالیق سیستان باستان در فراه دوباره شکل می‌گیرد

     * تاکید والی هرات به تطبیق قانون حق دسترسی به اطلاعات

     * خبرنگاران هلمند، شاکی از عدم دسترسی شان به اطلاعات

inside tel banner

 

ارسال نظر به عنوان مهمان

نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد