یکشنبه, 28 عقرب 1396
شناسه خبر:5626
در گفتگویی با سلطان‌احمد آریا، استاد دانشگاه:

آمریکا، دایه عزیزتر از مادر برای افغانستان

  • انداز قلم
گفتگو

ما در چه جهانی به سر می‌بریم و آنچه را که می‌بینیم، تا چه اندازه واقعیت‌ است؟

ما در چه جهانی به سر می‌بریم و آنچه را که می‌بینیم، تا چه اندازه واقعیت‌ است؟


جنگی که این روزها افغانستان در آن دست و پا می‌زند، قرار است تا منافع چه جناحی را تامین کند؟
کشورهای زیادی در افغانستان نقش دارند اما کدام یک دوست و کدام یک دشمن هستند؟
آیا افغانستان اقامتگاه آمریکا برای برآورده شدن اهدافش است؟
این سوالات ما را وادار می‌کند که به سراغ جواب‌هایی روشن و منطقی بگردیم.
سلطان احمد آریا، کارشناس ارشد روابط بین الملل در ولایت هرات در گفتگویی با وطن24 می‌گوید که آمریکا تنها به دنبال منافع خود است و اگر روزی لازم شود، حتی دموکراسی را هم برای افغانستان نمی‌خواهد.
او می‌گوید که شکل گرفتن چند قدرت دیگر در این منطقه از جهان سبب شده که آمریکا، افغانستان را مورد نوازش قرار دهد وگرنه این کشور به دنبال سود بردن از جنگ میان کشورها است.
- سلام بر شما جناب آقای آریا، می‌خواهیم در ابتدا رویدادهای سال 2001 به بعد را با هم مرور کنیم، اتفاقات در دنیا به نحوی شکل گرفت که پیش از آن نسبتا کم سابقه و یا حتی بی‌سابقه بود؛ از حمله به برج‌های تجارت جهانی در آمریکا گرفته تا لشکرکشی آمریکا به خاورمیانه و آسیا؛ چرا باید این سناریو، این چنین طراحی می‌شد؟
به نام خدا؛ آقای فولادی! خدمت شما، همکارانتان و تمامی مخاطبان وطن24 سلام عرض می‌کنم، بعد از سال 1991 و سقوط اتحاد جماهیر شوروی، دنیا نسبتا تک قطبی شد و آمریکا رهبری نظم نوین جهانی را بر عهده گرفت و به عنوان ابرقدرت حضور پیدا کرد و قدرت‌های دیگر، به ویژه کشورهای اروپایی نقش خود را همچنان ادامه دادند اما روسیه برای مدتی از داشتن نقش در سیاست‌های جهان دست کشید؛ همان روسیه‌ای که در قرن 20 رقیب آمریکا بود، در ابتدای قرن 21 از رقابت باز ماند و شرایط روسیه هم به گونه‌ای شد که بیشتر به مسائل درونی خود خواست بپردازد، آنان تلاش داشتند که مسائل داخلی خود را سر و سامان دهند و در بعد بین المللی هم روابط خود را با کشورها ترمیم کنند، قدرت‌های اروپایی هم با قدرت خود پیش می‌رفتند ولی کنشگری آنان بیشتر از طریق ناتو صورت می‌گرفت، با این حال آمریکا تنها به عنوان قدرت نظم نوین جهانی حضور داشت، البته دوره‌ای را که ما صحبت می‌کنیم، ناتو هم کار خاصی را انجام نداده است ولی پس از رویداد 11 سپتامبر، دنیا با یک سری پرسش‌ها روبرو شد، این حادثه نظمی را که با مدیریت آمریکا به وجود آمده بود، بر هم زد و نشان داد که آمریکا هم می‌تواند مورد حمله قرار بگیرد، آمریکا در آن زمان چنین نشان داد که این حادثه از سوی القاعده سازماندهی شده و به همین خاطر از طالبان خواست که اسامه بن لادن را به آنان تحویل دهند ولی طالبان این درخواست را قبول نکردند و در نتیجه آمریکا به افغانستان حمله کرد، حمله به آمریکا می‌توان گفت که مهمترین اتفاق پس از اتفاقات سال 1991 که رقابت میان شوروی و این کشور بود، قلمداد می‌شود، هرچند که آمریکا در این میان در جنگ عراق و کویت هم مداخله‌ای را انجام داده بود، عراق در آنجا شکست خور‌د و آمریکا هم که از کویت دفاع کرده بود، در نهایت از این کشور خارج شد و مشکلی هم به وجود نیامد، این کشور با ورود به افغانستان نشان داد که می‌خواهد در اینجا بماند و اهداف و منافع درازمدتی را دارد، به وجود آمدن طالبان پس از سال 2001 هم قسمتی از نقشه آمریکا بود تا بتواند در افغانستان باقی بمانده و منافع خود را تامین کنند.
- چیزهایی که شما گفتید مثل این می‌ماند که کارگردانی باشد و بازیگرانی و دکور بازیگری؛ این قضایایی که البته شما به خوبی از آن حکایت کردید، کمی پیچیده و عجیب و غریب نیست؟
هر قدرتی که در راس قرار می‌گیرد، می‌خواهد جایگاه خود را تثبیت کند، چیزی که در دنیا واقعیت دارد، همین جنگ بر سر قدرت است، انسان‌ها برای رسیدن به قدرت، عطش دارند و برای همین است که دست به هر کاری می‌زنند تا قدرتی که می‌خواهند را به دست آورند، پس کسی که در راس قدرت جهانی قرار می‌گیرد، نمی‌خواهد که قدرت دیگری جایش را بگیرد، به همین خاطر، ایالات متحده هم در جهت تضمین منافع دراز مدت خود، در جهان به کنشگری پرداخته است، یکی از اهداف آن، این بود که در این منطقه از جهان، یعنی افغانستان حضور داشته باشد تا بتواند با قدرت‌هایی که وجود دارند و در حال شکل گرفتن هستند، مقابله کند و یا آنها را ضعیف بسازد، زیبیگنیف برژینسکی، سیاستمدار آمریکایی هم که چند ماه پیش از دنیا رفت در مقاله‌ای از به وجود آمدن چند قدرت در جهان صحبت می‌کند و از رفتن جهان به سمت جهان چند قطبی صحبت می‌کند که چهار قطب می‌شود و آنان هریک آمریکا، روسیه، چین و خاورمیانه است، یعنی سه قدرت و قطب جهانی، در منطقه‌ای که ما قرار داریم، موقعیت دارد، به همین خاطر است که آمریکا حساس شده و می‌خواهد در این منطقه بماند و مانع رشد این قدرت‌ها شود و در عین حال بتواند در این منطقه یارگیری کند و برخی از قدرت‌ها را با خود داشته باشد که در دراز مدت مانع به وجود آمدن یک قدرت جهانی شود.
- پس بن لادن و کشتنش و سقوط طالبان و قدرت دوباره طالبان و آوردن دموکراسی و همه این‌ها، همگی، قسمتی از یک نقشه بوده است؟
ببینید! ما باید این را بدانیم که لیبرال دموکراسی، چیزی است که در جهان غرب جای افتاده است و آمریکا برای رسیدن به خواسته‌های خود، این نظام را برای تمامی کشورها می‌خواهد، ولی نکته اصلی این است که این‌ها برای رسیدن به خواسته‌های خود از هر ابزاری از جمله دموکراسی، جنگ، بن لادن و ... استفاده می‌کنند، یعنی اینها ابزاری است که آنان را به منافع شان می‌رساند، ما نمیتوانیم این را بگوییم که چون آمریکا باورمند به دموکراسی است، میاید و در افغانستان هم ورژن آمریکایی را تاسیس می‌کند و آن چیزی که در آن کشور است از جمله مشارکت مردمی و مشارکت سیاسی را هم در اینجا نهادینه می‌سازد، ما نباید انتظار این را هم داشته باشیم که نسخه دموکراسی آمریکایی برای افغانستان هم صادر شود ولی این بعید نیست که اگر منافعشان باشد، همین کار را هم می‌کنند، همین برژینسکی که یک مقام و سیاست‌مدار آمریکایی بود، گفته بود که آمریکا از یک فضای متشنج بیشتر می‌تواند استفاده ببرد تا یک فضای آرام و مبتنی بر امنیت؛ بر این اساس می‌توانیم تصور کنیم که سیاستمداران آمریکایی هم باورمند به این هستند که در فضای جنگی بیشتر فایده می‌برند و حتی بحث دیگری هم که مطرح است، همین نظریه هانتینگتون است که از برخورد تمدن‌ها در قرن 21 صحبت می‌کند که به صورت تلویحی دارد می‌گوید برخوردی که صورت می‌گیرد، میان غرب و اسلام است و در یک سطحی می‌خواهد که کشورهای شرق آسیا که نسبتا رشد کرده‌اند، به عنوان کشورهای دشمن غرب معرفی کند و به این اساس حالا غرب با هر ساز و کاری که شده باید در اینجا حضور داشته باشد و باید منافع خود را در دراز مدت تضمین کند و ابزارهای مختلفی را به کار بگیرد، هانتینگتون هم حتی یک سری راه کارهایی را هم پیشنهاد می‌کند که از آن جمله می‌توان گفت که غرب باید از اختلافات در این منطقه از جهان استفاده ببرد و جایگاه اقتصادی و نظامی خود را حفظ بکند، دوستان خود را در منطقه نگه بدارد و از اختلافات در میان کشورهای اسلامی سود ببرد، این پیشنهادهای هانتینگتون برای آمریکا است ولی برخی به این باور هستند که این دیدگاه‌های خود آمریکا است که از زبان هانتینگتون بیان شده است، به همین خاطر اگر اینها را کنار هم بگذاریم، همه بازی قدرت است و هیچگاه ما انتظار نداریم که فلان قدرت اگر در راس قرار می‌گیرد، دیگر از قدرت کنار نمی‌رود و در طول تاریخ هم این چنین بوده است.

ارسال نظر به عنوان مهمان

نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد