جمعه, 03 قوس 1396
شناسه خبر:4889

آغاز شمارش معکوس بقای طالبان

  • انداز قلم
نوشته ها

بحث را باید با همان ضرب المثل معروف "چاه کن مدام در چاه است" آغاز کرد.

بحث را باید با همان ضرب المثل معروف "چاه کن مدام در چاه است" آغاز کرد.

حملات انتحاری و انفجاری اخیر در افغانستان و به خصوص کابل که صدها کشته یا زخمی بر جای گذاشت، قلب تمامی مردم کشورمان را رنجاند.
حملاتی که برخی از آن، از جمله انفجار چهار راهی زنبق کابل رخ داده، بیش از 100 شهید و 400 زخمی به دنبال آورد.
این حملات طبیعی است که از سوی یک گروه کاملا خطرناک انجام میشود که دارای امکانات و توانمندی مالی فراوانی است.
نکته جالب این است که این رویداد از سوی طالبان وابسته به هبت الله آخوندزاده رد گردید و حتی از سوی رهبری این گروه محکوم شد اما حالا برخی از چهره های شناخته شده طالبان همان دسته که البته خود را وابسته به ملامنصور میدانند، این اتفاقات را به رهبری ملا هبت الله آخوندزاده نسبت داده و گفته اند که ریختاندن خون مردم توسط وی صورت گرفته است.
ملا صدر ابراهیم، فرمانده نظامی طالبان در ولسوالی های شمالی ولایت هرات در اعلامیه ای ضمن محکوم کردن این اتفاقات، رهبری طالبان را به دور از آرمان ها و اهداف گذشته شان عنوان کرده است.
او نوشته که این گونه انفجارها که در افغانستان رخ میدهد و باعث کشته شدن افراد بیگناه میشود، ناشی از تصمیمات فردی ملا هبت الله میباشد و تاوانش را هم خودش باید بپردازد.
صدر ابراهیم همچنین گفته که چنین اتفاقاتی برخواسته از سوء مدیریت رهبری طالبان است و اگر برطرف نشود، باعث از بین رفتن شالوده های اساسی این گروه میگردد.
پس از مرگ ملامحمدعمر، بنیان گذار گروه طالبان، تنشها در میان این حلقه مسلح به شدت افزایش یافته و نشان از این دارد که بیعت های آنان با ملامنصور و ملا هبت الله دارای قوت و استحکام فراوانی نیست.
مسئله خودبرتر بینی در میان فرماندهان این گروه سبب شده تا فرمان پذیری ها از رهبری طالبان به حداقل ممکن برسد و بسیاری حتی حکم های جا به جایی و تقرری ها را نپذیرند.
به عنوان نمونه باید به مسئله برکناری ملامنان، والی نام نهاد طالبان هلمند اشاره کرد که با تمام قوت خود در برابر حکم هبت الله آخوندزاده ایستادگی کرد و تا کنون هم بر سمت قبلی خود باقی ماند.
این اتفاقات در زمان ملامحمد عمر به هیچ عنوان رخ نمیداد و سرپیچی ها از دستور به معنی ترک بیعت محسوب میشد.
این موارد و ده ها مورد دیگر بیانگر اوج گسل و شکاف ها میان رهبری و فرماندهی طالبان افغانستان است.
چنین اتفاقاتی یک چیز را نشان میدهد و آن هم به کار افتادن شمارش معکوس حیات گروهی به نام طالبان است.
طالبان و به خصوص رهبر فعلی این گروه، ملاهبت الله آخوندزاده فاقد توانمندی و کنترل بر به اصطلاح نیروهای تحت فرمانش میباشد و کمتر دیده شده که بتواند امورش را با خیال آسوده به کار ببندد.
البته این مسئله پیش از به رهبری رسیدن وی هم قابل پیشبینی بود؛ پس از کشته شدن ملامنصور و درست زمانی که هبت الله به رهبری طالبان رسید، حرف و حدیث های زیادی وجود داشت که این فرد بیشتر از اینکه فردی دارای توانمندی های سیاسی باشد، یک عالم دینی است و بیشتر برای تبلیغ و ارشاد مورد استفاده قرار میگرفته است.
به واقع که این قضیه در همان زمان جدی گرفته نشد و در مدت اندکی با جو تبلیغاتی پاکستان و حامیان طالبان مسلح، به فراموشی سپرده شده اما حالا مدیریت این گروه را با چالش روبرو کرده و فرماندهان سرکشی را به بار آورده است.
فرماندهانی که در این ماه ها بر علیه رهبری خود نامه ها و اعلامیه هایی چاپ میکنند، همان سران سرکش طالبان هستند که امورشان اضمحلال زودهنگام این گروه را حکایت میکند.
با وجود این قضیه باید به این نکته اشاره کرد که تمامی گروه های تروریستی جهان، در طول تاریخ با درگیری های درون خودی و شکاف های داخلی به پایان کار رسیده اند.
این را میتوان پیشبینی کرد که در دهه آینده دیگر اثری از گروهی به نام طالبان نخواهد بود و افغانستان با قدرت مداری و تلاش نیروهای پر توان امنیتی، این امتحان را هم پشت سر خواهد گذاشت.

ارسال نظر به عنوان مهمان

نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد