چهارشنبه, 01 قوس 1396
شناسه خبر:4569

یک سال پیش گفته بودم که...

  • انداز قلم
نوشته ها

آقای حکمتیار ظاهرا با پا در میانی در کمسیون صلح با دولت افغانستان روی(25) ماده توافق کرد.

آقای حکمتیار ظاهرا با پا در میانی در کمسیون صلح با دولت افغانستان روی(25) ماده توافق کرد.


قرار است که او با تمام پرسونل، جنگجویان و هوادارانش که در کمپ های پاکستان زندگی می کنند به افغانستان برگردند.
آوازه ورود آقای حکمتیار به خاک افغانستان ذهنیت های متفاوت را در میان سیاست گران دولتی و غیر دولتی بوجود آورده، بنا براین لازم می دانم که با اعضا و هواداران خود موضوع آوازه ورود آقای حکمتیار به خاک افغانستان را تحلیل و بررسی کنم. من در این نوشته نمی خواهم که به وقایع زمان جهاد مقدس و حوادث قبل و بعد از خروج ارتش سرخ اتحاد جماهر شوروی و موضوع متفاوت تنظیم های جهادی در قبال طالبان در افغانستان بپردازم، چون که برای همه مثل روز روشن است در چهار دهه اخیر چه کسی چه کرده است.
بخاطر اینکه آنچه که امروز برای ملت افغان نا روشن و مهم است، دانستن نقش آقای حکمتیار بعد از ورود به افغانستان است.
در این خصوص گمانه زنی ها و سوالات بی پاسخ زیاد هم در میان سیاست گران و هم در میان مردم افغانستان وجود دارد.
من از انگیزه، علت و تعامل تصمیم اخیر آقای حکمتیار شروع می کنم.
قبل از همه به مردم رنج دیده و کارد به استخوان رسیده خود عرض کنم که حتی یک فرد از افراد مصلح که از آدم کشی، انفجار و انتحار دست بکشد و صادقانه در کنار ملت ما بی ایستد می تواند یک دست آورد باشد چه رسد به آقای حکمتیار و سایر اعضای مسلح حزب اسلامی که بیرون از قانون و نظام در مقابل ملت به فقر نشسته ما مسلحانه می جنگند.
اما تصمیم اخیر آقای حکمتیار یقینا نمی تواند ناگهانی، نمایشی، احساساتی و بی دلیل باشد. آیا علت تصمیم آقای حکمتیار زنده شدن روحیه وطن دوستی، حس سرنوشت شریکی با ملت بیچاره شده، درمانده و عذاب کشیده افغان است؟
آیا با کشته و شهید شدن برخی رهبران جهادی و سیاسی، آلوده شدن و از دور خارج شدن تعداد دیگری زمینه مساعد به وجود آورد تا آقای حکمتیار وارد دنیای سیاست شود؟
آیا تمویل کنندگان نمی خواهند یا نمی توانند گروه ها و جنگجویان آقای حکمتیار را دیگر تمویل کنند؟
آیا برای دولت میزان هزینه آقای حکمتیار بیش از دست آوردش شده است؟
آیا پاکستان جنگجویان خشن تر، گوش به فرمان تر و ارزان تر پیدا کرده و دیگر به جنگجویان آقای حکمتیار نیاز احساس نمی کند؟
آیا این جنگجوی پیر به این نتیجه رسیده که عمرش به آخر رسیده و برانگیخته شده تا با کارهای مثبت اشتباهات گذشته را جبران کند؟
آیا فشار کشورهای جهان بر پاکستان دیگر کمر شکن شده، مهره های پیر خود را که دیگر به درد جنگ نمی خورند از چرخه جنگ خارج کرده، در مقابل جامعه جهانی برای خود بینی خمیری می سازد؟
آیا همه این گزینه ها درست است یا چند تا و یا هیچ کدام، شاید گزینه دیگری در پشت پرده توافق شده باشد و آقای حکمتیار را وارد بازی سیاسی جدید می سازد تا به عنوان یک بازیگر با تجربه، کار کشته، آزمایش شده و وفادار را به صورت یک مهره محوری وارد بازی های جدید سازند؟
به هر صورت سالهاست که اختلافات قومی، مذهبی، سمتی، محلی و خود خواهی صاحبان قدرت و چوکی نشین ها فرصت رشد و توسعه را از ملت ما گرفته است.
در دهه اخیر آتش اختلافات توسط دشمنان افغانستان سنجیده شده و حساب شده روز به روز بیشتر دامن زده می شود.
اینطور به نظر می رسد که در سالهای آینده، نه تنها اختلافات کاهش نخواهد یافت برعکس این آتش افغانستان سوز اختلاف، به بهانه های مختلف و ایجاد شرایط اختلاف برانگیز به حدی دامن زده خواهد شد که اقوام افغانستان دیگرنتوانند با هم در یک جغرافیای سیاسی زندگی کنند. در آن وقت کشور ما به دو یا چند قطعه مجزا تقسیم و خوراک گرگان جهانی و منطقوی خواهد شد، هر چند رئیس جمهورغنی یک بار اشاره نمودند که من از تجزیه افغانستان جلوگیری کردم.
در پایان امیدوارم که آقای حکمتیار بخشی از این سناریو نبوده برعکس عامل موثر صلح، ثبات، همبستگی ملی، استحکام کشور و یک پارچه گی افغانستان عزیز باشد.
با عرض حرمت و احترام
سمونیار امین الله(میهن یار)
جمعه 24/2/1395

ارسال نظر به عنوان مهمان

نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد

آخرین اخبار بخش ها