دوشنبه, 27 قوس 1396
شناسه خبر:4502

نقش زنان دانش آموخته در افغانستان آینده

  • انداز قلم
نوشته ها

افغانستان كشوري است كه بعد از سال‌ها كشمكش و گذار از جنگ‌هاي خانمان‌سوز داخلي، حكومتي موقت به كمك كشورها و قدرتهاي بزرگ نظامي و اقتصادي غربی در آن پايه‌گذاري شد.

افغانستان كشوري است كه بعد از سال‌ها كشمكش و گذار از جنگ‌هاي خانمان‌سوز داخلي، حكومتي موقت به كمك كشورها و قدرتهاي بزرگ نظامي و اقتصادي غربی در آن پايه‌گذاري شد.


ديري نگذشت كه اين حكومت مورد تائيد اكثر كشورهاي جهان و منطقه قرار گرفت حكومت نيز با استفاده از فرصت‌ها و موقعيت‌هاي پيش آمده، فعاليت‌هاي خود را اغاز کرد و براي پيشبرد اهداف خود طرح‌ها و برنامه‌هايي روي دست گرفت.
با حمايت و پشتيباني كشورها و موسسات بين‌المللي، سرمايه‌هاي كلاني وارد كشور گرديد مطمعنا كشورهاي كمك كننده در قبال پول‌هاي پرداختي به دولت افغانستان كه حاصل دسترنج و زحمات ملتشان بود بي تفاوت ننشستند و در مقابل، با انعقاد قرار دادهايي با حكومت افغانستان نظارت گاهی مستقيم و گاهی غير مستقيم بر چگونگي به مصرف رسيدن كمك‌هايشان داشتند.
از طرفي حكومت افغانستان هم با ملتي خسته و درمانده روبرو بود؛ ملتي كه تعداد زيادشان راه آوارگي و مهاجرت را بر ماندن در ميدان جنگ ترجيح دادند و تعداد ديگري هم كه اسير در چنگال جنگ و ناامني، فقر و ناداري مانده بودند؛ كساني كه جنگ‌هاي داخلي انها را از هر گونه فعاليت و پيشرفت دور نگه داشته بود.
مطمعنا كه چندين دهه جنگ، ملت را تا مرز تباهي مطلق پيش برد و كشور را كه بايد همچون يك خانه زيبا، آرام و مرفه مي‌بود، تبديل به جهنمي نمود كه پا گذاشتن و ماندن در آن چيزي جز عذاب را براي صاحبانش به ارمغان نداشت اما در اين ميان زنان و بانوان مظلوم و رنج كشيده اين مرز و بوم بيشترين آسيب و صدمه را از ناحيه جنگ‌ها متحمل شدند؛ زناني كه اگر كشورشان آزاد و اباد مي‌بود توانايي ترقي و درخشش در تمام عرصه‌هاي علمي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي جامعه خود به بهترين نحو داشتند.
اما سرنوشت انها چيزي ديگري شد...
مردم كشور که از آموزش و پرورش دور مانده بودند و در بسياري موارد هيچ دركي از اجتماع و زندگي مدرن نداشتند، شديدا پايبند به برداشت‌های نادرست از مبانی دینی و اعتقادی بودند كه يكي از بزرگترين مشكلات و چالشها در مقابل عملكردهاي حكومت در عرصه هاي مختلف بود.
حكومت هم نظر به وعده‌ها و قول و قرارهایی که با كشورهاي ديگر و هم از لحاظ ضرورت‌هاي جامعه خود، در به ميدان آوردن بانوان براي انجام فعاليت‌هاي مختلف دست به كار شد.
به این دلیل که حكومت جديد به درك درست از مفاد و مزيت‌هاي حضور زنان در تمام عرصه‌ها پي برده بود.
با ايجاد و تاسيس رسانه‌هاي مختلف و روي دست گرفتن برنامه‌های گوناگون و حتي ايجاد وزارتي با نام وزارت امور زنان، مردم و به خصوص زنان و دختران را ترغيب به تابو شكني‌ها و بيرون شدن از پس پرده‌هاي جهل و ناداني نمود و چنان كه پيداست تا حدود زيادي در كلان شهرهاي كشور موفق واقع شده است.
از جمله فعاليتهاي مهم و اساسي كه حكومت بايد به ان توجه مي‌داشت مسئله تعليم و آموزش بانوان كشور بود.
از انجايي كه زنان نيمي از پيكره جامعه را تشكيل مي‌دهند و نقش اساسي و مستقيم در فرايند امورات خانه و خانواده و بخصوص اجتماع دارند، مساله آموزش و پرورش انها از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌شود به این سبب که داشتن زناني با سواد و دانا، از يك طرف باعث رشد و استقلاليت فردي خود آنها و از طرفي ديگر و از همه مهمتر سبب رشد و تكامل درست و صحيح كودكان انها مي‌گردد كه در نهايت منجر به داشتن جامعه‌ای دانشمند، فرهنگي و فرهيخته خواهد شد.
بنا بر این، دولت اگر خواهان بقاء و بدست آوردن حيثيت ملي و بين‌المللي خود باشد و با وجود تمام مشكلات و موانع سر راهش از كاروان پيشرفت و ترقي و راه رقابت با ساير كشورها عقب نماند، بايد بيشترين توجه و دقت خود را به آموزش بانوان معطوف کند؛ چرا كه تغيير و توسعه امورات مربوط به دولت و ملت بدون حضور نيمي از جمعيت آن امري بديهي و غير ممكن خواهد بود.
زنان تاثيرگذارترين عضو اجتماع به شمار مي آيند و ناديده گرفتن نقش آنها در خانواده و اجتماع، جز پايمال كردن حق انساني آنها است و موجب عقب ماندگي اجتماع و جفاي بزرگ در حق نسل‌هاي آينده می‌شود.

طاهره رحیمی - خبرگزاری وطن24

ارسال نظر به عنوان مهمان

نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • هیچ نظری یافت نشد