امروز : جمعه ۲۵ عقرب ۱۳۹۷ ساعت ۰۱:۲۶

Logo moharram 2

روایت شکست طالبان در روزهای اخیر غور،

طالبان غور و اَبَرحریفی به نام ابراهیم ملک زاده

کسی نمیبیند که او چگونه وارد غور می‌شود؛ طالبان دقیقا در زمانی که احساس می‌کنند او در کابل است، متوجه می‌شوند که مانند یک شبح، پشت سرشان ایستاده است. این غافلگیر شدن بیشتر باعث شکست این گروه از ملک زاده شده است.
طالبان غور و اَبَرحریفی به نام ابراهیم ملک زاده
سه شنبه | ۱۳۹۷/۰۶/۲۰ - ۱۷:۱۵ |
کد خبر : ۶۹۷۹ |
نوشته ها

دو هفته قبل بود که گزارش شد، تمام قوت طالبان غرب افغانستان برای تسلط و تصرف یکی از دو ولسوالی ساغر و یا تولک غور، نقشه ریخته‌اند.

ملااحمدشاه همه کاره طالبان غور و تمام توانش، سران و پیاده نظام طالبان ولایت‌های بادغیس، فراه و هرات.

24 ساعت بعد، ولسوالی تولک این ولایت به محاصره طالبان درآمد و به راحتی دو پاسگاه مهم و حیاتی از قوای امنیتی دولت، زیر پای طالبان افتاد.

به دلیل دشوارگذر بودن راه‌ها و عدم رسیدن به موقع نیروی کمکی از سوی دولت، همه انتظار داشتند که فردا صبح، خبر سقوط ولسوالی تولک از رسانه‌ها پخش شود اما ورق به یک باره برگشت و چیزی غیر عادی رخ داد.

طالبان با اینکه بدون خطر و دغدغه بر گِرد ولسوالی تولک حلقه زده بودند، این منطقه را رها و به سمت ساغر به راه افتادند.

این بار ساغر در محاصره طالبان قرار گرفت؛ طالبانی که می‌خواستند 24 ساعته کار را یک سره کنند و سر و صدایی را به راه بیاندازند.

باید ساغر سقوط می‌کرد ولی باز هم این چنین نشد.

دومین درِ بسته برای طالبان غور که اگر خواسته باشیم واضح بگوییم، "هیچ خدایی را بنده نبودند."

بعد از حمله انتحاری پارسال در یک مسجد در ولسوالی دولینه که سرسخت‌ترین رقیب طالبان یعنی "فضل الاحد" کشته شد، طالبان هیچ شکستی را نداشتند.

ولسوالی‌های مختلف غور در حاکمیت مستقیم یا غیر مستقیم آنان بود ولی چه شد که نقشه سقوط ساغر و یا تولک با شکست مواجه شد؟

ابر حریفی به نام ابراهیم ملک زاده

داکتر محمد ابراهیم ملکزاده فرزند میرزا عبدالرحمن ملکزاده؛ در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی در روستای سرجنگل ولسوالی تیورۀ ولایت غور به دنیا آمده است.

تحصیلات وی در حد بکلوریا و همچنين ديپلوم طب متوسطه را از مؤسسه (ای ام سی) کویتۀ پاکستان به دست آورده است.

وى عضو حزب جمعیت اسلامی افغانستان و از فرماندهان دورۀ مقاومت علیه طالبان می‌باشد.

در جبهات مجاهدین به عنوان داکتر و معالج ایفای وظیفه نموده و بعد از سقوط طالبان، تا تابستان ۱۳۸۳ والی غور و بعداً تا انتخابات پارلمانی، مشاور امنیتی وزارت داخله بوده است.

وی در سال ۱۳۸۴ هجری شمسی، در دوره پانزدهم عضو پارلمان بود و تا کنون هم در این مجلس به سر می‌برد.

این مرد حدودا 50 ساله کسی است که حتی در زمان حکومت طالبان مقابله نظامی با این گروه داشت و مناطق خود را رها نکرد.

ارتباط تنگاتنگی با احمدشاه مسعود داشت و خیلی‌ها در حال حاضر او را احمدشاه مسعود غور می‌دانند.

او در حکایتی از روابط با احمدشاه مسعود چنین گفته است:

" زمانى كه سخت در تنگناه قرار گرفتم و دشمن ستمگر تمام قرأ و قصبات ما را به آتش كشيده بود خودم و همسنگرانم در ارتفاعات و قله هاى دشمن شكن محيط زيستم سنگر گرفته بودم ، از آسمان طيارات جنگى با باران آتش و توپ عرصه را به من و همسنگرانم تنگ كرده بودند و از زمين هم رگبار مسلسل موشك ها سنگ و چوب را به آتش مبدل ساخته بود و در هر ساعت شاهد پيكر پاره پاره از همسنگرانم بودم كه به وسيله خمپاره هاى دشمن به خون آغشته ميشدند و ناگهان دشمن مرا هدف هاوان قرار داد كه سه تن از محافظين ام در همان لحظه جام شهادت نوشيدند و پارچه ها تمام وجودم را به خون رنگين نموده بود و بعد از لحظه يى به هوش آمدم و به خاطر اعاده روحيه و مورال همسنگرانم به مخابره تاكى واكى صحبت نمودم و در ساعت بعد كه موقعيت را ترك گفته و به قريه دهن آب گرم كه تليفون ما در همانجا روشن بود رفتيم و به تليفون زنگ آمده و صداى آمر صاحب قاعد دلسوز كاروان راه حق و آزادى به گوشم رسيد و گفت: خدا را شكر كه زنده و صحتمند هستيد چون از طريق مخابره دشمنان خبر ناگوارى شنيدم و پرسيد كه چه حال داريد؟ گفتم كه مشكلى وجود ندارد، من نمى خواستم كه او را در جريانِ حوادث دلخراش زنده گى ام قرار دهم ، اما او همه را ميدانست و در اين لحظه همه درد ها و رنج هايم را فراموش كردم .

لحظاتى كه دشمن بى رحم با سر افگنده گى و شرمسارى از غور شكست خورد و تمام مناطق از وجود آن پاك شده بود خواستم ذريعه تليفون با آمر صاحب تأمين ارتباط نمايم همان لحظه مؤفق نشديم و به خبر هاى راديو گوش دادم و خبر دلخراش سؤ قصد به جان سپه سالار رشيد راه اسلام من را به يكباره گى تكان داد و پيام شهادت وى مرا در بحرى از يأس و نا اميدى فرو برد."

او دارای نفوذ زیادی در میان مردم ولسوالی‌های مختلف غور است و به همین خاطر در مواقعی که طالبان خواسته باشند به مناطق زیر نفوذ او حمله کنند، در کمترین زمان، یک گُردان یا لشکر نظامی اما مردمی را دست و پا می‌کند.

اتفاقی که در اصول نظامی منحصر به فرد است؛ تنها فرماندهان جنگ های چریکی و پارتیزانی از این قدرت برخوردارند.

از او و فضل الاحد به عنوان رقیبان برجسته طالبان غور یاد کرده‌اند ولی تفاوت ملک‌زاده با فضل الاحد بیشتر در این است که وی با سران سیاسی کشور، به خصوص اعضای حزب جمعیت، ارتباطات تنگاتنگی دارد.

حزب جمعیت اسلامی از این فرمانده، حرف شنوی زیادی را دارد و محال است که در تصمیم گیری‌های بزرگ خود نظر او را نشنود.

از او یاد کرده‌اند که دارای نفوذ زیادی حتی در میان طالبان است و توانایی و مهارت بالایی را در حدس زدن نقشه‌های این گروه دارد.

ابراهیم ملک زاده با مدیریت و تماس‌های پیاپی خود از هرات، توانست که چند روز قبل سقوط ولسوالی تولک را خنثی کند و تا زمان حمله طالبان به ولسوالی ساغر خود را به این ولسوالی رساند.

کسی نمیبیند که او چگونه وارد غور می‌شود؛ طالبان دقیقا در زمانی که احساس می‌کنند او در کابل است، متوجه می‌شوند که مانند یک شبح، پشت سرشان ایستاده است.

این غافلگیر شدن بیشتر باعث شکست این گروه از ملک زاده شده است.

حالا این چنین شخصی، بزرگترین مانع پیشرفت طالبان حداقل در ولسوالی‌های تولک، ساغر و شهرک استو

طالبان غور به خوبی می‌دانند که چه کسی در برابرشان ایستاده است؛ برای از بین بردن او تنها یک راه وجود دارد؛ عملیاتی مشابه با عملیت حذف فضل الاحد. انتحار.

منابع:

اداره محلی غور

منابع خاص وطن24

فرمانده پلیس ولسوالی تیوره

شورای ولایتی

خبرگزاری پژواک

telegram

3

D Do new

6